خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

تمدن بشری

امتیاز به این مطلب!

174 views

بازدید

در آن روزگار چیزی از تمدن و عمران و رفاه نعمت و آسایش مدنی نداشت . باری تا مشرق آباد بود علوم و صنایع نیز در بلاد مشرق تمرکز و استقرار داشت ؛ بعد از آنکه ممالک شرق بعللی که در تواریخ مسطور است ،‌از حضارت و آبادانی اوّل افتاد و این میراث گرانبهای بشری به اروپا منتقل گشت ، طبعاً علوم و معارف نیز به اروپا انتقال یافت .

بشر ذاتاّ دارای فکر است و علم و صنایع نیز همه مولود فکر بشری است .
انسان دارای دو قوّه است : یکی قوّه حس و یکی قوّه حرکت ؛ سایر حیوانات نیز از یان دو قوّه بهره مندند ، اما فضیلت و امتیاز انسان بر سایر حیوانات بقوّت فکر و نفس ناطقه ملکوتی است . نفس ناطقه انسانی منبع ادارک و فکر است . فکر چیست ؟ فکر عبارتست از حرکت ذهنی اسنان از مبادی بمقاصد ، یعنی از مقدمات به نتیاج .
پس انسان ذاتاً متفکر است ، یعنی روح او پیوسته در جست و جوی نتیاج و کشف مجهولات در حرکت فکری است ؛ بعضی فلاسفه قدیم اصلاً انسان را در عوض « حیوان ناطق » که همه جا معروف و مشهور است ، به « حیوان متفکّر » تعریف کرده اند .
علوم و صنایع هر چه داریم همه محصول فکر و مولود قوّه ادراک بشری است پس می توان گفت که اصل ظهور و وجود گرفتن علوم و صنایع در بشر یک امر طبیعی غریزی است ، اما رشد و پرورش علوم و صنایع همانظور که اشاره شد منوط بدرجه ثافت و حضارت و تمدن انسانی است . چه بسا که یک علم یا یک صنعت در یمان ملّتی و مملکتی ظهور می کند اما میدان رشد و پرورش نمی یابد و همچنان خاموش و بی تحّرک و بی اثر می ماند وهمینکه از اینمحل بموضع دیگر انتقال یافت ، می بالد ورشد می کند چندانیکه عالمی را زیر سایه خود می گیرد و فیض بعموم اهل عالم می رساند . علوم و صنایع از یان جهت مانند گیاهها و درختان هستند ، گه چون بسرزمین مستعّد رسیدند بر رشد و بالش و ثمره و میوه آنها افزوده می شود .
بسیاری از علوم و صنایع که در اروپا بدرجات عالی رسیده ابتدای ظهورش در شرق و مادر کشف و اختراعش فکر شرقی بوده است ؛ اما د رموطن اصلی خود محلی برای رشد و پرورش و میوه دادن نیافته و بی ثمر افتاده است .
همینکه اروپایئان آنرا گرفته اند و قدر آنرا دانسته و در پروردن و بثمر رساندن آن نهایت کوشش نموده اند ، تا جائی که خود شرقیان با دیده‌حسرت بدان نگریسته وناچار تقلیدی ناقص و اقتباسی خام از آن کرده اند .
بسیاری از اعمال و معجزات شیمیایی که امروز از خصایص اروپا و امریکا شمرده می شود ، ریشه اش همان « کیمیا » ی مشرق زمینی هاست .
در علوم ریاضی نیز مسائل فراوان داریم که ابتدا از فکر شرقیان مخصوصاً ایران و هند (هند بمعنی اعّم می گویم که شامل هندوستان و پاکستان کنونی هر دو می شود ) تراوش کرد و در موطنش نه فقط رشد نگرده بلکه در اثر غلبه عوامل دینی و دولتی منکوب و سرکوب هم شده بود . اما علمی تازه و کشفی نوظهور دنیا را مبهوت و مسخّر خود ساخت .

ارزش علم و عالم اسلامی :
بهوش باشیم که ما بیش از علم به علام فکر می کنیم ، علم نباید عالم را از او بستاند ، باید او را به او بدهد و او را زیبا و روشن کند .
علم دو نقش دارد  یکی رساندن خود عالم به او و دیگری ستاندن او از او : علم می باید مایه کشف و بازشناسی خویشتن شود و خود را که جز اخگری از خورشید وجود حق نیست صیغل بزند . اما می باید خود های کاذب را نیز که بر روی خویشتن راستین افتاده است ، پاک کند در رابطه با ارزش علم امام علی فرموده اند علم و عمل پیوندی نزدیک دارد و کسی که دانست باید به آن عمل کند چرا که علم عمل را فرا می خواند اگر پاسخش داد می ماند و گرنه کوچ می کند .
عالم و دانشمند را با عبارات گوناگون تعریف کرده اند .
امام حسین نیز عالم را به برخی از صفات او می شناسد و. آیا عالم آن است که دچار اشتباه نشود ؟ یا هر چه می گوید درست باشد ؟
( اگر عالم هر چه بگوید نیکو و صحیح باشد هر آینه از شگفتی درباره او به شک و تردید می افتد و می گوید از نیروهای مرموزی کمک بگیرید بلکه عالم آن کس را که گویند که کارهای درست او بیشتر باشد. )
امام علی نیز عالمان را از عوامل استحکام دین و دنیا معرفی کرده اند :
استراتژی دین و دنیا به چهار چیز است :
۱-    عالمی که به علم خود عمل کند .
۲-    جاهلی که از آموختن سرباز زند .
۳-    بخشنده ای که در بخشش بخل نورزد .
۴-    فقیری که آخرت خود را به دنیا نفروشد .

کسی که نعمت های فراوان خدا به او روی کرد و نیازهای مردم به او روی کرد اگر حقوق واجب الهی را ببپردازد خداوند نعمت ها را بر او جاودانه سازد و در غیر آن خداوند او را به نابودی کشاند.
در گفتار دانشمند دیگری ، حضرت ابا عبدالله به شناساندن عالم و جاهل و نشانه های علم و جهل را اینگونه بیان می کند :
امام حسین فرمود :
( نشستن با صاحبان اندیشه و عقل از نشانه های پذیرفتن حق است و خشونت و بدکاری با غیر اهل فکر از نشانه های جهل و نادانی است ، و ارزیابی و نقد و رد گفتار خویش و آگاهی به واقعیت ، نظرها و اندیشه ها از نشانه های اندیشمندی است )
در جای دیگر امام علی فرمودند :
اندیشیدن همانند دیدن نیست زیرا گاهی چشمها دروغ می نمایند اما آنکس که از عقل نصیحت خواهد به او خیانت نمی کند .
حضرت علی فرمود : چه بسیار دانشمندی که جهل اش او را از پای درآورد و دانش او همراهش باشد . اما سودی به حال او نداشته باشد .
امام علی نقل کرد :که روزی یکی از زنان  مدینه خدمت زهرا رسید و گفت مادر پیری دارم که در مسائل نماز سؤالاتی دارد و مرا فرستاده است تا مسائل شرعی نماز را از شما بپرسم .
حضرت زهرا فرمود بپرس .
و آنگاه مسائل فراوانی مطرح کرد و پاسخ شنید در ادامه پرسشها آن زن خجالت کشید وگفت : بیش از این نباید شما را به زحمت بیاندازم . حضرت زهرا فرمود بازهم بیا و آنچه سوال داری بپرس .
آیا اگر کسی را روزی اجیر نمایند که بار سنگینی را به بام ببرد و در مقابلصد هزار دینار مزد بگیرد ، چنین کاری برای او دشوار است گفت خیر . حضرت ادامه داد : من هر مسأله ای را که پاسخ می دهم بیش از فاصله زمین و عرش گوهر پاداش می گیرم و سزاوارتر است که بر من سنگین نیاید .
امام علی در وصف عالمان می فرماید : ثروت اندوزان بی تقوا مرده ، گرچه به ظاهر زنده اند ، اما دانشمندان تا دنیا برقرار است زنده اند ، بدنهایشان گرچه در زمین پنهان اما یاد آنها در دلها همیشه زنده است .
موضوع علم و عالم در بینش اسلامی :
آنچه بنام علم در اسلام نامیده می شود متفاوت است با آنچه که امروز حرمت زیاد و علم نامیده می شود و تبدیل به لقب پرحرمتی شده است که توسط کسانی به دنبال یک رشت از افکار بسته می شود تا آنها را از انتقاد مصون بدارد این ماجرا در مورد علم تنها نیست بلکه در بسیاری از واژه هایی که در فضای مذهب مطرح می شوند معنایی مشخصی دراند نیز صادق است .

در شریعت اسلام و در معارف اسلامی علم تعریف نشده است ولی برای علم صفاتی و برای عالم هم صفاتی ذکر شده است و اگر ما این صفات را در نظر بگیریم و سعی کنیم که مدلی بدهیم که این صفات را بپوشاند و در برو بگیرد تا حدودی به مفهوم علم از نظر اسلامی نزدیک شده ایم .
علما وارث پیامبرند . عالم چگونه می تواند میراث پیامبران را منتقل کند به نحوی که معنای واقعی وارث پیامبران محسوب شود ؟
وراثت از پیامبر مسلماً  وراثت در ملک و مال امثال این امور نیست و آنچه نقش اصلی پیامبران را تشکیل میدهد  عبارت است از هدایت به معنای وسیع کلمه .
عالمان هم از این جهت از پیامبران وراثت می کنند و کار آنها را ادامه می دهند . از همین جا باید تا حدودی اصولاً یه قالب گیری این اندیشه راه پیدا کرد که عالم چگونه دارای معرفی می شود و شأن و نفی که عالم از نظر اسلام باید داشته باشد چیست ؟
این باید به ما نشاندهد که ما از چه بینشی پیروی می کنیم و در چه مسیری داریم گام می گذاریم ، به خاطر بیاورید که فرانسیس بیکن می گفت که ما علم را علم نمی شناسیم مگر اینکه ما را بر طبیعت چیره تر کند . این را مقایسه کنید با این اندیشه که ما علم را علم نمی شناسیم مگر اینکه ما را وارث پیامبران و پیامبر گونه کند در این مقایسه شما به خوبی می توانید حدس بزنید که چهارچوب اندیشه اسلامی درباره علم چیست ؟
نکته دومی که در زمینه علم و عالم گفته شده این است که عالم دارای خشیت می شود .
تنها دانشمندان و عالمانند که دارای خشیت خداوند می شوند و نیز از امام صادق نقل شده است که :
هر کس بی نصیب از خشیت باشد عالم محسوب نمی شود حتی اگر با موشکافی های محققانه دشواری های علمی را حل کند و نیز امام علی نقل کرده است که : آنکه علم را علم می کند خشیت است و آنکه علم را جهل می کند عجب و خویشتن بینی است . بهر حال هر تعریفی از علم و هر تعریفی از اسلام بدهیم قطعاً باید فراگیر این نکته باشد که ما علم را علم نمی شناسیم مگر اینکه به خشیت منتهی شود و آن را افزون تر کند و عالم را عالم نمی شناسیم مگر اینکه دارای خشیت باشد . خشیت غیر از خوف است و خوف هم غیر از جبن است . کسانی فکر می کنند  که خشیت از خداوند یعنی ترسیدن از او و ترسیدن هم که مذموم است  بلکه ترسو بودن  یک صفت اخلاقی مذموم است ولی خشیت ترسو بودن نیست . آن جبن است که به معنای ترسو بودن است و البته شما می دانید که در معارف اسلامی هیچ جا در برابر خداوند به جبن دعوت نشده است . خشیت عبارت است از نوعی ادراک رهبت ، شناختن دقیق شخصی که در طرف مقابل ماست و لبریز شدن از مهابت نسبت به او مقایسه کوچکی خویشتن با علو و بلندی او و به خضوع افتادن در برابر او .
نکته سوم اینکه : علم هدایت آور است یعنی کسی را به خود رها نمی کند . نه تنها هدایت آور است بلکه ظلالت آور هم هست این مسأله بسیار آموزنده ای است این نه تنها در مورد علم صادق است بکله در بسیاری دیگر از امور در جهان نیز صادق است .
قرآن خود درباره خودش چنین سخنی را دارد قرآن خود را هدایت می داند ،نور می داند ولی در عین حال معتقد است که قرآن بر مؤمنین شفا و رحمت است ولی بر ظالمان خسارت و زیان است .
در روایات آمده است که هر کس علمی بیاموزد ولی بر هدایت او افزوده نشود از خداوند دورتر شده است.
اولاً توجه کنیدکه قرب به خداوند از اهداف علم و یا از نتیاج علم است و ثانیاً بنا به آنچه گفتیم ما علم را علم نمی شناسیم مگر اینکه به نزدیک شدن به خداوند و به هدایت انسان کمک بیشتری بکند.
هرکس علم او فزونی گیرد اما هدایت او افزون تر نشود دوری او  از خداوند بیشتر شده است پس طرحی که ما از علم می دهیم باید این را هم شامل شود علم نمی تواند نسبت به هدایت بی طرف باشد .
نکته بعد اینکه از نظر اسلامی و در تفکر اسلامی علم امر ذومراتب است . غرض من اجمالاً و مختصراً این است که علم سطوح مختلف دارد و از حقیقت واحد می توان درک های مختلف داشت . و همین درک های متفاوت به نحوی است که موضع گیریهای متفاوتی ایجاد خواهد کرد .
یکی از مهمترین چیزهایی که باید آموخت و آموزش داد و ما در دانشگاه ها و جامعه خودمان باید داشته باشیم همین است که به ذومراتب بودن را در عمل هم می باید نشان داد .
نشان دادن و قائل بودن با این امر در عمل ، عبارت است از تسامح و تحمل نسبت به اعتقادات دیگران این شیوه دقیقاً از این تفکر بر می خیزد .
اگر ما معتقد باشیم که یک حقیقت واحد که در خارج است اگر به آن نگاه کنند یا هیچ کس آن را نمی فهمد و یا همه به یک اندازه آن را می فهمند بنابراین انسان باید به فهم خودش تکیه کند و همه دنیا را بر باطل بداند . این یک جور فکر است و عمل خاصی را بدنبال خواهد داشت ولی اگر ما به اندیشه اسلامی پایبند باشیم چنین نمی گوییم و نمی کنیم و برای هر کس سهمی در درک حقیقت قائل می شویم .
صفت دیگر علم صمت و سکوت و حلم است ، علم باید برای شخص عالم صمت و حلم بیاورد . از امام رضا نقل است که از علامت فقیه بودن علم و صمت است .
امام صادق از امام علی نیز روایت کرده که عالم ۳ علامت دارد : علم و حلم و صمت .
از پیامبر (ص) نقل شده است که هیچ مقارنتی افضل از مقارنت از علم و حلم نیز نیست . امیر المؤمنین در مورد یکی از اصحاب خودشان این ارزش را ذکر می کند :
یکی از صفات این برادر خدایی این بود که او بیشتر اوقات خودش را ساکت بود .
این ارزش امروزه نزد ما عکس شده است ،پرحرفترین و پرادعاترین اشخاص ظاهراً ارجمنترین اشخاص می شوند اما از نظر تفکر اسلامی علم شخص را سوق می دهد به سمت صمت . اصولاً شأن روح های بزرگ این بوده است که از تنهایی و سکوت لذت می برند و با آنها انس داشته اند . آدمی که خودش را تهی و زشت می بیند برای پرکردن خود و مشغول کردن خود از پرگفتن و خودستایی کمک می گیرد ولی آدمی را که خود را زیباترین منظره ای می بیند که می تواند در آن نظر کند ، در کنار خودش می نشیند و خود را تحمل می کند و در زیبایی درون خود غوطه ور می شود و نیازی به عرضه کردن خود به دیگران نمی بیند .
صفات منفی علم :
دو آفت و صفت منفی هم برای علم برشمرده شده است که ذکر می کنیم :
یکی اینکه علم نافع داریم ، علم مضر هم داریم . در سخنان پیامبر هست که : پناه می بریم به خدا از علمی که نافع نیست . امیرالمومنین در خطبه ای در نهج البلاغه در مورد متقین همین سخن را می گوید:
متقین چمشان را از محرمات می بندند و گوششان را تنها به علم نافع می دهند بنابراین علم غیر نافع هم می تواند پیدا شود و آن علم که از نظر اسلامی مقبول است علم نافع است ،علم مضر همان علم مضل است .
نکته دوم : اینکه علم می تواند حجاب واقع شود در عین اینکه علم به اصطلاح فلاسفه عین انکشاف وظهور است در عین حال می توان حجاب هم واقع شود ونه تنها چیزی را به انسان نشان ندهد و آشکار نکند بلکه حقایقی را هم بپوشاند و از همه مهمتر اینکه می تواند حجاب خداوند بشود  و می تواند بزرگترین پرده بر چشمان عالم شود تا خدا را نبیند .
در وصف علم پیامبران از حضرت علی آمده است : اهل بیت پیامبر دین را چنان که سزاوار بود دانستند و آموختند و بدان عمل کردند نه آنکه شنیده اند ، نقل کرده اند . زیرا راویان دانش بسیارند اما حفظ کنندگان و عمل کنندگان به آن اندک .

علم هدف ها و کاربردهایش :
بعد از بحث در مورد شناخت و لزوم آن انواع شناخت و شناخت علمی سؤال این است که هدف های علم چیست و سپس باید روش های دست یابی به این هدفها را مطمع نظر قرار دهیم بنابراین از خود می پرسیم هدف های هر علم در هر زمان و مکان چیست . پاسخ می تواند چنین باشد : ارضاء کنجکاوی های انسانی در شناخت بهتر طبیعت و به تبع آن کنترل بیشتر  بر آن و مهار سازی محیط اطراف .
پس به یک تعبیر می توان همراه با فرانسیس بیکن چنین گفت : ما از قوانین طبیعت برای تسلط بر طبیعت و مهار آن اطاعت می کنیم اما قبل از هر چیز باید این قوانین را بشناسیم . پس از یک دیدگاه می توان گفت علم در جستجوی کشف قوانینی است تا با آن جهان پیرامون را بشناسد و پدیده ها را در حوزه میل و ارداه انسان قرار دهد .
بیان کرلینگر نیز تأیید هیمن ادعاست به نظر او (( وظیفه علم عبارتست از ایجاد قوانین کلی که رفتار چیزها و رویدادهای تجربی را که علم با آنها در ارتباط است در بر گیرد و بدین وسیله ما را قادر می سازد تا دانش خود درباره رویدادهای شناخته شده و مجزا را با یکدیگر پیوند دهیم و درباره رویدادهایی که تاکنون برای ما ناشناخته بوده است پیش بینی های معتبر به عمل آوریم .))

هدف علم تفسیر کردن است ، و مقنع ترین تفسیر انست که تحمل سخت ترین آزمایشات را داشته باشد و به سخت ترین نحو آزمایش شده باشد تا تمام آنچه را که بعنوان روش شناس محتاج بدانستن آن هستیم بما گفته باشند . حال چه از رالیزم فلسفی کمک بگیریم و چه نگیریم نمی توانیم اظهار نظر کنیم که آن هدف تحقق پذیر هست یا نه . اگر تصویری که علم امروز هز جهان می نگارد قدری به حقیقت نزدیک شود ( به عبارت دیگر اگر ما چیزی به نام  معرفت علمی داشته باشیم ) آن شرایطی که تقریباً در همه جای جهان حاکم است اکتشاف آن نوع قوانین ساختمانی را که ما بدنبال آن هستیم تقریباً غیر ممکن می سازد زیرا به طور تقریب همه مناطق عالم آکنده از تشعشات نامنظم است و بقیه مناطق هم از ماده ای با همان بی نظمی و پراکندگی اشغال شده است .
علی رغم همه اینها علم به شیوه ای معجزه آسا توفیق یافته است که به سوی آنچه که به گمان من هدف علم محسوب می شود حرکت کند .
این حقیقت شگفت انگیز به نظر من فوق تفسیر پذیری است مگر اینکه بخواهیم پر ادعایی کنیم درعین حال می تواند مشوق ما در تعقیب آن هدف باشد .
با اینکه می دانیم نه رئالیزم فلسفی و هیچ منبع دیگری ،‌ نمی تواند به ما اطمینان ببخشد که قطعاً به آن هدف خواهیم رسید .

امروز و فردای علم …
اولین نتیجه ای که می گیریم آن است که نباید دچار تکبر شویم بلکه باید فروتنی خویش را حفظ کنیم ، نتیجه دوم همان است که روزی به وسیله دانشمند فرانسوی و متخصص فیزیک زمین شارل مورن بیان گرید : « تنها چیزی که قابل توجه و شایان اهمیت است علم مطلق و تجسسات بی غرض می باشد .»
درست است که امروزه مردانی وجود دارند که منکر آزادی فکری هستند و می خواهند از حالت تردید که در دانش فعلی وجود دارد ورشکستگی آن را نتیجه بگیرند و به نفع روح عرفانی وعظ و تبلیغ کنند ، ولی ما نیز تصدیق داریم که علم امروزه یکی از مراحل بحرانی خود را طی می کند اما این بحران فقط بحران رشد است و بس .

سخن آخر :
و سخن آخر ، اینکه این همه هستی که در عالم و در عالم هست از نظر در چشم سیاه خاک و از موشکافی ها و از استشمام رایحه گیسوی خداوند است که ظلمتکده طبیعت خزانه راز و جلوگاه رنگ سیاه اوست . عالمان و عرافان راستین که از چشم ساقی طبیعت شراب می نوشند و سراب ها چشمه اند تا نور جمیل حق در آنها بتابد سرمستی و طرب و فرحی دیگر دارند .

دانلود کتاب






مطالب مشابه با این مطلب

    کودتاهای نظامی مشهور جهان

    کودتاهای نظامی مشهور جهان از ادوار کهن تا به امروز، کودتا راهی موثر برای قبضه ی قدرت بوده است؛ خصوصاً برای کسانی که از پیشینه ی اشرافی بی بهره بوده و یا اعتقادی به روش های دموکراتیک کسب قدرت نداشته اند. کودتا در تقابل […]

    نگاه «ویل دورانت» درباره ایران

    حجاب در زمان زرتشت چگونه بود؟ ویل دورانت در نخستین جلد کتابش درباره ایران، فرهنگ و حکومت‌های مختلف آن اظهار نظر کرده است و درباره پوشش زنان در زمان زرتشت چنین می‌نویسد: «در زمان زرتشت پیغمبر، زنان- همانگونه که عادت پیشینیان بود منزلتی عادی […]

    ترورهای مهم تاریخی از ۲۰۰ سال گذشته تا معاصر

    در این نوشتار به بازخوانی پرونده ترور ۱۶ شخصیت مطرح جهان از دو سده گذشته تا به حال پرداخته ایم و در بخشهای آینده پرونده های دیگر افراد سرشناس را بررسی خواهیم کرد. آبراهام لینکلن ۱۴۷ سال پیش در شب ۱۴ آوریل سال ۱۸۶۵ […]

    تهران در عصرپهلوی

    سالهای آخر سلسله قاجار،  ایران صحنه جنگ جهانی اول و جنبشهای محلی و قحطی و ناامنی گردید. این شرایط مانع رشد شهرنشینی و توسعه شهرسازی شد.  از سال ۱۳۰۰ هـ .ش. با کودتای رضاخان میرپنچ سردار سپه،  به علت تثبیت دولت و امنیت عمومی […]

    دفتر مخصوص فرح پهلوی

    یکی از جاهایی که فرح از طریق آن به اعمال نفوذ و تاثیرگذاری در حکومت اقدام می‌کرد، دفتر مخصوص ملکه بود که با باندی که از اطرافیان خود در آن ایجاد کرد توانست به تدریج در ساخت حکومت تاثیرگذار باشد و از این طریق […]

    منشور کوروش

    منشور کوروش استوانهٔ کوروش بزرگ یا منشور حقوق بشر کوروش لوحی از گل پخته است که در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان کوروش بزرگ هخامنشی پادشاه و بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی نگاشته شده‌است. نیمهٔ نخست این لوح از زبان رویدادنگاران بابلی و نیمهٔ […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد