خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


سوره اعراف ۲۸-۲۵

امتیاز به این مطلب!

208 views

بازدید

وسوسه هاى شیطانى در لباسهاى دلپذیر
این آیات فصل دیگرى از سرگذشت آدم را بیان میکند، نخست میگوید: خداوند به آدم و همسرش (حوا) دستور داد که در بهشت سکونت اختیار کنند (و یا آدم اسکن انت و زوجک الجنه ).
از این جمله چنین استفاده مى شود که آدم و حوا در بدو خلقت در بهشت نبودند، سپس به سوى بهشت راهنمائى شدند، و همانطور که در سوره بقره ذیل آیات مربوط به آفرینش آدم یادآور شدیم ، قرائن نشان مى دهد که این بهشت ، بهشت رستاخیز نبوده بلکه همانطور که در احادیث اهلبیت (علیهم الاسلام ) نیز وارد شده است بهشت دنیا یعنى باغ سرسبز و خرمى از باغهاى این جهان بوده که انواع نعمتهاى پروردگار در آن فراهم بوده است .
در این هنگام ، نخستین تکلیف و امر و نهى پروردگار به این صورت ، صادر شد:
شما از هر نقطه اى و از هر درختى از درختان بهشت که میخواهید تناول کنید، اما به این درخت معین نزدیک نشوید که از ستمگران خواهید بود (فکلا من حیث شئتما و لا تقربا هذه الشجره فتکونا من الظالمین ).
سپس شیطان که بر اثر سجده نکردن رانده درگاه خدا شده بود و تصمیم قاطع داشت تا آنجا که مى تواند از آدم و فرزندانش انتقام بگیرد و در فریب آنان بکوشد، و نیز به خوبى میدانست که خوردن از درخت ممنوع ، باعث رانده شدن از بهشت خواهد شد، در صدد وسوسه آنان برآمد، و براى رسیدن به این مقصود،
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۶ صفحه ۱۱۶
انواع دامها را بر سر راه آنان گسترد!
نخست همانطور که قرآن مى گوید به وسوسه کردن آنان مشغول شد، تا لباسهاى اطاعت و بندگى خدا را از تن آنان بیرون کند، و عورت آنها که پنهان بود آشکار سازد (فوسوس لهما الشیطان لیبدى لهما ما ورى عنهما من سوآتهما.
و براى رسیدن به این هدف ، بهترین راه را این دید که از عشق و علاقه ذاتى انسان به تکامل و ترقى و زندگى جاویدان ، استفاده کند و هم عذر و بهانه اى براى مخالفت فرمان خدا براى آنان بتراشد، لذا نخست به آدم و همسرش گفت : خداوند شما را از این درخت نهى نکرده جز اینکه اگر از آن بخورید یا فرشته خواهید شد و یا عمر جاویدان پیدا میکنید (و قال مانها کما ربکما عن هذه الشجره الا ان تکونا ملکین او تکونا من الخالدین .
و به این ترتیب ، فرمان خدا را در نظر آنان به گونه دیگرى جلوه داد، و این طور مجسم کرد که نه تنها خوردن از شجره ممنوعه زیانى ندارد، بلکه موجب عمر جاویدان و یا رسیدن به مقام و درجه فرشتگان خواهد شد.
شاهد این سخن جمله اى است که در سوره طه آیه ۱۲۰ از قول ابلیس ‍ میخوانیم یا آدم هل ادلک على شجره الخلد و ملک لا یبلى اى آدم میخواهى ترا به زندگى جاویدان و فرمانروائى کهنگى ناپذیر راهنمائى کنم ؟!
در روایتى که در تفسیر قمى از امام صادق (علیه السلام ) و در عیون اخبار الرضا (علیه السلام ) از امام على بن موسى الرضا (علیهم الاسلام ) نقل شده چنین میخوانیم که : شیطان به آدم گفت اگر شما از این درخت ممنوع بخورید، هر دو فرشته خواهید شد و براى همیشه در بهشت مى مانید، و گرنه شما را از بهشت بیرون مى کنند! آدم با شنیدن این سخن در فکر فرو رفت ، اما شیطان براى اینکه پنجه هاى
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۶ صفحه ۱۱۷
وسوسه خود را بیشتر و محکمتر در جان آدم و حوا فرو برد، سوگندهاى شدیدى یاد کرد، که من خیرخواه شما هستم ! (و قاسمهما انى لکما لمن الناصحین ).
آدم که هنوز تجربه کافى در زندگى نداشت ، و گرفتار دامهاى شیطان و خدعه و دروغ و نیرنگ نشده بود، و نمى توانست باور کند، کسى این چنین قسم دروغى یاد کند، و چنین دامهائى بر سر راه او بگذارد، سرانجام تسلیم فریب شیطان شد، و با ریسمان پوسیده مکر و خدعه او براى بدست آوردن آب حیات و ملک جاویدان ، به چاه وسوسه هاى ابلیس فرو رفت و نه تنها آب حیات به دستش نیامد، بلکه در گرداب نافرمانى خدا افتاد، آنچنانکه قرآن آنرا در یک جمله خلاصه کرده ، میگوید: به این ترتیب شیطان ، آنها را فریب داد و با طناب خود آنها را در چاه فرو برد (فدلاهما بغرور).
با اینکه آدم مى بایست ، با توجه به سوابق دشمنى شیطان ، و با علم و اطلاع از حکمت و رحمت واسعه خدا و محبت و مهربانى او، تمام وسوسه ها را نقش بر آب کرده ، تسلیم شیطان نشود ولى هر چه بود واقع شد.
همینکه آدم و همسرش از آن درخت ممنوع چشیدند، بلافاصله لباسهایشان از تنشان فرو ریخت و اندامشان آشکار گشت (فلما ذاقا الشجره بدت لهما سوآتهما).
از جمله بالا به خوبى استفاده مى شود که به مجرد چشیدن از میوه درخت ممنوع این عاقبت شوم به سراغ آنها آمد، و در حقیقت از لباس ‍ بهشتى که لباس کرامت و احترام خدا بود برهنه شدند.
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۶ صفحه ۱۱۸
از این آیه به خوبى استفاده مى شود که آنها قبل از ارتکاب این خلاف برهنه نبودند بلکه پوششى داشتند که در قرآن ، نامى از چگونگى این پوشش برده نشده است ، اما هر چه بوده است ، نشانه اى براى شخصیت آدم و حوا و احترام آنها محسوب میشده که با نافرمانى از اندامشان فرو ریخته است .
در حالى که تورات ساختگى میگوید: آدم و حوا در آن موقع ، کاملا برهنه بودند ولى زشتى آنرا درک نمى کردند، و هنگامى که از درخت ممنوع که درخت علم و دانش ! بود خوردند چشم خردشان باز شد، و خود را برهنه دیدند و از زشتى این حالت آگاه شدند!
آدمى را که تورات معرفى مى کند در واقع ، آدم نبود! بلکه به قدرى از علم و دانش دور بود که حتى برهنگى خود را تشخیص نمیداد، ولى آدمى را که قرآن معرفى مى کند نه تنها از وضع خود با خبر بود بلکه از اسرار آفرینش (علم اسماء) نیز آگاهى داشت و معلم فرشتگان محسوب میشد و اگر شیطان توانست در او نفوذ کند نه به خاطر نادانى او بود بلکه از پاکى و صفاى او سوء استفاده کرد.
شاهد این سخن آیه ۲۷ همین سوره است که میگوید: یا بنى آدم لا یفتننکم الشیطان کما اخرج ابویکم من الجنه ینزع عنهما لباسهما:
اى فرزندان آدم ! شیطان شما را فریب ندهد، آنچنانکه پدر و مادرتان را از بهشت ، بیرون کرد، و لباس آنها را از تنشان جدا ساخت .
و اگر بعضى از نویسندگان اسلامى نوشته اند که آدم در آغاز برهنه بود در واقع اشتباهى است آشکار که بر اثر نوشته هاى تورات پیدا شده است !
به هر حال قرآن سپس میگوید: هنگامى که آدم و حوا چنین دیدند بلافاصله از برگهاى درختان بهشتى براى پوشیدن اندام خود، استفاده کردند
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۶ صفحه ۱۱۹
(و طفقا یخصفان علیهما من ورق الجنه ).
و در این موقع از طرف خداوند ندا رسید که مگر من شما را از آن درخت نهى نکردم ، مگر به شما نگفتم که شیطان دشمن آشکار و سرسخت شما است ، چرا فرمان مرا به دست فراموشى سپردید و در این گرداب سقوط کردید؟
(و نادیهما ربهما ا لم انهکما عن تلکما الشجره و اقل لکما ان الشیطان لکما عدو مبین ).
از مقایسه تعبیر این آیه با نخستین آیهاى که به آدم و حوا اجازه سکونت در بهشت را میداد به خوبى استفاده مى شود که آنها پس از این نافرمانى ، چه اندازه از مقام قرب پروردگار دور شدند و حتى از درختان بهشتى نیز فاصله گرفتند، زیرا در آیه قبل هذه الشجره (این درخت ) که براى اشاره نزدیک است به کار رفته و در این آیه هم جمله نادى (ندا داد) که براى خطاب از دور است آمده ، و هم کلمه تلکما که براى اشاره به دور میباشد ذکر شده .
در اینجا به چند نکته باید توجه کرد:
۱ – از جمله وسوس له (با توجه به کلمه لام که معمولا براى نفع و فائده مى آید) چنین استفاده مى شود که شیطان در وسوسه هاى خود، چهره خیرخواهى و دوستى آدم را به خود گرفت ، در حالى که در جمله وسواس الیه چنین معنى وجود ندارد، بلکه تنها به معنى نفوذ مخفیانه در قلب کسى است . و در هر حال نباید تصور کرد که وسوسه هاى شیطان هر چند قوى و نیرومند باشد از انسان سلب اختیار مى کند بلکه باز انسان مى تواند با نیروى
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۶ صفحه ۱۲۰
خرد و ایمان در مقابل آن ایستادگى کند و به تعبیر دیگر وسوسه هاى شیطانى انسان را مجبور به کار خلاف نمیکند، بلکه نیروى اختیار همچنان باقى خواهد بود، اگر چه مقاومت در مقابل آن نیاز به پایمردى و ایستادگى بیشتر و گاهى تحمل درد و رنج دارد، و در هر حال اینگونه وسوسه ها سلب مسئولیت از کسى نمیکند، همانطور که در مورد آدم نکرد، لذا ملاحظه میکنیم ، با تمام عواملى که در برابر آدم به عنوان تشویق به نافرمانى خدا از طرف شیطان وجود داشت ، خداوند او را مسئول عملش دانست و به ترتیبى که بعدا خواهد آمد، او را کیفر داد.
۲ – شجره ممنوعه چه درختى بوده است ؟
در شش مورد از قرآن مجید اشاره به شجره ممنوعه شده است ، بدون اینکه درباره کیفیت و یا نام آن سخنى به میان آید، ولى در منابع اسلامى دو نوع تفسیر براى آن آمده است ، یکى تفسیر مادى که طبق معروف در روایات ، گندم بوده است باید توجه داشت که عرب شجره را تنها به درخت اطلاق نمیکند، بلکه به بوته هاى گیاهان نیز شجره مى گوید و لذا در قرآن مجید به بوته کدو شجره اطلاق شده است و انبتنا علیه شجره من یقطین (صافات آیه ۱۴۶).
و دیگرى تفسیر معنوى که در روایات از آن تعبیر به شجره حسد شده است ، زیرا طبق این روایات ، آدم پس از ملاحظه مقام و موقعیت خود چنین تصور کرد که مقامى بالاتر از مقام او وجود نخواهد داشت ، ولى خداوند او را به مقام جمعى از اولیاء از فرزندان او (پیامبر اسلام و خاندانش ) آشنا ساخت ، او حالتى شبیه به حسد پیدا کرد، و همین شجره ممنوعه بود که آدم مامور بود به آن نزدیک نشود.
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۶ صفحه ۱۲۱
در حقیقت طبق این روایات ، آدم از دو درخت تناول کرد که یکى از مقام او پائین تر بود و او را به سوى جهان ماده مى کشید و آن گندم بود، و دیگرى درخت معنوى مقام جمعى از اولیاء خدا بود که از مقام و موقعیت او بالاتر قرار داشت و چون از دو جنبه از حد خود تجاوز کرد به آن سرنوشت گرفتار شد.
اما باید توجه داشت که این حسد از نوع حسد حرام نبوده و تنها یک احساس نفسانى بوده است ، بى آنکه کمترین گامى بر طبق آن بردارد.
و با توجه به اینکه آیات قرآن چنانکه کرارا گفته ایم ، داراى معانى مختلف است مانعى ندارد که هر دو معنى از آیه اراده شود.
اتفاقا کلمه شجره در قرآن مجید در هر دو معنى به کار رفته است ، گاهى در معنى درختان معمولى و مادى مثل و شجره تخرج من طور سیناء تنبت بالدهن (مؤ منون – ۲۰) که اشاره به درخت زیتون است ، و گاهى در شجره معنوى به کار رفته مانند والشجره الملعونه فى القرآن (اسراء – ۶۰)
که منظور از آن ، جمعى از مشرکان یا یهود و یا اقوام طاغى دیگر همانند بنى امیه میباشد.
البته مفسران احتمالات متعدد دیگرى درباره شجره ممنوعه داده اند، ولى آنچه گفتیم از همه روشنتر است .
اما نکته اى که در اینجا باید یادآور شد (اگر چه در جلد اول تفسیر نیز اشاره کرده ایم ) این است که در تورات ساختگى که امروز مورد قبول همه مسیحیان دنیا و یهود است ، شجره ممنوعه به عنوان شجره علم و دانش و شجره حیات و زندگى معرفى شده است تورات میگوید: آدم قبل از آنکه از شجره علم و دانش بخورد علم و دانشى نداشت و حتى برهنگى خود را تشخیص نمیداد، و هنگامى که از آن خورد، و به معنى واقعى آدم گردید، از بهشت
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۶ صفحه ۱۲۲
رانده شد، از ترس اینکه مبادا از درخت حیات و زندگى نیز بخورد و همچون خدایان ! حیات جاویدان پیدا کند!.
و این از روشنترین قرائنى است که گواهى میدهد، تورات فعلى کتاب آسمانى نیست بلکه ساخته مغز بشر کم اطلاعى است که علم و دانش را براى آدم عیب مى پندارد و آدم را به گناه علم و دانش مستحق رانده شدن از بهشت خدا مى شمرد گویا بهشت جاى افراد فهمیده نبود!
جالب اینکه دکتر ویلیام میلر که او را به عنوان مفسر برجسته و تواناى انجیل (و به طور کلى عهدین ) به شمار مى آورند، در کتاب خود تحت عنوان مسیحیت چیست چنین مى نویسد: شیطان به صورت مار داخل باغ شد و حوا را راضى کرد که از میوه آن درخت بخورد، سپس حوا آن را به آدم داد و آدم هم از آن میوه خورد، این عمل والدین اولیه ما تنها یک اشتباه معمولى ، و یا خطائى از راه بیفکرى نبود، بلکه عصیان عمدى بر ضد خالق بود، به عبارت دیگر آنها مى خواستند، خدا شوند، آنها مایل نبودند مطیع اراده خدا گردند، بلکه میخواستند امیال خود را انجام دهند، نتیجه چه شد؟ خدا آنها را به شدت سرزنش نمود و از باغ بیرون راند تا در جهان پر درد و رنج ، زندگى کنند.
این مفسر تورات و انجیل در حقیقت ، خواسته است شجره ممنوعه تورات را توجیه کند ولى بالاترین گناه یعنى ضدیت و جنگ با خدا را به آدم نسبت داده است . چه خوب بود به جاى این گونه تفسیرها لااقل ، اعتراف به دستکارى در کتب به اصطلاح مقدسه مى نمودند.
۳ – آیا آدم گناه کرد؟
از آنچه در بالا از کتب مقدس یهود و مسیحیان نقل کردیم ، چنین برمى آید
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۶ صفحه ۱۲۳
که آنها نه تنها معتقدند که آدم مرتکب گناه و معصیت شد، بلکه گناه او یک گناه معمولى نبود، یکنوع گناه سنگین و پرمسئولیت و حتى مبارزه با دستگاه ربوبیت از او سر زد!. ولى مدارک اسلامى اعم از عقل و نقل به ما میگوید:
هیچ پیامبرى مرتکب گناه نمى شود، و مقام پیشوائى خلق به شخص ‍ گناهکار، واگذار نخواهد شد، و میدانیم که آدم از پیامبران الهى بود، بنابراین آنچه در این آیات ذکر شده مانند پارهاى از تعبیرات دیگر که درباره سایر پیامبران در قرآن آمده است که نسبت عصیان به آنها داده شده ، همگى به معنى عصیان نسبى و ترک اولى است ، نه گناه مطلق
توضیح اینکه : گناه بر دو گونه است ، گناه مطلق و گناه نسبى ، گناه مطلق همان مخالفت نهى تحریمى و مخالفت با فرمان قطعى خداوند است و هر گونه ترک واجب و انجام حرام را شامل میشود.
اما گناه نسبى آن است که عمل غیر حرامى از شخص بزرگى سرزند، که با توجه به مقام و موقعیتش شایسته او نباشد، ممکن است گاهى انجام یک عمل مباح و حتى مستحب درخور مقام افراد بزرگ نباشد در این صورت انجام آن عمل ، گناه نسبى محسوب میشود، مثلا اگر شخص با ایمان و ثروتمندى براى نجات فقیرى از چنگال فقر، کمک بسیار مختصرى کند، شک نیست که این کمک هر چند ناچیز باشد، کار حرامى نیست بلکه مستحب است ، ولى هر کس آن را بشنود مذمت میکند آنچنان که گوئى گناهى مرتکب شده است و این به خاطر آن است که از چنان انسان ثروتمند و با ایمانى انتظار بسیار بیشترى میرود.
به همین نسبت ، اعمالى که از بزرگان درگاه پروردگار سرمیزند، با موقعیت ممتازشان سنجیده میشود، و گاهى با مقایسه به آن کلمه عصیان و ذنب (گناه ) بر آن اطلاق میگردد، فى المثل نمازى که ممکن است از
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۶ صفحه ۱۲۴
یک فرد عادى ، نماز ممتازى باشد براى اولیاى حق ، گناه محسوب شود ، زیرا یک لحظه غفلت در حال عبادت براى آنها شایسته نیست ، بلکه باید با توجه به علم و تقوى و موقعیتشان به هنگام عبادت غرق در صفات جلال و جمال خدا باشند. سایر اعمال آنها غیر از عبادات نیز چنین است ، و با توجه به موقعیت آنها سنجیده میشود، به همین دلیل اگر یک ترک اولى از آنها سرزند، مورد عتاب و سرزنش پروردگار قرار میگیرند (منظور از ترک اولى این است که انسان کار بهتر را رها کند و سراغ کار خوب یا مباحى برود).
در روایات اسلامى میخوانیم که گرفتارى یعقوب و کشیدن آنهمه زجر فراق فرزند، به خاطر آن بود که نیازمند روزه دارى به هنگام غروب آفتاب بر در خانه او آمد و او از کمک کردن به وى غفلت نمود و آن فقیر، گرسنه و دلشکسته بازگشت .
این کار اگر از یک فرد عادى سرزده بود، شاید آنقدر مهم نبود اما از یک پیامبر بزرگ الهى و رهبر امت آنچنان با اهمیت تلقى شد که مجازات بسیار شدیدى از طرف خداوند براى آن تعیین گردید. نهى آدم از شجره ممنوعه نیز یک نهى تحریمى نبود بلکه یک ترک اولى بود، ولى با توجه به موقعیت آدم با اهمیت تلقى شد و ارتکاب مخالفت با این نهى (هر چند نهى کراهتى بود) موجب چنان مؤ اخذه و مجازاتى از طرف خدا گردید.
این احتمال نیز از طرف بعضى از مفسران داده شده است که نهى آدم از شجره ممنوعه نهى ارشادى بود، نه نهى مولوى توضیح اینکه گاهى خداوند از چیزى نهى مى کند به عنوان اینکه صاحب اختیار انسان و مولاى او است ، و اطاعت فرمانش بر هر انسانى لازم است چنین نهى را نهى مولوى نامند، اما
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۶ صفحه ۱۲۵
گاهى از چیزى نهى میکند، تنها به خاطر این که به انسان بگوید ارتکاب این عمل اثر نامطلوبى براى او دارد، درست همانند نهى طبیب از غذاهاى مضر و زیانبخش ، شک نیست اگر بیمار مخالفت دستور طبیب را کند، نه توهینى به او کرده و نه مخالفتى با شخص او نموده است ، بلکه ارشاد و راهنمائى او را نادیده گرفته و خود را به زحمت انداخته است
در مورد داستان آدم نیز خداوند به او فرموده بود که خوردن از شجره ممنوعه نتیجه اش بیرون رفتن از بهشت و افتادن در زحمت و رنج است ، این یک ارشاد است ، نه فرمان ، و به این ترتیب آدم تنها مخالفت نهى ارشادى کرد، نه عصیان و گناه واقعى .
ولى تفسیر اول صحیحتر به نظر میرسد زیرا نهى ارشادى ، احتیاج به آمرزش و غفران ندارد، در حالى که آدم – همانطور که در آیه بعد میخوانیم – از خداوند تقاضاى غفران و آمرزش کرد، به علاوه دوران بهشت همانطور که در جلد اول در ذیل آیات مربوط به آدم گفتیم ، یک دوران تعلیماتى براى آدم محسوب میشد، دوران آشنائى با تکالیف و امر و نهى پروردگار، دوران شناختن دوست از دشمن و دوران دیدن نتیجه عصیان ، و مخالفت فرمان خدا، و قبول وسوسه هاى شیطان ، و میدانیم که نهى ارشادى در حقیقت تکلیف نیست و مسئولیت نمى آورد. در پایان این بحث یادآور میشویم که گرچه کلمه نهى و عصیان و غفران و ظلم ، همه در بدو نظر به معنى گناه مطلق و حقیقى و آثار آن است ولى با توجه به مساله عصمت انبیاء که با دلیل عقلى و نقلى ثابت شده ، تمام این تعبیرها، حمل بر گناه نسبى میشود، و این موضوع با توجه به عظمت مقام آدم و سایر انبیاء زیاد دور از ظاهر لفظ نیست .
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۶ صفحه ۱۲۶
آیه ۲۳ – ۲۵
آیه و ترجمه
قَالا رَبَّنَا ظلَمْنَا أَنفُسنَا وَ إِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَ تَرْحَمْنَا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخَسرِینَ(۲۳)
قَالَ اهْبِطوا بَعْضکمْ لِبَعْضٍ عَدُوُّ وَ لَکمْ فى الاَرْضِ مُستَقَرُّ وَ مَتَعٌ إِلى حِینٍ(۲۴)
قَالَ فِیهَا تحْیَوْنَ وَ فِیهَا تَمُوتُونَ وَ مِنهَا تخْرَجُونَ(۲۵)
  ترجمه :
۲۳ – گفتند: پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم و اگر ما را نبخشى و بر ما رحم نکنى از زیانکاران خواهیم بود.
۲۴ – فرمود: (از مقام خویش فرود آئید در حالى که بعضى نسبت به بعض دیگر دشمن خواهید بود (شیطان دشمن شماست و شما دشمن او) و براى شما در زمین قرارگاه و وسیله بهره گیرى تا زمانى خواهد بود.
۲۵ – فرمود: در آن (زمین ) زنده میشوید، و در آن میمیرید و از آن (در رستاخیز) بیرون خواهید آمد .
  تفسیر :
بازگشت آدم بسوى خدا
سرانجام هنگامى که آدم و حوا، به نقشه شیطانى ابلیس ، واقف شدند و نتیجه کار خلاف خود را دیدند به فکر جبران گذشته افتادند و نخستین گام را اعتراف به ظلم و ستم بر خویشتن ، در پیشگاه خدا قرار دادند و گفتند: پروردگارا! ما بر خویشتن ستم کردیم (قالا ربنا ظلمنا انفسنا).
و اگر ما را نیامرزى و رحمت خود را شامل حال ما نکنى ، از زیانکاران خواهیم بود (و ان لم تغفر لنا و ترحمنا لنکونن من الخاسرین
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۶ صفحه ۱۲۷
و براى توبه و بازگشت به سوى خدا و اصلاح مفاسد نخستین گام این است که انسان از مرکب غرور و لجاجت پائین آید و به خطاى خویش ‍ اعتراف کند، اعترافى سازنده و در مسیر تکامل .
جالب اینکه به قدرى در توبه و تقاضاى عفو، ادب نشان میدهند که حتى نمیگویند خدایا ما را ببخش (اغفر لنا) بلکه میگویند اگر ما را نبخشى از زیانکاران خواهیم بود!.
شک نیست که هر گناه و نافرمانى پروردگار، ظلم و ستم بر خویشتن است ، زیرا همه برنامه ها و دستورات او همه در مسیر خیر و سعادت و پیشرفت انسان است ، بنابراین هر گونه مخالفت با آن مخالفت با تکامل خویشتن و سبب عقب ماندگى و سقوط خواهد بود، و آدم و حوا نیز اگر چه گناه نکردند، اما همین ترک اولى ، آنها را از مقام والایشان فرود آورد.
گرچه توبه خالصانه آدم و همسرش در پیشگاه خدا پذیرفته شد و همانطور که در سوره بقره آیه ۳۷ میخوانیم فتاب علیه (خداوند توبه آنها را پذیرفت ) ولى به هر حال اثر وضعى آن عمل ، دامانشان را گرفت ، و دستور خارج شدن از بهشت به آنها داده شد، و فرمود: فرود آئید در حالى که شما با یکدیگر (انسان و شیطان ) دشمن خواهید بود (قال اهبطوا بعضکم لبعض عدو).
و زمین تا مدت معینى قرارگاه و وسیله بهره گیرى شما خواهد بود (و لکم فى الارض مستقر و متاع الى حین ).
و نیز به آنها گوشزد کرد، که هم در زمین زندگى میکنید و هم در آن میمیرید، و از همان براى حساب در روز رستاخیز، برانگیخته خواهید شد
(قال فیها تحیون و فیها تموتون و منها تخرجون ).
ظاهر این است که مخاطب در آیه قال اهبطوا بعضکم لبعض عدو آدم
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۶ صفحه ۱۲۸
و حوا و شیطان همگى هستند، ولى در آیه بعد بعید نیست مخاطب تنها آدم و حوا باشند، زیرا آنها هستند که از زمین برانگیخته میشوند
ماجراى آدم و دورنماى این جهان
گرچه بعضى از مفسران ، که معمولا تحت تاثیر افکار تند غربى قرار دارند، سعى کرده اند به داستان آدم و همسرش ، از آغاز تا پایان چهره تشبیه و مجاز و کنایه و به اصطلاح روز سمبولیک بدهند و تمام بحثهاى مربوط به این ماجرا را حمل بر خلاف ظاهر کرده ، کنایه از مسائل معنوى بگیرند، ولى شک نیست که ظاهر آیات حکایت از یک جریان واقعى و عینى مى کند که براى پدر و مادر نخستین ما واقع شد، و چون ، در این داستان نکته اى وجود ندارد که نتوان آن را طبق ظاهر تفسیر کرد، و با موازین عقلى سازگار نباشد، (تا قرینهاى براى حمل بر معنى کنائى به دست آید) دلیلى ندارد که ما ظاهر آیات را نپذیریم و بر معنى حقیقى خود حمل نکنیم .
ولى با این حال این جریان حسى و عینى مى تواند اشاراتى به زندگى آینده نوع بشر در این جهان ، در برداشته باشد.
یعنى : در صحنه پرغوغاى زندگى این جهان ، انسانى که از نیروى خرد و غرائز سرکش ترکیب شده ، و هر کدام او را به سوئى میکشد، در برابر مدعیان دروغین که سوابق سوء آنها همچون شیطان روشن است قرار دارد و آنها سعى دارند با وسوسه هاى مداوم خود، پرده بر روى عقل و خرد او بیفکنند، و او را به امید آب به دنبال سراب در بیابان زندگى سرگردان سازند.
تسلیم شدن در برابر وسوسه هاى آنها، نخستین نتیجه اش فرو ریختن لباس تقوا از اندام آدمى و آشکار شدن زشتیهاى او است .
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۶ صفحه ۱۲۹
نتیجه دیگرش دورى از مقام قرب پروردگار و سقوط از مقام والاى انسانیت و رانده شدن از بهشت آرامش و امنیت و افتادن در سنگلاخهاى زندگى و رنجهاى حیات مادى میباشد.
در این موقع باز نیروى عقل مى تواند به کمک او بشتابد، و به زودى به فکر جبران بیفتد، و او را به درگاه خدا بفرستد تا با شجاعت و صراحت ، به گناه خویش اعتراف کند، اعترافى سازنده و آگاهانه که نقطه عطفى در زندگى او محسوب شود.
در این هنگام بار دیگر دست رحمت الهى به سوى او دراز میگردد و او را از سقوط همیشگى رهائى میبخشد اگر چه کم و بیش ، گرفتار آثار تلخ وضعى گناه خود خواهد بود، ولى این ماجرا درس عبرتى براى او خواهد شد، و مى تواند از این شکست پایه هاى پیروزى زندگى آینده خود را محکم کند و از این زیان سود سرشارى در آینده ببرد.
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۶ صفحه ۱۳۰
آیه ۲۶ – ۲۸
آیه و ترجمه
یَبَنى ءَادَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَیْکمْ لِبَاساً یُوَرِى سوْءَتِکُمْ وَ رِیشاً وَ لِبَاس التَّقْوَى ذَلِک خَیرٌ ذَلِک مِنْ ءَایَتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ(۲۶)
یَبَنى ءَادَمَ لا یَفْتِنَنَّکمُ الشیْطنُ کَمَا أَخْرَجَ أَبَوَیْکُم مِّنَ الْجَنَّهِ یَنزِعُ عَنهُمَا لِبَاسهُمَا لِیرِیَهُمَا سوْءَتهِمَا إِنَّهُ یَرَاکُمْ هُوَ وَ قَبِیلُهُ مِنْ حَیْث لا تَرَوْنهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشیَطِینَ أَوْلِیَاءَ لِلَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ(۲۷)
وَ إِذَا فَعَلُوا فَحِشهً قَالُوا وَجَدْنَا عَلَیهَا ءَابَاءَنَا وَ اللَّهُ أَمَرَنَا بهَا قُلْ إِنَّ اللَّهَ لا یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ أَ تَقُولُونَ عَلى اللَّهِ مَا لا تَعْلَمُونَ(۲۸)
  ترجمه :
۲۶ – اى فرزندان آدم ! لباسى براى شما فرو فرستادیم که اندام شما را میپوشاند و مایه زینت شماست و لباس پرهیزگارى بهتر است ، اینها (همه ) از آیات خدا است شاید متذکر (نعمتهاى او) شوند.
۲۷ – اى فرزندان آدم ! شیطان شما را نفریبد آنچنان که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد و لباسشان را از تنشان بیرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد، چه اینکه او و همکارانش شما را مى بینند و شما آنها را نمى بینید (اما بدانید) ما شیاطین را اولیاى کسانى قرار دادیم که ایمان نمى آورند.
۲۸ – و هنگامى که کار زشتى انجام میدهند میگویند پدران خود را بر این عمل دیدیم ، و خداوند بما دستور داده است ! بگو خداوند (هرگز) دستور به عمل زشت نمى دهد آیا چیزى بر خدا مى بندید که نمى دانى
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۶ صفحه ۱۳۱
  تفسیر :
اخطار به همه فرزندان آدم
همانطور که در آخرین بحث در آیات گذشته گفتیم ، سرگذشت آدم و درگیرى او با شیطان دورنمائى بود از زندگى همه انسانها در روى زمین ، به همین جهت ، خداوند از این آیات به بعد یک سلسله دستورات و برنامه هاى سازنده ، براى همه فرزندان آدم ، بیان میکند، که در حقیقت دنباله اى است از برنامه هاى آدم در بهشت .
نخست به همان مساله لباس و پوشانیدن بدن که در سرگذشت آدم نقش ‍ مهمى داشت ، اشاره کرده میفرماید: اى فرزندان آدم ، ما لباسى بر شما فرو فرستادیم ، که (اندام شما را میپوشاند و) زشتیهاى بدنتان را پنهان میسازد. (یا بنى آدم قد انزلنا علیکم لباسا یوارى سوآتکم ).
ولى فایده این لباس که براى شما فرستادهایم ، تنها پوشانیدن تن و مستور ساختن زشتیها نیست بلکه لباس تجمل و زینت که اندام شما را زیباتر از آنچه هست نشان میدهد، براى شما نیز فرستاده ایم (و ریشا).
ریش در اصل واژه عربى ، به معنى پرهاى پرندگان است و از آنجا که پرهاى پرندگان لباسى طبیعى در اندام آنها است ، به هر گونه لباس ، نیز گفته میشود، ولى چون پرهاى پرندگان غالبا به رنگهاى مختلف و زیبا است یک نوع مفهوم زینت در معنى کلمه ریش افتاده است ، علاوه بر این به پارچه هائى که روى زین اسب و یا جهاز شتر مى اندازند ریش ‍ گفته میشود.
بعضى از مفسران و اهل لغت نیز آنرا به معنى وسیعترى اطلاق کرده اند
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۶ صفحه ۱۳۲
و آن هر گونه اثاث و وسائل مورد نیاز انسان است ، اما مناسبتر در آیه فوق همان لباسهاى زینتى و جالب است .
به دنبال این جمله که درباره لباس ظاهرى سخن گفته است ، قرآن بحث را به لباس معنوى کشانده و آن چنان که سیره قرآن در بسیارى از موارد است ، هر دو جنبه را بهم مى آمیزد و میگوید: لباس پرهیزکارى و تقوا از آن هم بهتر است (و لباس التقوى ذلک خیر).
تشبیه تقوى و پرهیزکارى به لباس ، تشبیه بسیار رسا و گویائى است ، زیرا همانطور که لباس هم بدن انسان را از سرما و گرما حفظ میکند، و هم سپرى است در برابر بسیارى از خطرها، و هم عیوب جسمانى را مى پوشاند و هم زینتى است براى انسان ، روح تقوى و پرهیزکارى نیز علاوه بر پوشانیدن بشر از زشتى گناهان و حفظ از بسیارى از خطرات فردى و اجتماعى ، زینت بسیار بزرگى براى او محسوب میشود. زینتى است چشمگیر که بر شخصیت او مى افزاید.
در اینکه منظور از لباس تقوى چیست در میان مفسران گفتگو بسیار شده است ، بعضى آنرا به معنى عمل صالح و بعضى حیاء و بعضى لباس ‍ عبادت و بعضى به معنى لباس جنگ مانند زره و خود و حتى سپر گرفته اند، زیرا تقوى از ماده وقایه به معنى نگاهدارى و حفظ است ، و به همین معنى در قرآن مجید نیز آمده است چنانکه در سوره نحل آیه ۸۱ میخوانیم : (و جعل لکم سرابیل تقیکم الحر و سرابیل تقیکم باسکم …) و براى شما پیراهنهائى قرار داد که شما را از گرما حفظ مى کند و هم پیراهن هائى که شما را در میدان جنگ محفوظ میدارد.
ولى همانطور که بارها گفته ایم آیات قرآن غالبا معنى وسیعى دارد که مصداقهاى مختلف را در بر میگیرد، در آیه مورد بحث نیز میتوان تمام این معانى را از آیه استفاده کرد.
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۶ صفحه ۱۳۳
و از آنجا که لباس تقوى در مقابل لباس جسمانى قرار گرفته ، به نظر میرسد که منظور از آن همان روح تقوى و پرهیزکارى است ، که جان انسان را حفظ مى کند و معنى حیاء و عمل صالح و امثال آن در آن جمع است .
در پایان آیه مى فرماید: این لباسهائى که خدا براى شما قرار داده اعم از لباس مادى و معنوى ، لباس جسمانى و لباس تقوى ، همگى از آیات و نشانه هاى خدا است تا بندگان متذکر نعمتهاى پروردگار شوند. (ذلک من آیات الله لعلهم یذکرون ).
فرود آمدن لباس !
در آیات متعددى از قرآن مجید، به جمله انزلنا (فرو فرستادیم ) برخورد مى کنیم که ظاهرا، با مفهوم فرستادن از طرف بالا به سمت پائین ، سازش ‍ ندارد، مانند آیه مورد بحث ، زیرا خداوند در این آیه میفرماید: لباسى براى شما فرو فرستادیم که اندام شما را میپوشاند در حالى که میدانیم لباس یا از پشم حیوانات گرفته مى شود و یا از مواد گیاهى و مانند اینها که همه از زمین است .
در سوره زمر آیه ۶ نیز میخوانیم و انزل لکم من الانعام ثمانیه ازواج (براى شما هشت زوج از چهار پایان فرو فرستاد) و در سوره حدید آیه ۲۵ میخوانیم و انزلنا الحدید … (آهن را فرو فرستادیم …)
دانلود کتاب






مطالب مشابه با این مطلب

    روش های ترک کردن غیبت

    روش های ترک کردن غیبت/ دانشمندان اخلاق براى همه بیمارى‌هاى نفسانى، دو راه درمان را سفارش مى‌کنند: راه علمى که خود شامل دو قسم: «اجمالى» و «تفصیلى» است. در این گفتار، راه‌هاى درمان هر کدام از موارد غیبت، جداگانه بررسى مى‌شود.

    از کریم اهل بیت چه می دانید

    از کریم اهل بیت چه می دانید/ امام حسن(ع) نسبت به دردمندان و تیره‌بختان جامعه بسیار دلسوز بودند و با خرابه‌نشینان دردمند و اقشار مستضعف و کم‌درآمد همراه و همنشین می‌شدند و دردِ دلِ آن‌ها را با جان و دل می‌شنیدند و به آن […]

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است/ خدای متعال راه اصلاح را به سوی انسان بازگذاشته، تا اگر به مسیر نابودی خویش رفته، بتواند آن را اصلاح کند و سعادت ابدی خویش را نجات دهد. «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ […]

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟ تربیت صحیح دینی ، عوامل مؤثر در شقاوت انسان را خنثی می‌کند. یعنی اگر به راستی جوانان با مسجد و روحانیت، مجالس دینی، رساله عملیه مراجع تقلید و نیز با کتاب‌های محتوی احکام، اخلاق […]

    آداب پیاده روی اربعین

    آداب پیاده روی اربعین/ اربعین مجلس روضه‌ای است که خود امام حسین(ع) برگزار کرده. شما باور می‌کنید که کسی هیأت‌داری کند، ولی برای اربعین کاری انجام ندهد؟! چون یک‌دفعه‌ای این سؤال پیش می‌آید که «اصلاً او برای چه هیأت‌داری می‌کند؟» شما باورتان می‌آید کسی […]

    خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا

    خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا امام حسین (ع) با این جمله شروع به خطبه کردند : “ولی من آن خدایی است که کتاب فرود آورده و هم او، ولی شایستگان است” ، راوی گوید با گریه خواهرش خطبه قطع […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد