خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

نماز و آثار آن

امتیاز به این مطلب!

234 views

بازدید

ای مهربان خدای
ای مهربان خدای:
گم گشته ام تو بودی و کردم چو دیده باز
دیدم به آسمان و زمین و به بام و در
تابنده نور توست
هر جا ظهور توست
دیدم به هیچ نقطه تهی نیست جای تو
خوش می درخشد از همه سوی جلوه های تو
ای مبدأ وجود!
از کثرت ظهور، نهان شدی که کیستی
از هر چه ظاهر است، تویی آشکارتر … مستور نیستی
نزدیک تر ز من به منی، دور نیستی
تو آشکاره ای … من زین میان گمم
کور ار نبیند، این گنه آفتاب نیست
نقص از من است، ورنه رخت ار حجاب نیست.
ای مهربان خدای!
در قلب من تبی است گذاران و دردناک
احساس می کنم که به کانون جانِ من
سوزنده آتشی است که سر می کشید به اوج
احساس می کنم عطشی مست و بی قرار
اندر فضای هستی من می دود چو موج این سوز عشق توست،
در من، چو جان، نهان
احساس می کنم،
درما نسازد این تب من جز دوای تو
زائل نسازد این عطش، الا لقای تو
ای مهربان خدای!
احساس می کنم خلأیی در وجود خویش
کان را نمی برد ز میان، جز پرستشت
ای نازنین خدای
احساس می کنم که بود در سرشت من
سوزنده، یک نیاز
داغ نیاز را نزداید ز سینه ام
جز لذت پرستش و جز نشئه وصال
مخموی مرا به جز این میْ، علاج نیست
مطلب عیان بود، به بیان احتیاج نیست
ای مهربان خدای!
تو، راز جان و مایه سرمستی منی
تو هستی منی
در عمق فرک و پرده جانم تویی، تویی
آرام دل، فروغ روانم، تویی، تویی
هر جا نگاه می دود، آنجا نشان توست
روشنگر وجود، رخِ داستان توست.

 
مقدمه:
و بر آن شدم تا بنگارم برای خدایی که دستش دارم و می ستایمش.
خدایی که هماره جاودانه است.
برای او نفس می کشم و به او می‌بالم و می ستایمش همانگونه که پرندگان، درختان، زمین آسمان و همه موجودات او را می ستایند.
در کلمه ای به نام «عبادت» که من همیشه عبد و او معبود است.
و نشانه عبد تسبیح و تمجید و تقدیر در کلمه ای به نام «نماز» در تکرار به خاک افتادگی در قیام و قنودش در رکوع و سجودش.
در ذکر دعا و حمدش و سوره اش.
و چه جاودانه است آن هنگام که در برابرش تعظیم می کنی.
چه زیبا که به خاک می افتی و بر عظمت و اقتداری بی نهایش ساییدگی به خاک را تجربه ای شیرین.
در عشق بی نهایتش غرق می شوی و محو بی کرانه ترین اقیانوسها آرام و متین دلت را می بری به آن سویی که جایگاه ابدی است.
جایگاهی که از بدو تولد هماره جستجو می کردی.
و آنجاست که دل آرام گیرد به یاد محبوب.

الا بذکر الله تطمئن القلوب
بهار ۸۵ دانشکده علوم
 
ریشه واژه فارسی «نماز»
ریشه واژه فارسی «نماز» از لفظ پهلوی «نماک» گرفته شده است و آن هم به نوبه خود از ریشه باستانی «نم» به معنی «خم شدن» و «تعظیم کردن» مأخوذ است که بتدریج بر معنی «صلات» یا عبادت ویژه مسلمین، اطلاق گریده است.
بر ساس بعضی از تواریخ، برخی از ایرانیان تازه مسلمان در سالهای حکومت اعراب بر ایران به جای کلمه «صلات» از کلمه «نماک» استفاده می کرده اند و هنگام فراخواندن مردم به سوی نماز به جای (الصّلوه)، کلمه (النِماک) و به جای (حَیَّ عَلَی الصَّلوهِ) ، جمله (بشاتیبید به سوی نماک) را بکار می برده اند.
با توجه به موارد استعمال کلمه نماز، می توانیم برای آن سه معنی کلی در نظر بگیریم:
معنی اول: خدمت و خدمتکاری اطاعت و فرمانبرداری، سرفرود آوری و تعظیم، سر به زمین نهادن، کرنش و تکریم، اظهار طاعت و بندگی.
واژه های «نماز بردن» ، «نماز آمدن»، «به نماز آمدن» و «نماز آوردن» به معنای پرستش کردن، عاجزی نمودن، خم شدن به علامت تعظیم و بندگی و به خاک افتادن به قصد تعظیم در برابر پادشاهی با بزرگی دیگر به کار رفته است.
معنی دوم: کلمه «نماز»به معنی «پرستش وادای طاعت ایزد، تعالی» و «عرض نیاز بسوی خدای عالمیان است به طریقی که در شریعت پیغمبران وارد شده است» که در این معنی، معادل کلمه «صَلوه» می باشد.
معنی سوم: از آنجا که شرط نماز، طهارت است و کلمه نماز، مفهوم طهارت و پاکیزگی را تداعی می کند، کلمه «نمازی» که منسوب به نماز و به معنای «دوستداران نماز» است، به معنی «پاک و طاهر» نیز به کار رفته است و «نمازی شدن» که مصدر مرکب است، به معنی «پاک و طاهر شدن، شسته شدن و غسل شدن» بکار رفته است.
همچنین «نمازی کردن»، به معنی «پاک کردن، شستن، آب کشیدن و غسل دادن» و «نماز کن» به معنی «شستشو کننده» استعمال می شده است.
بعضی گفته اند: کلمه «صلات» عبری است. و در زبان عبرانیان «صلوتا» کنیه یهودیان است.
«نولدکه» صلات را از لفظ عربی «صلوها» مشتق می گیرد و در منابع سریانی الفاظی مشابه و معادل با «اقامه صلات» به چشم می خورد.
در آیه چهلم سوره حج «صَلَوات» به صیغه جمع به معنی «معابد» بکار رفته است:
اگر خداوند، برخی از مردم را به وسیله برخی دیگر، دفع نمی کرد، صومعه های راهبان، کلیساهای نصارا و کنیسه های یهود و مساجدی که در آنها نام خدا بسیار یاد می شود، ویران می شد.
برخی از متاخرین، ریشه آن را آرامی پنداشته اند و با تحقیقاتی که اخیراً به عمل آمده، این احتمال قوت گرفته است که اصل «صَلوه» سُریانی باشد. و از آن زبان، نخست در زبان جنوب عربستان، معمول گردیده است و شعرا، آن را در اشعار بکار برده اند. و پس از آن اعراب شمالی، لفظ «صَلوه» را از عربهای جنوبی گرفته اند. در هر حال، پیش از اسلام، این لفظ، به معانی «پرستشگاه» و «نیایش» بکار رفته است.
در آیه یکصدو سوم از سوره توبه، به معنای «دعا» استعمال شده است.
ای پیغمبر! از مال ایشان، صدقه بگیر و در حق ایشان دعا کن. دعای تو، آرام بخشی برای آنان است.
احتمال دارد که «صلوه» در این آیه هم به معنی نماز باشد. کلمه «صَلوه» در قرآن به معنی «درود» هم مطرح شده است و در آیه یکصدو پنجاه و هفتم از سوره بقره به معنی آمرزش به کار برده رفته است:
و در آیه نود و نهم از سوره توبه نیز، به معنی «وسیله دعای خیر» و «آمرزش خواهی» به کار رفته است:
و آنچه را به راه خدا خرج می کند، نزد خدا اسباب نزدیک شدن به او و دعای خیر رسول می شمرد
کلمه «صلات» در آیه هشتاد و هفتم از سوره هود، به معنای «دین» است:
گفتند: ای شعیب! آیا دینت به تو فرمان می دهد که آنچه را نیاکان ما می پرستیده اند، رها سازیم؟
مورد دیگر استعمال کلمه «صلات»، «قرآن خواندن در نماز» است، چنان که در آیه یکصدو دهم از سوره بنی اسرائیل فرموده است:
قرآن را در نمازت به آواز بلند مخوان.
عده ای دیگر آن را از ماده «صَلَّی» به معنی «راست کردن با آتش» مأخوذ، پنداشته اند.
«صلی» را در زبان عرب، به معنی «افروختن آتش، برای خواندن مهمان» نیز، بکار برده اند. و در ادب فارسی هم: «دعوت  به مهمانی» و نظایر آن را «صَلی» گفته اند، مثلاً می گویند: «فلان،صدای مهمانی در داد».
ترجمه و توضیح: در اشتقاق معنوی نام «صَلوه» اختلاف ذکر کرده و گفته اند: این کلمه از کجاست؟ گفته شده از «دعا» مشتق است و نام بردن از دعا، بتا کلمه «صَلوه» در کلام عرب معروف است. بنابراین نماز را بخاطر دعاهایی که درآن وجود دارد، «صَلوه» نامیده اند و گفته اند: نماز از آن جهت که رحمت پروردگار است، «صَلوه» نامیده می شود. خدای، تعالی در سوره احزاب آیه فرمود:
همانا خدا و فرشتگان او بر پیامبر درود می فرستند. ای اهل ایمان!
شما نیز بر او درود فرستید… صلاتی که از جانب خدا باشد «رحمت» و آن که از جانب فرشتگان باشد، «آمرزش خواهی» و آن که از سوی مردم باشد، «دعا» است.
و گفته اند: نماز را از روی که مشتمل بر کمک خواهی از خداست، «صَلوه» نامیده اند، از آنجا که عرب می گوید:
«چوب یا عصا را به کمک آتش، نرم و راست کردم».
انسان با استعانت از خدا و نماز، نرم و انعطاف پذیر می گردد و افزودن بر آن که از خشکی و سنگدلی، نجات می یابد، در طریق تکامل انسان شدن، مستقیم می گردد. از این روست که خدای، تعالی، فرمود:
از روزه و نماز کمک بگیرید. (سوره بقره آیه ۱۵۳و ۴۶)
اگر بنده، نماز حقیقی به پا دارد، نماز نیز او را به پا می دارد. به او استقامت می دهد او را بر فرمان بردن از خدا و انجام وظیفه بندگی، مدد می بخشد و از مخالفت با اوامر پروردگار باز می دارد، همچنان که خدای قدرتمند و بلند مرتبه، در سوره عنکبوت آیه ۴۶ فرمود:
براستی که نماز، از فحشا و منکرات باز می دارد.
در کتب لغت «صَلوه» به معنی بزرگداشت و تعظیم نیز آمده است چنان که لفظ «نم» در کلمه «نماز» به همین معنی است و گفته اند: نماز را «صَلوه» نامیده اند زیرا پیوند بین بنده و پروردگار است.

چنان که گفته شد، نماز پرستش مشترکی میان تمام ادیان است و برای آن تعریف های زیادی شده است. در اینجا به دو تعریف گزیده که از دو دانشمند غربی است توجه کنید:
آگوست ساباتیه، استاد فلسفه دانشگاه پاریس در کتاب فلسفه دین می گوید: دین، روح انسان را با نیرویی نامرئی که مقدراتش را در اختیار دارد، ارتباط می دهد و نماز که این ارتباط را برقرار می سازد، دین حق، یعنی همان دینی است که به مرحله علم در آمده است. اگر دین با عمل زنده ای که پیوند دهنده آفریده به آفریدگار و سوق دهنده روح به سوی رستگاری باشد، توام نگردد، معنا و مفهومی نخواهد داشت.
این گفته آگوست ساباتیه، مفهوم همان سخن رسول خدا (ص) است که فرمودند:
دینی که نماز در آن نباشد، در آن خیری نیست.
«ویکتور هوگو»، در تعریف نماز که عالیترین نوع پرستش است سخنی در خور توجه دارد می گوید:
نماز
نماز می گزارند.
برای که؟
برای خدا.
نمازگزاران برای خدا، معنای این کلمه چیست؟
آیا در خارج از وجود ما یک لایتناهی وجود دارد؟
این لایتناها یک امر پایدار و لایزال است و چون لایتناهاست، ضرورت، ذاتی اوست.
اگر شامل ماده نمی بود به همانجا محدود می شد.
چون لایتناهاست دارای شعور است اگرفاقد شعور می بود به همانجا پایان می یافت، در صورتیکه ما نمی توانیم چیزی جز تصور موجودیت به خود نسبت بدهیم.
آیا این لایتناها جوهر و ذات را در ما به وجود می آورد؟ به عبارت دیگر آیا او همان وجود مطلق نیست که ما وابسته به او هستیم؟
هم در آن حال که یک لایتناها در خارج از وجود ما هست، آیا در خود ما نیز یک لایتناها نیست؟
این همه لایتناها با هم؟ چه جمع موحشی؟!
آیا یکی از آن دو فوق دیگری قرار نمی گیرد؟ آیا لایتناهی های دوم، به اصطلاح، زیر دست نخستین نیست؟
آیا لایتناهاهی دوم، آیینه آن، پرتو انعکاس آن و یک لجه متحدالمرکز با لجه اول نیست؟
آیا این لایتناهی ثانویه نیز دارای شعور است؟ فکر می کند؟ دوست می دارد؟ می خواهد؟
اگر هر دو لایتناها ذیشعورند پس هر یک از آن دو، اصلی برای خود دارد.
یک «من» در لایتناهای بالا هست، همچنان که یک «من» در لایتناهای پایین وجود دارد. «من پایینی» جان است، «من بالایی» خداست.
لایتناهای پایین را با نیروی تفکر، با لایتناهی بالا در تماس نهادن، نماز نامیده می شود.
نامهای نماز در قرآن
۱ – صلات
مومنان، فقط کسانی هستند که نماز را به پا می دارند و …  سوره انفال آیه ۳ و ۴
۲ – ایمان
آن قبله را که بر آن بودی (بیت المقدس)، برای آن مقرر کردیم تا کسانی را که از فرستاده ما پیروی می کنند، از آنان که بر هر دو پاشنه بر می گردند و از دین، روی می تابند، جدا سازیم و … خدا کسی نیست که نماز شما را بدون پاداش بگذرد.
سوره بقره آیه ۱۴۳
نمازیهایی که تا کنون، رو به بیت المقدس، خوانده اید، باطل نیست.
۳ – تسبیح:
هنگامی که شام می شود و وقتی که وارد صبح می شوید… و شبانگاه و آنگاه که نیمروز، در می آیید، تسبیح معبود یگانه را بجای آورید، یعنی نماز بگزارید.
سوره روم آیه ۱۷ و ۱۸
قرآن:
پس از زوال آفتاب، تا هنگام هجوم تاریکی شب، نماز را بپای دار و همچنین نماز صبح را به جای آور…
سوره بنی اسرائیل آیه ۷۹
 5 – حسنه
و نماز را بر پا کن…. همانا که نمازها، بدیها را دور می سازد.
سوره هود آیه ۱۱۴
۶ – رکوع:
و نماز را بپا دارید… و با نمازکنندگان، نماز بگزارید.
سوره بقره آیه ۴۳
۷ – قنوت:
ای مریم! برای پروردگار خود، به نماز ایست، برای او به خاک بیفت و با نمازکنندگان، نماز بجای آور.
سوره آل عمران آیه ۴۳
۸ و ۹ – قیام و سجده:
همه، یکسان نیستند، بخشی از اهل کتاب، گروهی هستند که نمازگزارند. و در حال نماز، آیات کلام ا… را در اوقات شب، می خوانند.
سوره آل عمران آیه ۱۱۳
۱۰ – امانت:
ما، امانت خود را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم، و از برداشتن آن سرباز زدند و از آن ترسیدند و انسان، آن را برداشت…
برخی از مفسران، بار امانت را عبادت از نماز می دانند.
۱۱ – استغفار:
و خدا به بندگان خود بیناست. همان بندگانی که … و به آن بندگان که در اواخر شبها، نماز می خوانند.
سوره آل عمران آیه ۱۵ تا ۱۷
۱۲ – ذکر:
به اجرای همه نمازهای واجب، پایبند باشید… و چنانچه از دشمن و مانند آن بر جان خویش ترسیدید، در همان حال که بر پاهای خود یا سوار بر مرکب، روان هستید، نماز بگزارید و آنگاه که ایمن شدید، خدا را یاد کنید، یعنی نماز را با آرامش و با آداب آن بجای آورید.
سوره بقره آیه ۲۳۸
در آیین مقدس اسلام برای خوشبختی بشر و سیر تکاملی اش برنامه اش سودمندی هست که بخش اعظم آنها تحت عنوان عبادت مقرر شده است.
عبادت
عبادتها، مانند انسان زنده دارای، دو مرحله جسم و روح اند و به گونه ای هستند که جسم آنها در جسم انسان، موثر است و روح آنها مایه ترقیات روح انسان است.
جسم نماز عبارت از اجزای ظاهری و صوری آن است که در حد خود فواید و نتایجی دارند. رعایت طهارت و پرهیز از نجاست در حفظ الصحه ، در ایجاد نشاط و سجده و خم و راست شدن در پرورش کالبد اثر دارند. همچنین اثری که جسم نماز می تواند در روح و باطن آن بگذارد غیر قابل انکار است چنان که جسم انسان در روح و روان او اثر دارند لیکن اگر این امور، جسم بدون جان باشند، چگونه می توانند در تعال روح انسان موثر واقع شوند. تاثیر کلمات، الفاظ، حرکات، و چنین نمازی در تامین هدفی، تقریباً مساوی با صفر است.
بنابراین صرف این امور نمی تواند موجبی برای تشریع نماز باشد. آنچه هدف بوده است و به این ظواهر نیز ارزش اعتبار می بخشد روح نماز است، چنان که در مقایسه انسان زنده و مرده می یابیم که ارزش انسان به روح و روان او بستگی دارد.
روح نماز، عبارت از معانی باطن آن است که حیات نماز به آن بستگی دارد و این روح نماز است که روح انسان را به خدا نزدیک می سازد و کمال می بخشد و هدف از تشریع نماز، همین سیر تکاملی روح انسان بوده است.
روح ابتدایی هر پرستشی، توجه به «الله» است و حالت توجه، مستلزم امری است که بدون آن محقق نخواهد شد و آن علم و آگاهی است. تا انسان به هدفی معرفت پیدا نکند، چگونه می تواند به آن متوجه گردد؟ به عبارت دیگر، توجه انسان به یک چیز، فرع بر آگاهی و معرفت به آن چیز است. حال که دانستیم توجه به خدا، ملزوم به او و عظمت و قدرت اوست. باید توجه کنیم که این علم پیش از توجه اندک است. پیداش حالت توجه و استمرار آن، انسان را وا می دارد که هدف را بیش از پیش بشناسد. بنابراین اگر بگوییم که برگشت تمام عبادتها به علم و آگاهی است و غرض اصلی و روح نهایی هر عبادتی، معرفت و شناسایی ایزد منان است، سخنی درست و حکیمانه گفته ایم. بر این اساس، استمرار و تکرار توجه به خدا موجب افزایش علم است و افزایش علم، مایه ازدیاد توجه است و افزونی توجه به خدا موجب نزدیک شدن به حضرت اوست و چون خدا کمال مطلق است، نزدیک شدن به او به معنای سیر تکال روح است.
به بیان دیگر، منظور اصلیش از مقرر کردن عبادتها، قرب به حق است و وصول به آن از اثرات روح عبادت است و روح عبادت معنویتی است که در ظرف این اعمال برجسته فراهم است و لیکن معنویت در همه عبادتها بدون استثنا، علم و معرفت هدفدار به ذات اقدس حضرت حق است و چون معرفت به او را نهایت نیست حتی آنان که در بالاترین مراتب معرفت هستند، نه تنها از ادای فرایض معاف نمی باشند بلکه مسوولیت بیشتری هم دارند چنانکه پیامبر اکرم (ص) علاوه بر نمازههای یومیه، به انجام نماز شب نیز موظف بود و خود فرمود:
خدای من تو  را چنان که حق توست، نشناخته ام و چنان که حق عبادت توست، پرستش نکرده ام.
حیات نماز، به معنای باطنی و آداب نهان و اسراری که به اجزا و شرایط ظاهریش تعلق دارد، نیز بستگی دارد و معانی باطنیی که افزودن بر معرفت جزء روح نماز و حقیقت آن است، هفت است.
۱ – اخلاص: که به معنی قصد قربت و خالی بودن از ریاست و توضیح آن گذشت.
۲ – حضور قلب: یعنی فارغ بودن دل از غیر آنچه به آن مشغول است و در آن سخن دارد (نماز)، تا آن بداند چه میکند و چه می گوید: به عبارت دیگر حضور قلب، خشوع دل است و خشوع دل، آن است که نمازگزار، بی آنکه فکرش به جای دیگری برود تمام اندیشه  و همتش نماز باشد و همه حواس خود را متوجه آن سازد. به نحوی که جز معبود در دلش وارد نشود.
پس مادامی که فکرش از غیر آنچه درآن است (نماز) منصرف است و یاد خدا در دلش هست و از او غافل نیست، حضور قلب حاصل است.
توضیح آنکه خشوع در نماز دو نوع است یکی خشوع دل و دیگری خشوع جوارح است.
معنای خشوع دل را گفتیم و خشوع اندامهای بدن عبارت است از آن که نمازگزار، چشمها را به زیر افکند. به چیزی دیگر التفات نکند، با چیزی بازی نکند، خمیازه نکشد، انگشتهای پا و تمام بدن را رو به قبله دارد، حرکتی برای غیر نماز نکند و چیزی از مکروهات را مرتکب نشود، خشوع اندامهای بدن ار خضوع نیز می نامند.
رسول اکرم شخصی را در مشاهده کردند که در ضمن نماز با دستهای خود بازی می کرد فرمودند:
اگر قلب او خاشع شده بود، اندامهایش نیز خاشع می شدند.
زیرا قلب، سلطان اعضای تن است و چون قلب خاشع نیست و بازی می کند، دست و پا و اندامهای دیگر نیز در حال بازی هستند و خشوع ندارند.
نماز، ذکر خداست و بازی کردن در ضمن ذکر، یادآور سومین و چهارمین کریمه از سوره شریفه انبیاست که می فرماید:
هیچ گاه ذکر تازه ای، یعنی آیه یا سوره جدیدی از جانب پروردگارشان برای هدایت آنان فرود نیامد، مگر آن که آن را شنیدند در حالی که دلهایشان به بیهوده سرگرم بود و مشغول بازی بودند.
از این آیه می فهمیم که لهو و لعب قالب، ملازمه دارند. اگر دل به بازیچه سرگرم شود، بدن نیزمشغول بازی می شود و اگر قلب، خاشع شود، اندامهای بدن نیز خاضع و خاشع می شوند.
مرحوم ولی محمد تقی مجلسی گفته است هنگامی که نماز مومن کامل غالباً با حضور دل باشد، قلبش به منزله امام، و حواس باطن و ظاهر و قوا و جوارحش به منزله اقتدا کنندگان هستند.
۳ – تفهم: و این غیر از حضورقلب است، زیرا ممکن است کسی حضور قلب داشته باشد ولی نداند الفاظی که بر زبان می راند، چه معنی دارد. عکس آن نیز صادق است. ممکن است کسی معانی الفاظ نماز را بداند، چنان که عربها می دانند اما چه بسیار عربهایی که در نماز خود همانند بسیاری از مسلمانهای غیر عرب حضور قلب ندارند.
مراد از فهم آن است که دل از معانی الفاظ با خبر و متوجهش باشد و این مقامی است که حال مردمان در آن متفاوت است، همه مردم، معانی قرآن و تسبیحات را به طور یکسان نمی فهمند چه بسا معانی لطیفی که بعضی از نمازگزارن در اثنای نماز به آن می رسند و خود هرگز از آن به آن نرسیده اند و دیگران نیز آن را نمی فهمند.
برای نماز یک بنده به آن اندازه که می فهمد ثواب می نویسند.
۴ – تعظیم: و آن چیزی است غیر از حضور قلب و فهمیدن. چه بسا که آدمی غیر خود را مخاطب قرار می دهد، در حالی که دلش حاضر است و می فهمد که چه می گوید امام مخاطب را بزرگ نمی دارد.
۵ – هیبت: و آن افزودن بر تعظیم است و عبارت از ترسی است که بر اثر اندیشه در عظمت پروردگار پدید آید. آن را که ترس و بیم ندارد، ترسان و بیمناک نمی نامند. هر ترسی را نیز هیبت و مهابت نمی گویند. هیبت، ترسی است که به سبب گذاشتن خدا، دست می دهد.
۶ – رجا: امید نیز امری است علاوه بر آنچه مذکور افتاد، چه بسا کسی صاحب قدرتی را تعظیم می کند و از او ترس و هیبتی هم به دل دارد اما به لطف و احسان او امید ندارد. حال آن که بنده باید در نماز خود به ثواب و پاداش خدا امیدوار باشد همچنان که به هنگام تقصیر خود باید از عقاب او بهراسد.
۷ – حیا: سبب حیا، آگاهی بنده از تقصیر و یادآوری از گناهان خویشتن است و این چیزی است علاوه بر تعظیم و خوف و رجاء، شرم و حیا ممکن است بدون تذکر تقصیر و ارتکاب گناه پیش آید، بنده ای که به هنگام نماز از خدای خود شرم دارد، حالت شرمساریش در فواصل نمازهای روزانه نیز محفوظ است و نمازگزاری که خدا را در همه حال حاضر و ناظر می داند، پیوسته از او شرم داد و از گناه باز می ماند.
توصیف های کوتاهی از نماز
۱-    نماز، برقراری ارتباط با الله و بریدن از آلهه هاست.
۲-    نماز، سکوی اعتلا و عروج انسان است.
۳-    نماز، معیار حق جویی، شکوفایی جوانه های وجود و پیمان تسلیم است.
۴-    نماز، پیام مکتب، ستون دین و قله بالندگی است.
۵-    نماز، درس خاک طبعی و فروتنی و بریدن از منیت هاست.
۶-    نماز، کلاس درس و کتاب هستی است.
۷-    نماز، صف آرایی در کرانه هستی و دیدن نادیدنیهاست.
۸-    نماز، نیاز همیشه انسان به شکفتن است.
۹-    نماز، سکینه روح، آرامش
۱۰-  نماز، کشش عاشقان، محبوب خاشعان و مهر معبود است.
۱۱- نماز، منشور سفیران، حق، وفای عهد رشد یافتگان و پیام آوران به معروف، ناهیان از منکر و مصلحان زمین است.
۱۲- نماز، قربانی کردن هوسها، زدودن زشتی ها، نفی انحصارطلبی ها، سدکژرویها، عامل خویشتن داریها، و رهبر نیکیها و زیباییهاست.
۱۳- نماز، صیقل وجود و آیینه حق است.
۱۴- نماز، بانگ برپایی تعظیم ارزشها و تکریم انسانهاست.
۱۵- نماز، ترسیم کننده طریق فلاح و نقطه اوج انسان است.
۱۶- نماز، چراغ هر خانه و کاشانه، زینت هر شهر و دیار و عطر حیات است.
۱۷- نماز، درس توحید رمز اخلاص و راز عبودیت است.
۱۸- نماز، پرفروزترین ستاره آسمان احکام اسلامی است.
۱۹- نماز، نوید بخش سلامت جسم، بهداشت روان وطهارت روح است.
۲۰- نماز، چشمه جوشان معرفت است.
۲۱- نماز، ارزش است و نگهدار ارزشهاست.
۲۲- نماز، شکستن دیوار آزمندیها، گذر از بی قراریها و رهایی از خودمداریهاست.
۲۳- نماز، پالایش وجود، آلایش روان و باران رحمت است.
۲۴- نماز، کامل ترین پاسخ به عالی ترین نیاز انسان است.
۲۵- نماز، انعکاس فریاد روح محبوس در جسم است.
۲۶- نماز، دلتنگی روحی است که جلای وطن شده است و می خواهد که از خاک کنده شود و به افلاک بپیوندد.
۲۷- نماز، زبان هنری اسلام است.
۲۸- نماز، ارتباط میان زمینیان را با ملکوتیان برقرار می سازد.
۲۹- نماز، ستون اسلام و پرچم رسالت رسول خدا (ص) است.
۳۰- نماز، گویاترین آیینه ایمان است.
۳۱- نماز، رأس تمام عبادتهاست.
۳۲- نماز، وسیله محو گناهان است.
۳۳- نماز، سد محکمی در برابر سیل گناهان است.
۳۴- نماز، جنگ با شیاطین است.
۳۵- نماز، اصلاح فرد و جامعه است.
۳۶- نماز، ایجاد کننده اخوت اسلامی است.
۳۷- نماز، راه رستگاری دنیا و آخرت است.
۳۸- نماز، ترازوی سنجش انسانهاست.
۳۹- نماز، کوبنده ترین سلاح مکتب توحید است.
۴۰- نماز، شرط قبولی اعمال است.
۴۱- نماز، جاری تطهیر است.
۴۲- نماز، پرکشیدن روح مومن به سوی خداست.
۴۳- نماز، وسیله امتحان شیعیان اهل بیت عصمت و طهارت است.
۴۴- نماز، سرود قدسیان و نماز خواندن، هماوایی با فرشتگان است.
۴۵- نماز، روشن کننده شبهای تاریک است.
۴۶- نماز، مصداق بارز بار امانت است.
۴۷- نماز، بهترین عبادتهاست.
۴۸- نماز، بهترین موضوع است.
۴۹- نماز، فاضل ترین کار است.
۵۰- نماز، محبوب ترین کار در پیشگاه کردگار است.
۵۱- نماز، موثرترین سلاح بر علیه شیطانهاست.
۵۲- نماز، کور کننده چشم اهریمن است.
۵۳- نماز، روشنی بخش چشم پیغمبر است.
۵۴- نماز، رخساره ایمان و چهره دین است.
۵۵- نماز، عمود خیمه دین است.
۵۶- نماز، پایگاه اخلاص است.
۵۷- نماز، یاد متقابل عابد و معبود است.
۵۸- نماز، سرود رهایی و باب رحمت ایزدی است.
۵۹- نماز، سبب روی آوردن ایزد به بنده است.
۶۰- موجب تابش انوار ایزدی است.
۶۱- نماز، کلید دلهاست.
۶۲- نماز، جلوه گاه فقر الی الله است.
۶۳- نماز، تکلیفی غیر قابل اسقاط است.
۶۴- نماز، پرچم اسلام است.
۶۵- نماز، جوهر و عصاره دین است.
۶۶- نماز، گنجینه ذکر و راز است.
۶۷- نماز، عالیترین سیر روحانی و عرفانی است.
۶۸- نماز، آیین امت اسلام و از برترین وسیله های توسل به خداوند است.
۶۹- نماز، از بهترین توشه های آخرت است.
۷۰- نماز، آخرین سفارش پیغمبران است.
۷۱- نماز، کلید بهشت است.
دانلود کتاب






مطالب مشابه با این مطلب

    ثواب سوره تغابن

    ثواب سوره تغابن/ قرآن سراسر خیر و برکت است و نمیتوان یک سوره را بر سوره ی دیگر ترجیح داد فضایل و خواصی که برای سوره ها ذکر میشود و به مثابه تشویق و جایزه ایست برای روی آوردن به قرآن و مأنوس شدن […]

    روش های ترک کردن غیبت

    روش های ترک کردن غیبت/ دانشمندان اخلاق براى همه بیمارى‌هاى نفسانى، دو راه درمان را سفارش مى‌کنند: راه علمى که خود شامل دو قسم: «اجمالى» و «تفصیلى» است. در این گفتار، راه‌هاى درمان هر کدام از موارد غیبت، جداگانه بررسى مى‌شود.

    از کریم اهل بیت چه می دانید

    از کریم اهل بیت چه می دانید/ امام حسن(ع) نسبت به دردمندان و تیره‌بختان جامعه بسیار دلسوز بودند و با خرابه‌نشینان دردمند و اقشار مستضعف و کم‌درآمد همراه و همنشین می‌شدند و دردِ دلِ آن‌ها را با جان و دل می‌شنیدند و به آن […]

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است/ خدای متعال راه اصلاح را به سوی انسان بازگذاشته، تا اگر به مسیر نابودی خویش رفته، بتواند آن را اصلاح کند و سعادت ابدی خویش را نجات دهد. «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ […]

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟ تربیت صحیح دینی ، عوامل مؤثر در شقاوت انسان را خنثی می‌کند. یعنی اگر به راستی جوانان با مسجد و روحانیت، مجالس دینی، رساله عملیه مراجع تقلید و نیز با کتاب‌های محتوی احکام، اخلاق […]

    آداب پیاده روی اربعین

    آداب پیاده روی اربعین/ اربعین مجلس روضه‌ای است که خود امام حسین(ع) برگزار کرده. شما باور می‌کنید که کسی هیأت‌داری کند، ولی برای اربعین کاری انجام ندهد؟! چون یک‌دفعه‌ای این سؤال پیش می‌آید که «اصلاً او برای چه هیأت‌داری می‌کند؟» شما باورتان می‌آید کسی […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد