خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

رفاه‏ اقتصادى و معیشتى در جهان مهدویت

امتیاز به این مطلب!

144 views

بازدید

از برنامه‏ ها و اقدامهاى امام مهدى (ع)، پدید آوردن رفاه در کل جامعه بشرى است. در آن دوران طبق ترسیم آیات و احادیث، جامعه بشرى واحدى تشکیل مى‏گردد که مانند خانواده‏اى زندگى مى‏کنند، و مساله ناهنجار جوامع پیشرفته و ابرقدرت، و جامعه‏هاى در حال رشد، و جامعه‏هاى عقب‏مانده و محروم از میان مى‏رود  و بشریت‏به طور کلى به رفاه اقتصادى و بى‏نیازى دست مى‏یابد، و همین چگونگى زمینه اساسى رشد و تعالى معنوى و فکرى انسان را مى‏سازد.
طبق تحقیقات کارشناسان و متخصصان بخش عظیم و مهمى از مسائل عقب‏ماندگى و وابستگى و کمبود مواد غذایى و معیشتى (اگر نگوییم تمام آن) به دو عامل بستگى دارد، و این هر دو عامل با هم در ارتباط‏اند:
نظام اقتصادى حاکم بر جهان.
نظام اقتصادى حاکم بر جهان‏»، یعنى نظام و سیستمى که قدرتهاى اقتصادى جهان در کشورهاى استعمارگر پدید آورده‏اند، و هدف و آرمان آنها دستیابى به قدرت اقتصادى روزافزون و سلطه بر منابع ثروت جهان است. این قدرتهاى سلطه‏گر، با برنامه‏ریزیهاى دقیق خود، مانع هرگونه استقلال، خودکفایى و رشد تولید و پیشرفت اقتصادى در کشورهاى عقب نگهداشته شده‏اند. این قدرتها از راههاى گوناگون و شیوه‏هاى تبلیغى و برنامه‏ریزیهاى گسترده و عمیق، در سایه سلطه نظامى و سیاسى و فرهنگى، آزادى فکر و عمل را از آحاد مردم در جهان سوم مى‏گیرند، و روشها و شیوه‏هایى در همه مسائل زندگى از جمله در تولید و مصرف و تکنولوژى و فرهنگ و راههاى معیشت، بر آنان تحمیل مى‏کنند که به سود سرمایه‏داران بزرگ و سلطه بیشتر جهان پیشرفته است. در سایه این سلب فکر و سلب شخصیت و سلب آزادى و آزادفکرى، پدیده عقب‏ماندگى ویى و خودیابى و اعتماد به نفس مى‏میرد، و وابستگى روز به روز در اعماق اجتماعات عقب‏مانده گسترش مى‏یابد. از این رو، صاحب‏نظران مسائل اقتصادى – اجتماعى مى‏گویند: کمک به کشورهاى عقب‏مانده  تنها در این است که آنها را به خودشان واگذارند.
نظام سیاسى حاکم بر کشورها» نیز نوعا عامل و دست‏نشانده قدرتهاى جهانى هستند، و همواره به زیان ملتهاى خود گام برمى‏دارند، و براى سلب هرگونه فکر و اندیشه از مردم و نفى حس خودشناسى و خودیابى در مردم خویش مى‏کوشند، و جریانهاى فکرى و فنى فرمایشى را در میان ملت‏خویش نشر مى‏دهند، و با رسانه‏ها و ابزارهاى تبلیغاتى هرگونه استقلال فرهنگى و اقتصادى را از جامعه سلب مى‏کنند، و توده‏ها را برده‏وار به اسارت و پیروى کورکورانه این دو جریان مسلط و حاکم – یکى بیگانه و دیگرى خودى – نخستین موضوعى که صدمه مى‏بیند و یا بکلى نفى مى‏گردد، اصالت فکر و فرهنگ خودى و حس اعتماد به نفس و بازیابى و بازشناسایى نیروهاى نهفته در درون خود و جامعه خودى است.
در رستاخیز ظهور امام منجى (ع)، این بندها و دامها از سر راه برداشته مى‏شود، و عوامل سلطه بر فکر و فرهنگ و اقتصاد و سیاست جهان و کشورها نابود مى‏گردد، و انسانها آزاد مى‏شوند، و با هدایت آن امام به خود مى‏آیند و دیگر بار خویشتن خویش را بازمى‏یابند و بازمى‏شناسند و آزادانه فکر مى‏کنند، و راههاى تحمیلى و تبلیغى را از راه اصلى و درست جدا مى‏سازند. و این است آزادى و آزادگى واقعى، آزادیى که در سراسر دنیاى کنونى تنها واژه آن وجود دارد و از محتوا و مفهوم آن خبرى نیست.
در دنیایى که تقسیم‏بندى جهانى با معیارهاى ظالمانه صورت مى‏گیرد، و امتهاى ضعیف، به حال خود گذارده نمى‏شوند، و از راههاى مریى و نامریى در شبکه‏هاى پیچیده نظامهاى سلطه و سرمایه‏دارى جهان گرفتار مى‏آیند، سخن از آزادى واقعى و آزادفکرى، بازى با کلمات است. و گفتگو بر سر استقلال اقتصادى و انتخاب شیوه و راه زندگى و معیشت و دستیابى به رفاه بیهوده است. زیرا در چنین شرایطى، بخشهاى عظیمى از بشریت مواد لازم زندگى را در اختیار ندارند و دچار کمبود و فقرند، و بخشهاى دیگر نیز طبق الگوها و معیارهایى که سرمایه‏داران و تولیدکنندگان بزرگ بر جامعه تحمیل مى‏کنند باید زندگى کنند، و از مواد و کالاها بهره گیرند، و خود قدرت اختیار و انتخاب ندارند.
از این رو در رستاخیز امام مهدى (ع)، انسان در آغوش آزادى به معناى واقعى کلمه مى‏آرامد، و در پرتو این آزادى همه بندها و زنجیرهایى را که بر پایش نهاده‏اند مى‏گسلد، ورا به دو بخش پیشرفته و عقب‏مانده تقسیم کرده‏اند از میان مى‏رود، و پدیده شوم فقر و نیاز نیز نفى مى‏گردد، و رفاه اقتصادى در پرتو چنین معیارهایى به جامعه و افراد داده مى‏شود. تردیدى نیست که بدترین و ناهنجارترین اسارت براى بشریت، فقر و نیاز روزانه به غذا، لباس، مسکن، دارو و دیگر لوازم زندگى است. این اسارت براى انسان لحظه‏اى آسایش و فراغت‏باقى نمى‏گذارد، و زمینه‏هاى رشد و تکامل معنوى و مادى او را نابود مى‏سازد، و همواره انسان را در اندیشه سیر کردن شکم و پوشاندن بدن و دست‏یابى به سایبان و بهبودى از درد و بیمارى و… فرو مى‏برد، و فرصتى باقى نمى‏گذارد تابه مفاهیم بالا و برتر زندگى بیندیشد، و پایگاه انسانى خود را درک کند، و از عروج و تکامل نوع انسان سخن بگوید.
در دوران رفاه اقتصادى و رفع همه نیازها، آدمى از این بردگى و اسارت هستى‏سوز رهایى مى‏یابد، و از بند مشکلات آن آزاد مى‏گردد، و به مسائل متعالى و برتر و تکامل و رشد و صعود مى‏اندیشد و در آن راستا گام برمى‏دارد.
احادیث‏بسیارى درباره رفاه اقتصادى دوران ظهور وجود دارد و شاید از جمله مسائلى باشد که بیشترین تاکید بر آن شده است. و این اهمیت موضوع و نقش آن را در ساختن جامعه سالم قرآنى مى‏رساند، و شاید پس از اصل عدالت دومین موضوعى باشد که در آن دوران در جامعه‏ها پدید مى‏آید. و این هر دو با یکدیگر پیوندى ناگسستنى دارند، زیرا که اجراى دقیق عدالت‏براى از میان بردن روابط ظالمانه و غاصبانه آکل و ماکولى است تا اقویا حق ضعیفان را نخورند و آنان را محروم نسازند. بنابراین، رفاه اقتصادى براى همه، با اجراى اصل عدالت اجتماعى و برپایى قسط قرآنى امکان‏پذیر است، بلکه رفاه و بى‏نیازى از میوه‏هاى درخت تناور عدل است، و امام با تحقق بخشیدن به اصول دادگرى و عدالت اجتماعى، همگان را به زندگیى درست و سامان‏یافته مى‏رساند.
امام صادق (ع:
…ان‏الناس یستغنون اذا عدل بینهم…
– … مردمان بى‏نیاز مى‏گردند آنگاه که عدالت میانشان حاکم باشد…
ن‏الله لم یترک شیئا من صنوف‏الاموال الا و قد قسمه، واعطى کل ذى حق حقه، الخاصه والعامه والفقراء والمساکین، و کل صنف من صنوف‏الناس… فقال: لو عدل فى‏الناس لاستتغنوا…
– خداوند همه ثروتها را (از همه منابع درآمد) میان مردم تقسیم کرده است، و به هر کس حقش را داده است: کارگزاران و توده مردم و بینوایان و تهیدستان و هر گروهى از گروههاى مردم. سپس امام گفت: اگر عدالت اجتماعى برقرار شده بود همه مردم بى‏نیاز شده بودند…
بنابراین در سایه عدالت است که به رفاه اقتصادى و بى‏نیازى مادى مى‏توان دست‏یافت.
همچنین از نظر تعالیم اسلامى، حاکمیت اگر درست و اسلامى باشد و برنامه‏ها و مجریانى قرآنى و اسلامى به کار گمارده شوند، محرومیت و نیازمندى در جامعه باقى نمى‏ماند، زیرا که اصول عدل و حق اجرا مى‏گردد، و در پرتو آن اجراى اصول، همه مردم به رفاه و بى‏نیازى مى‏رسند.
امام على (ع:
اما والذى فلق‏الحبه، و برا النسمه، لو اقتبستم‏العلم من معدنه، و ادخرتم‏الخیر من موضعه و اخذتم‏الطریق من وضحه، و سلکتم من‏الحق نهجه، لنهجت‏بکم‏السبل، وبدت لکم‏الاعلام، و اضاء لکم‏الاسلام، و اکلتم رغدا، و ما عال فیکم عائل، و لا ظلم منکم مسلم و لامعاهد
– سوگند به خدایى که دانه را (در دل خاک) بشکافت، و آدمیان را آفرید، اگر علم را از معدن آن اقتباس کرده بودید، و خیر را از جایگاه آن خواستار شده بودید و از میان راه به رفتن پرداخته بودید، و راه حق را از طریق روشن آن پیموده بودید، راههاى شما هموار مى‏گشت، و نشانه‏هاى هدایتگر پدید مى‏آمد، و فروغ اسلام شما را فرا مى‏گرفت، و به فراوانى غذا مى‏خوردید، و دیگر هیچ عائله‏مندى بى‏هزینه نمى‏ماند، و بر هیچ مسلمان و غیر مسلمانى ستم نمى‏رفت.
در پرتو حاکمیت قرآنى و محمدى (ص) و علوى (ع) امام مهدى (ع)، و با اجراى اصل عدالت اجتماعى که سیره انکارناپذیر آن امام‏سامان مى‏یابد، و نیازها برآورده مى‏گردد، و رفاه اقتصادى و آسایش معیشتى بر تمام بخشها و زوایاى زنگى خانواده بشرى پرتو مى‏افکند.
با اینکه موضوع رفاه اقتصادى از شاخ و برگهاى عدالت اجتماعى است، در احادیث جداگانه مطرح گردیده است. و این اهمیت موضوع را آشکار مى‏سازد.
پیامبر اکرم (ص:
یکون فى امتى‏المهدى… یتعنم امتى فى زمانه نعیما لم یتنعموا مثله قط، البر والفاجر، یرسل‏السماء علیهم مدرارا، ولا تدخرالارض شیئا من نباتها.
– در امت من مهدى قیام کند… و در زمان او مردم به نعمتهایى دست مى‏یابند که در هیچ زمانى دست نیافته باشند. (همه) نیکوکار و بدکار. آسمان بر آنان ببارد و زمین چیزى از روییدنیهاى خود را پنهان ندارد.
پیامبر اکرم (ص:
یکون فى امتى‏المهدى … والمال یومئذ کدوس، یقوم‏الرجل فیقول: یا مهدى اعطنى، فیقول: خذ (
– در زمان مهدى (ع)… مال همى خرمن شود. هر کس نزد مهدى آید و گوید: «به من مالى ده! مهدى بیدرنگ بگوید: «بگیر.»
امام على (ع:
… و اعملوا انکم ان اتبعتم طالع‏المشرق سلک بکم منهاج‏الرسول … و کفیتم مؤونه‏الطلب والتعسف، و نبذتم‏الثقل الفادح عن‏الاعناق…
– بدانید اگر شما از قیامگر مشرق (امام مهدى «ع‏») پیروى کنید، شما را به آیین پیامبر درآورد… تا از رنج طلب و ظلم (در راه دستیابى به امور زندگى) آسوده شوید، و بار سنگین (زندگى) را از شانه‏هایتان بر زمین نهید…
رفاه تا این پایه و تامین سطح زندگى تا این سطح، آرمانى است الهى که به دست مبشر راستین عدالت و انصاف و سعادت و آسایش، امام مهدى (ع) تحقق مى‏یابد.
امام على (ع:
ثم یقبل الى‏الکوفه فیکون منزله بها، فلا یترک عبدا مسلما الا اشتراه و اعتقه، ولا غارما الا قضى دینه، و لا مظلمه لاحد من‏الناس الا ردها، ولا یقتل منهم عبد الا ادى ثمنه، دیه مسلمه الى اهلها، و لا یقتل قتیل الا قضى عنه دینه والحق عیاله فى‏العطاء، حتى یملاالارض قسطا و عدلا…
– … سپس (امام مهدى «ع‏») به کوفه، درآید، و در آنجا مسکن گزیند، و هر برده مسلمانى را (در صورتى که باقیمانده باشد) بخرد و آزاد کند و دین بدهکاران را بپردازد، و مظلمه‏ها و حقهایى که بر گردن کسان است (به صاحبان حق) بازگرداند، کسى کشته نشود مگر این که بهاى آن را (که دیه است) به صاحبانش تسلیم کند، و آن کس که کشته شد بدهیش را بپردازد، و (زندگى) خانواده او را تامین کند، تا سراسر زمین را از عدل و داد بیآکند…
تامین زندگى و رفاه تا این پایه است که اگر از مسلمانان کسى هنوز در بردگى مانده بود به دست امام خریده مى‏شود و آزاد مى‏گردد. اگر کسى بدهکارى داشت‏بدهى او پرداخت مى‏شود. هر کس حقى و حقوقى از دیگران برى قصاص شد دیه او به صاحبش پرداخت مى‏گردد. هر کس به دلیل جرمى به اعدام محکوم شد بدهکاریهاى او پرداخت مى‏شود، و پس از اعدام وى زندگى خانواده‏اش همسان و هم‏سطح دیگر مردم تامین مى‏گردد. و اینها همه براى اجراى عدالت دقیق در سراسر آبادیهاى زمین است. یعنى عدالت در آن دوران چنین مفهومى عمیق و گسترده و انسانى دارد، که هر مشکل و ناهنجارى و گرفتارى را برطرف مى‏سازد.
امام باقر (ع:
و یعطى‏الناس عطایا مرتین فى‏السنه و یرزقهم فى‏الشهر رزقین… حتى لاترى محتاجا الى الزکاه و یجیى‏ء اصحاب‏الزکاه بزکاتهم الى‏المحاویج من شیعته فلا یقبلونها، فیصرونها و یدورون فى دورهم، فیخرجون الیهم، فیقولون: لا حاجه لنا فى دراهمکم … فیعطى عطاء لم یعطه احد قبله
امام مهدى «ع‏»)، در سال دو بار به مردم مال ببخشد و در ماه دو بار امور معیشت‏بدانان دهد… تا نیازمندى به زکات باقى نماند. و صاحبان زکات، زکاتشان را نزد محتاجان آورند، و ایشان نپذیرند. پس آنان زکات خویش در کیسه‏هایى نهند و در اطراف خانه‏ ها بگردند (براى دستیابى به محتاجى)، و مردم بیرون آیند و گویند:
ما را نیازى به پول شما نیست… پس دست‏ به بخشایش گشاید، چنانکه تا آن روز کسى آنچنان بخشش اموال نکرده باشد.

امام صادق (ع:
ان قائمنا اذا قام اشرقت‏الارض بنور ربها… و یطلب‏الرجل منکم من یصله بماله و یاخذ منه زکاته، فلا یجد احدا یقبل منه ذلک و استغنى‏الناس بما رزقهم‏الله من فضله.
– هنگام رستاخیز قائم ما زمین با نور خدایى بدرخشد… و شما به جستجوى اشخاصى برمى‏آیید که مال یا زکات بگیرند و کسى را نمى‏یابید که از شما قبول کند، و مردمان همه به فضل الهى بى‏نیاز مى‏گردند.
سطح زندگى در این حد بسیار متعالى و آرمانى و رفاه اقتصادى تا این پایه، در دنیاى سراسر ظلم و جامعه‏هاى طبقاتى و سرشار از تضاد بر سر منافع و با روابط ظالمانه استثمارى براى ما، قابل درک نیست، لیکن وعده خدا است و تحقق خواهد یافت. آیا چنین هدفى با این بزرگى و عالم‏گسترى، با شیوه‏هاى اخلاقى و پند و موعظه پدید مى‏آید، یا امام مهدى (ع) تنها با اعجاز و قدرت معنوى این چگونگیها را در زمین پدید مى‏آورد؟ یا شیوه‏ها و روشهایى ویژه براى رشد ثروت و تولید کافى کالاها به کار مى‏برد که تا کنون نبوده است؟
روشن است که ایجاد رفاه اقتصادى در این حد و براى یکایک افراد خانواده بشرى، کارى بزرگ و مشکلى بس عظیم است، و به دشوارى مى‏توان تصور کرد که در آن روزگار چه مسائل و عواملى پدید مى‏آید که چنین زیستى نصیب انسانها مى‏گردد.
با مطالعه در وضعیت زندگى کنونى بشر و با بررسى دقیق منابع طبیعى و ذخایر موجود در زمین و محاسبه استعداد انسان و محاسبه مقدار مصرف زائد و مسرفانه و تجملى در همه اموال جهان در نزد مهدى (ع) گرد آید، آنچه در دل زمین است و آنچه بر روى زمین، آنگاه مهدى به مردمان بگوید: بیائید! و این اموال را بگیرید.
اجتماعات مختلف بشرى به اصل دست مى‏یابیم:
منابع طبیعى و ذخایر زمین این استعداد را دارد که پاسخگوى مجموعه نیازهاى انسانها باشد (در هر مقوله از مقولاتى که در زندگى بدانها نیازى هست)، و کمبودها را برطرف سازد و آدمیان را به رفاه و آسایش و تامین معاش برساند.
محاسبه مقدار مصرف تجملى و مسرفانه اجتماعات بشرى،  روشن مى‏سازد که اگر این اسرافکاریها و شادخواریها به صورتى درست و اصولى مهار گردد، و با انضباط و قانونى سازش‏ناپذیر جلو عیاشى و ریخت‏وپاشهاى زاید گروه اشراف رفاه‏طلب و شادخوار گرفته شود، نیازهاى کل بشریت‏برآورده مى‏شود و زندگى همگان در روى زمین تامین مى‏شود.
با بررسى استعداد خلاق و هوش مبتکر انسانى، روشن مى‏شود که انسانها مى‏توانند در پرتو پیشرفت دانشها، به فورمولها و اصول تازه‏اى دست‏یابند که معاش آنان بهتر تامین شود، و نیازها و خواسته‏ها بیشتر برآورده گردد، و رفاه و آسایشى عمومى و همگانى پدید آید. با توجه به این سه محور، امکان پدید آمدن دوران رفاه مطلق و تامین زندگى در سطحى متعالى براى همه مردم روى زمین، روشن مى‏گردد. در این بخش از این رساله، به بررسى برخى از علل و عواملى مى‏پردازیم که ممکن است در رستاخیز قیام و انقلاب امام مهدى (ع) به کار گرفته شود، و با تکیه بر آنها بودجه و مواد و منابع عظیم و کلان براى چنین اقدامى عظیم تامین گردد، و در فروغ آن زندگى بشریت‏سامانى درخور یابد:
برقرارى عدالت اجتماعى
عدالت اجتماعى به معناى تعادل و توازن در کلیه جریانهاى اقتصادى جامعه است، و نظام تولید و توزیع مصرف را در بر مى‏گیرد. عدالت‏به این معنا، اگر گستره‏اى جهانى یابد و دقیق و بى‏استثنا حدود آن مشخص شود و درست اجرا گردد. تعادل و توازنى در کل جامعه بشرى پدید مى‏آورد که آرمان همه عدالتخواهان الهى و بشرى بوده است. در پرتو چنین عدالتى، فاصله‏هاى اقتصادى به معناى اسراف و تکاثر در بخشهایى و کمبود و محرومیت در بخشهاى فراوان دیگر ریشه‏کن مى‏گردد. و چنانکه در بخش نخست  دیدیم،مگان است.
اجراى اصل مساوات
رعایت قاطع اصل مساوات نیز موجب تعدیل ثروتها و برابرى در توزیع کالاها و مواد مورد نیاز همه مردم است، و از تراکم و ذخیره‏سازى کنز و اسرافکارى نزد طبقات و گروههایى مانع مى‏گردد، و زمینه‏هاى اصلى کمبود و نیازمندى را برطرف مى‏سازد.
در فصل بعد روشن خواهد شد که با اجراى اصل مساوات نیازها برآورده مى‏گردد، و محتاج و تهیدستى باقى نمى‏ماند. در این باره به چنین تعالیمى برمى‏خوریم: «و یسوى بین‏الناس حتى لاترى محتاجا الى‏الزکاه: (امام مهدى‏«ع‏») میان مردم (در تقسیم اموال) به مساوات رفتار مى‏کند به طورى که دیگر نیازمند و محتاجى یافت نمى‏شود.» و این همان سطح متعالى زندگى و رفاه عمومى است که زکات مورد مصرف نداشته باشد، و همه چیز به همه مردم برسد. این موضوع در اصل «مساوات‏» روشن خواهد گشت.
عمران و آبادى زمین
عمران و آبادى زمین، و بهره‏بردارى از امکانات آن تا سر حد امکان، از دیگر اقدامات امام است. این کار، در دوران پیش از ظهور با همه پیشرفت علوم و تکنولوژى در همه زمینه‏ها بطور کامل انجام نشده است. طبق نظر متخصصان، بسیارى از زمینها قابل عمران و آبادى و کشاورزى و تولید است، بسیارى از آبها داراى استعداد ذخیره شدن و بهره‏بردارى است، و بسیارى از مناطق زمین متروک و رها شده مانده است، و بسیارى از مناطق به علت نفوذ سیاستهاى استعمارى و ایجاد وابستگى و محرومیت‏بطور کامل از آنها بهره‏بردارى نمى‏شود، و سیستمهاى تولید وکه به سود طبقات محروم نیست، بلکه براى کشورهاى سلطه‏طلب سودمند است.
این موضوع نیز از نظر متخصصان و آمارگیران ثابت است که زمین استعداد اداره و تامین چند برابر جمعیت کنونى را دارد به سه شرط:
الف – از همه امکانات بهره‏بردارى شود.
ب – از اسرافکارى و شادخوارى و کامروایى فزون از حد گروههایى اندک ممانعت‏به عمل مى‏آید.
ج – تکنیکهاى دقیق علمى و فنى و متناسب با محیطها و سرزمین‏ها به کار رود.
پیشرفت فنون
چنانکه در فصل «تکامل علم و عقل‏» در دوران ظهور خواهیم گفت، علم و دانش بشر در رستاخیز امام مهدى (ع) به تکامل نهایى مى‏رسد، و امام با برنامه‏ریزیهاى دقیق که از دانش بى‏کران الهى او برخاسته است، همه مناطق زمین را آباد مى‏کند، و براى تامین زندگى و ایجاد رفاه همگانى راه و روشهایى را عرضه مى‏کند که تا آن روز براى بشر ناشناخته بوده است. با توجه به اینکه راه اصلى رشد تولید و خودکفایى، بهره‏بردارى از علوم و فنون و تخصصهاى ویژه و طرحها و برنامه‏هاى ماهرانه است. علوم و فنون بشرى در رستاخیز ظهور با علوم و فنون در دوران پیش از ظهور قابل مقایسه نیست، از این رو، پیشرفتها و رشد تولید و سرمایه در آن دوران با هیچ دوره دیگر همانند نیست. امام مهدى (ع) در همه زمینه‏ها به دانش بشر تکامل مى‏بخشد. و چنانکه در علوم الهى و ماوراى طبیعى همه اشتباهات و جهلهاى بشرى را برطرف مى‏سازد و معیارهاى درست در شناخت مبدا و معاد را به انسان مى‏دهد، در علوم مادى و تکنیکهاى رشد اقتصادى و سامانیابى زیست‏ور به انسان عرضه مى‏کند، و با شیوه‏هاى بسیار دقیق، نظام تولید و بهره‏بردارى از منابع طبیعى را رشدى توصیف‏ناپذیر مى‏بخشد و بدینگونه مشکل کمبودها و نارساییها را بکلى برطرف مى‏کند.
فاصله پیشرفت علمى و عقلانى و وضع دانش انسان در آن دوره با وضع کنونى، بسى افزونتر است از فاصله دانش امروز بشرى با دورانهاى گذشته تاریخ.
بارانهاى مفید و پیاپى
از علل و عوامل مهم و اساسى رشد تولید، بویژه در بخش کشاورزى – که مادر تولید در بخشهاى دیگر است – نزولات آسمانى و بارانهاى مناسب و بموقع است. طبق تعالیم قرآن و احادیث پارسایى و نیکوکارى و احسان و بخصوص دادگرى موجب نزول رحمتهاى الهى و وفور نزولات آسمانى است  ، و گناه بویژه ظلم در روابط انسانى موجب خشکسالى و محرومیت از رحمت الهى و قلت نزولات است. در دوران ظهور چون نیکى و احسان و عدل و انصاف بر سراسر گیتى پرتو مى‏افکند، و روابط انسانى بر اصل عدل و انصاف استوار مى‏گردد، و مردمان همه به نیکى و نیکوکارى و پارسایى مى‏گرایند، و ظلم و ستم را یک سو مى‏نهند، از این رو، شایسته فضل و رحمت‏بیشتر مى‏گردند، و بارش بارانهاى مناسب و بموقع سبب رشدى وصف‏ناپذیر در تولید خواهد گشت و بسیارى از مشکلات و کمبودها و نیازمندیها را برطرف خواهد ساخت.
پیامبر اکرم (ص:
یتنعم امتى فى زمن‏المهدى (ع) نعمه لم یتنعموا قبلها قط یرسل‏السماء علیهم مدرارا ولا تدع‏الارض شیئا من نباتها الا اخرجته…
– … امت من در زمان (رستاخیز) مهدى (ع) به نعمتهایى دست‏یابند که پیش از آن و در هیچ دوره‏اى دست نیافته بودند. در آن روزگار، آسمان باران فراوان دهد، و زمین هیچ روییدنى را در دل خود نگاه ندارد…
چون مردمان به تقوا و پارسایى روى مى‏آورند، خداوند برکات و بارانها را فرو مى‏فرستد و خشکى و کم‏آبى در مناطق بسیارى برطرف مى‏شود; و این وعده الهى که درباره جامه تقواپیشگان مژده داده است آشکار مى‏گردد:
م انه کان غفارا. یرسل‏السماء علیکم مدرارا و یمددکم باموال و بنین و یجعل لکم جنات و یجعل لکم انهارا: سپس گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او آمرزنده است. تا از آسمان برایتان پى‏درپى باران فرستد. و شما را به اموال و فرزندان مدد کند. و برایتان بستانها و نهرها بیافریند.»
امام على (ع:
… و لو قد قام قائمنا لانزلت‏السماء قطرها، و لاخرجت‏الارض نباتها… حتى تمشى‏المراه بین‏العراق الى‏الشام لاتضع قدمیها الا على‏النبات…
– … چون قائم قیام کند، آسمان – چنانکه باید – باران بارد و زمین گیاه رویاند … به گونه‏اى که زن، از عراق درآید و تا شام برود و جز بر زمینهاى سرسبز گندم ننهد…
برنامه‏ریزى درست و از یک نقطه
چنانکه در آغاز این فصل یادآور شدیم عامل محرومیت و عقب‏ماندگى اکثریت کشورها و اجتماعات بشرى، کشورهاى قدرتمند و سلطه‏طلب است. اگر سلطه‏طلبان از میان بروند و تقسیم جامعه بشرى به دو یا سه طبقه: پیشرفته و در حال رشد و عقب‏مانده، نفى شود و همه برنامه‏ریزیها و فکر و تخصصها و سرمایه‏ها و مدیریتها تا سر حد امکان بطور یکسان در همه مناطق زمین، تقسیم گردد و تبعیض و تفاوتى در کار نباشد، و جهان داراى مرکزیتى یگانه و واحد شود که بر اساس عدل و مساوات به همه انسانها یکسان بنگرد، و تقسیم‏بندیهاى ظالمانه جامعه بشرى را محو سازد، و همه امکانات طبق نیازها به مناطق عالم گسیل گردد، و هیچ نقطه‏اى متروک و رها شده باقى نماند، بطور طبیعى مشکلات و نابسامانیهاى زندگى انسانها برطرف مى‏شود و رفاه و آسایش بر سراسر زمین سایه مى‏ افکند.
امام باقر (ع :
… القائم منا… تطوى له‏الارض… فلا یبقى فى‏الارض خراب الا عمر…
– … زمین براى قائم ما در هم پیچیده مى‏شود (و به لحظه‏اى از هر نقطه به نقطه دیگر مى‏رسد)… و در زمین جاى ناآبادى باقى نمى‏ماند…
بهره‏بردارى از معادن و منابع زیرزمینى
براى دستیابى به خودکفایى و رفاه درو منابع زیرزمینى و استخراج و بهره‏بردارى از آنها کارى ضرورى است، و چاره‏اى جز این نیست که از همه امکانات وطن انسان یعنى زمین بهره‏بردارى شود. بسیارى از ثروتها و مواد لازم براى زندگى، از معادن به دست مى‏آید. این معادن و مواد دیگرى که براى بشر امروز شناخته شده نیست، در دوران ظهور مورد بهره‏بردارى قرار مى‏گیرد.
پیامبر اکرم (ص
… و یظهرالله له کنوزالارض و معادنها
– … خداوند براى قائم (ع) گنجها و معادن زمین را آشکار مى‏سازد…
امام على (ع
و تخرج له‏الارض افالیذ کبدها و تلقى الیه سلما مقالیدها
– … زمین آنچه را در اعماق خویش دارد براى وى بیرون دهد، و همه امکانات و برکات خویش را در اختیار او گذارد…
امام باقر (ع
… و تظهر له (القائم «ع‏») الکنوز…
– … براى قائم ما گنجها آشکار مى‏گردد…
در دوران پیش از ظهور بسیارى از معادن شناخته شده است و بشر کنونى و آینده بسرعت آنها را استخراج مى‏کند و در زندگى به کار مى‏گیرد. بنابراین از تاکید فراوان احادیث‏بر موضوع معادن و آشکار شدن آنها براى امام قائم (ع)، مى‏توان حدس زد که آنچه شناخته شده و قابل اکتشاف براى بشر کنونى است (به علت محدودیت دانش بشرى نسبت‏به دوران ظهور و تکامل علم و عقل انسان با راهنمایى و تعلیم معلم بزرگ الهى حضرت مهدى (ع) بسیار ناچیز است، و در دوران آن رستاخیز عظیم مواد و معادنى شناخته و اکتشاف مى‏شود که چهره زندگیها را بکى دگرگون مى‏سازد. و باید چنین باشد زیرا که ایجاد رفاه براى کل جامعه بشرى کارى ساده نیست، و سرمایه‏هاى کلان و عظیمى لازم دارد. یکى از منابع تامین این سرمایه‏ها معادن است و باید از آنها کاملا استفاده شود. با توجه به بیکرانى و فراوانى منابع و معادن زیرزمینى – بویژه نسبت‏به بخشهاى ناشناخته آن براى بشر امروز – روشن مى‏گردد که این بخش از منابع درآمد دولت مهدى (ع)، سرمایه‏اى درخور و کارآمد دارد. و از این راه اگر همه مشکلات بشرى حل نشود بخشهاى عمده‏اى از آن به در دنیایى که تقسیم‏بندى جهانى با معیارهاى ظالمانه صورت مى‏گیرد و امتهاى ضعیف، به حال خود گذارده نمى‏شوند، و از راههاى مریى و نامریى در شبکه‏هاى پیچیده نظامهاى سلطه و سرمایه‏دارى جهان گرفتار مى‏آیند، سخن از آزادى واقعى و آزاد فکرى، بازى با کلمات است.
سامانى درخور و شایسته مى‏رسد.
منابع عظیم اکثریت اجتماعات بشرى امروز نبود شناخت و دانش کافى است، یا برنامه‏ریزیهاى حساب نشده و نادرست است و دوران ظهور، دوران سراسر آگاهى و شناختهاى ناب و خالص است، که همه زوایاى زندگى انسان را روشن مى‏سازد و در برنامه‏ریزیهاى فرهنگى، تربیتى، هنرى، فنى، اجتماعى، اقتصادى و… نقطه ابهام و عقب‏ماندگى باقى نمى‏ماند، و شیوه‏ها و روشهاى اصولى و درست و مقرون به صرفه و به سود انسان ارائه مى‏شود، و زندگى در همه جاى زمین چهره‏اى زیبا و انسانى و سرشار از رفاه بخود مى‏گیرد.
– بازپس‏گیرى ثروتهاى غصب شده
امام مهدى (ع) از راه دیگرى که از اهمیت فراوانى برخوردار است نیز سرمایه‏هاى بزرگ و کلانى به دست مى‏آورد، و از آن راه بودجه هنگفت‏سامان بخشیدن به جامعه انسانى و ایجاد رفاه عمومى را تامین مى‏کند. امام با از میان برداشتن جباران و طاغوتان و سرمایه‏داران مانع اجراى عدالت، پولها و سرمایه‏ها و همه امکانات آنها را که از راههاى نامشروع، استثمار، غصب، احتکار، ظلم، تعدى و تجاوز، تصاحب به ناحق اموال عمومى و انفال، گرانفروشى، ارزان خریدن مواد خام و کار و کالاى مردمان محروم و… به دست آورده بودند، باز پس مى‏گیرد و در اختیار توده‏هاى محروم بشرى قرار مى‏دهد.
مام دوران پیش از ظهور، به ثروت‏اندوزیهاى کلان دست‏یازیده‏اند، و سرمایه‏هاى کلانى در همه کشورهاى جهان کنز و گنج کرده‏اند، که بخش اعظم ثروتها و سرمایه‏هاى کشورها را تشکیل مى‏دهد. و اینها همه از راههاى نادرست و شیوه‏هاى استثمارى و ظالمانه، روانه جیب عده‏اى خاص از افراد انسان شده است. امام مهدى (ع)، در رستاخیز ظهور، این مالکیتهاى دروغین و صورى را ابطال مى‏کند «مهدى (ع) حق هر حقدارى را بگیرد و به او دهد، حتى اگر حق کسى زیر دندان دیگرى باشد، از زیر دندان انسان متجاوز و غاصب بیرون کشد، و به صاحب حق بازگرداند.»
از جمله اموال عمومى که غاصبانه به افرادى خاص داده شده است «قطایع‏» است‏یعنى زمینهایى از اراضى خراجى، که از راه امتیاز به نزدیکان حکام داده مى‏شد. این اموال بذل و بخششهایى است که موجب تشکیل طبقه‏اى ممتاز در جامعه است. در دوران گذشته پادشاهان و حکومتها به درباریان و اطرافیان خود قطعه زمینهایى پیشکش مى‏کردند. و این زمینها قطیعه و قطایع نام داشت، و آغاز کار تشکیل طبقه‏اى بود ثروتمند و وابسته به حکومتها و در کنار آنان، و زمینه نابرابرى و تبعیض طبقاتى. حکومتهاى فاسد و خودکامه با امتیاز بخشى و جانبدارى عملى و قانونى موجب مى‏گردند که طبقات ممتازى در سرمایه رشد یابند، و منافع و اموال عمومى را به سود خود به کارفزایند. این مسائل و نظایر آن در دوران ظهور نابود مى‏شود، و این زمینها چون دیگر اموال غصب شده به مردم بازمى‏گردد:
امام صادق (ع
اذا قام اضمحلت‏القطائع
– چون رستاخیز قائم بیآغازد، قطایع از میان مى‏رود دیگر اقطاعى در میان نخواهد بود…
امروزه در کشورهاى دنیا، شیوه‏هاى درآمد – با اکثریت قاطع – نامشروع و ظالمانه است. بیشتر درآمدهاى پولى با شیوه‏هاى ربوى است، بسیارى از زمینها غصب شده است. بسیارى از مبادلات بازرگانى با سودهاى زیاد و غیرمنصفانه انجام مى‏گیرد، و یا با انحصارگراییها و اعمال اجبارها و اضطرارهایى است که همه مستلزم ظلم است، و سود حاصل از آن غصب و حق محرومان است. شرکتهاى بزرگ با شیوه‏هاى انحصاراتى و براساس «بخس‏» و کم بها دادن به کار و کالاى مردم، پولهایى به دست مى‏آورند که حق دیگران است. تبانیها و قراردادهایى پنهانى صورت مى‏گیرد و حقوق کارگر و کشاورز و مردم پایین‏دست‏بسیار کمتر از حقشان پرداخت مى‏شود. کالاهایى تولید مى‏شود و از آن درآمدهایى تحصیل مى‏گردد که به زیان جامعه و مردم است. و اینها نیز درآمدهاى بزرگ و ظالمانه‏اى است که رایج است. و بدینسان است دیگر اموالى که هر کدام به نوعى ظلم و استثمار و غصب است. و در دوران ظهور، اینها همه به خزانه دولت‏حق و عدل بازمى‏گردد و به مصرف اصلى مى‏رسد.
استفاده از همه اموال (اموال عمومى، خصوصى
امام مهدى (ع) براى پیشبرد اهداف انقلاب – طبق تعبیر برخى از احادیث – از همه اموال خصوصى و عمومى بهره مى‏گیرد.
در احادیثى آمده است که همه اموال دنیا نزد امام مهدى (ع) گرد مى‏آید، و امام آنها را میان مردمان طبق قانون عدل و بر اساس نیاز و رسیدن به رفاه و بى‏نیازى تقسیم مى‏کند:
امام باقر (ع
… و تجمع الیه (القائم) اموال‏الدنیا من بطن‏الارض و ظهرها، فیقول للناس: تعالوا الى ما قطعتم فیه‏الارحام و سفکتم فیه‏الدماءالح-رام، و رکبتم فیه ما حرم‏الله – عزوجل – …
د مهدى (ع) گرد آید، آنچه در دل زمین است و آنچه بر روى زمین، آنگاه مهدى به مردمان بگوید: «بیایید! و این اموال را بگیرید! اینها همان چیزهایى است که براى به دست آوردن آنها قطع رحم کردید و خویشان خود را رنجاندید، خونهاى بناحق ریختید، و مرتکب گناهان شدید، بیایید و بگیرید!.
در این حدیث که نمونه‏هاى دیگرى نیز دارد، اموال به طور مطلق آمده است و این اموال عمومى، چون انفال و ثروتهاى طبیعى و مالیاتهاى اسلامى و بیت‏المال را شامل مى‏شود و با اطلاق و کلیتى که دارد ممکن است اموال شخصى و فردى بر اساس مالکیتهاى خصوصى را نیز در بر گیرد، یعنى همه اموال از هر کس و هر راه باشد نزد حضرت گرد مى‏آید و از آن مرکز، عادلانه و برادرانه میان همه افراد انسانى توزیع مى‏شود. شاید اینگونه تعالیم به اصلى نظر دارد که در تعالیم ما رسیده است که امام مالک همه اموال است و مالکان خصوصى امانتدارانى بیش نیستند. «… مناسب است که نظریه کوبنده‏اى را در اموال در اینجا بیاوریم که هر نوع مالکیتى را رد مى‏کند چه رسد به مالکیتهاى کلان. شیخ بزرگوار ثقه‏الاسلام محمد بن یعقوب کلینى، صاحب «کافى‏» مالکیت‏شخصى را از هر کسى نفى مى‏کند در هر چیز … و این راى در کافى جلد ۱/۴۰۷ و ۵۳۸، آمده است…» در مورد مالکیت زمین احادیث زیادى رسیده است که زمین ملک امام است.
امام صادق (ع
… کان امیرالمؤمنین (ع) یقول: من احیى ارضا من‏المؤمنین فهى له و علیه طسقها یؤدیه الى الامام فى حال‏الهدنه فاذا ظهرالقائم فلیوطن نفسه على ان توخذ منه.
– … امیر مؤمنان چنین گفت: هر کس زمینى را آباد کند آن زمین مال اوست و باید مالیاتى را به امام بدهد در دوران صلح (و آرامش پیش از ظهور)، و آنگاه که رستاخیز قائم بیآغازد مطمئن باشد که زمین از او گرفته مى‏شود.
اینها نمونه‏اى از تعالیم ما درباره مالکیت زمین در دوران پیش از ظهور و پس از ظهور بود که نظریه مالکیت امام  را تثبیت مى‏کند. در تعالیم دیگرى از مالکیت اموال – بویژه دریرى بیشترى سخن رفته است
امام باقر (ع
– فى قوله تعالى: فلما احسوا باسنا اذاهم منها یرکضون لا ترکضوا و ارجعوا الى ما اترفتم فیه…» یعنى الکنوزالتى کنتم تکنزون.
– درباره این آیه قرآن: «چون عذاب ما را حس مى‏کردند به ناگاه از آنجا مى‏گریختند. مگریزید. به ناز و کاموریهاى خود و .. . بازگردید…»
منظور گنجهایى است که ذخیره کردند.
این آیه در حدیث امام باقر «ع‏»، به ویژگیهاى دوران ظهور تفسیر شده است.
امام صادق (ع
موسع على شیعتنا ان ینفقوا مما فى ایدیهم بالمعروف، فاذا قام قائمنا حرم على کل ذى کنز کنزه حتى یاتیه فیستعین به على عدوه و ذلک قول‏الله: «الذین یکنزون‏الذهب والفضه ولا ینفقونها فى سبیل‏الله فبشرهم بعذاب الیم
– شیعیان ما اجازه دارند از اموالشان در راه کار نیک انفاق کنند، لیکن هر گاه قائم ما قیام کند هر کس مالى گنج و ذخیره کرده است‏بر او حرام مى‏گردد، تا اموالش را به امام قائم دهد، و امام آنها را در راه سرکوب دشمنان (دین حق) بکار برد. و این معناى قول خداست: «کسانى را که زر و سیم مى‏اندوزند و در راه خدا انفاق نمى‏کنند، به عذابى دردآور بشارت ده.»
مساله «کنز» در قرآن مطرح گشته و با لحنى قاطع و کوبنده ممنوع اعلام شده است،  لیکن در اثر بدآموزى و نفوذ اشرافیگرى در حوزه اسلام، این اصل مورد توجه و عملکرد قرار نگرفته است. در رستاخیز ظهور که دوران عرضه اسلام ناب و خالص و بى‏پیرایه است این اصل اجرا مى‏شود، و همه اموال کنز شده جامعه، خود از جمله بودجه و سرمایه انقلاب جهانى مهدوى مى‏گردد، و امام از آنها براى ساختن جامعه آرمانى اسلامى و ایجاد رفاه و بى‏نیازى عمومى و سرکوب دشمنان دین خدا – طبق تعبیر حدیث – بهره مى‏گیرد.
کنترل و نظارت دقیق مرکزى
از جمله عوامل بسیار مهمى که امام مهدى (ع) در پرتو آن نابسامانیهاى اقتصادى و ویرانى امور معاش را برطرف مى‏سازد،ى جهانى اسلامى است‏بر جریان اقتصادى و معیشتى تمام جماعات بشرى. امام با مرکزیت واحد و ایدئولوژى واحد که ترتیب مى‏دهد، کل منابع ثروت و درآمد را بدون حیف و میل و تبعیض و امتیاز، در اختیار کل جامعه بشرى مى‏گذارد، و همه امکانات را به تساوى تقسیم مى‏کند، همه سرمایه‏گذاریها به تساوى و عادلانه انجام مى‏گیرد. و از این رهگذر حرکت‏خودسرانه و آزمندانه گروهى مال‏پرست در بخشهاى خصوصى و اطرافیان حکومتها و مراکز قدرت، که با چپاول ثروتها و تصاحب سرمایه‏ها به مکیدن خون محرومان مى‏پردازند، کنترل دقیق مى‏شود، و عوامل اصلى فقر و کمبود – که سرمایه‏داران و زراندوزانند – از میان مى‏رود.
در پایان این بخش، تذکر این نکته نیز لازم است: آنچه درباره انقلاب حضرت مهدى (ع) گفته مى‏شود یا به قلم مى‏آید، نسبت‏به آنچه خواهد شد و مسائل و طرحها و برنامه‏هایى که در آن دوران سراسر عدل و داد و شناخت و آگاهى و نظم و حق و حقوق و علم و فن و دانش و ایمان عرضه خواهد گشت، قطره‏اى است از دریا، و البته «روشن است که آگاهى کامل از تمام آن مسائل – که پس از ظهور رخ مى‏دهد – در دوران پیش از ظهور دشوار است‏براى هر کس در هر درجه از آگاهى و اندیشمندى. آرى (در این راستا) مهم شناخت‏برخى از این روشهاست که قوانین عمومى اسلامى آن را روشن مى‏سازد و احادیث ویژه‏اى است که در این باره رسیده است.»
                                       
دانلود کتاب






مطالب مشابه با این مطلب

    روش های ترک کردن غیبت

    روش های ترک کردن غیبت/ دانشمندان اخلاق براى همه بیمارى‌هاى نفسانى، دو راه درمان را سفارش مى‌کنند: راه علمى که خود شامل دو قسم: «اجمالى» و «تفصیلى» است. در این گفتار، راه‌هاى درمان هر کدام از موارد غیبت، جداگانه بررسى مى‌شود.

    از کریم اهل بیت چه می دانید

    از کریم اهل بیت چه می دانید/ امام حسن(ع) نسبت به دردمندان و تیره‌بختان جامعه بسیار دلسوز بودند و با خرابه‌نشینان دردمند و اقشار مستضعف و کم‌درآمد همراه و همنشین می‌شدند و دردِ دلِ آن‌ها را با جان و دل می‌شنیدند و به آن […]

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است/ خدای متعال راه اصلاح را به سوی انسان بازگذاشته، تا اگر به مسیر نابودی خویش رفته، بتواند آن را اصلاح کند و سعادت ابدی خویش را نجات دهد. «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ […]

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟ تربیت صحیح دینی ، عوامل مؤثر در شقاوت انسان را خنثی می‌کند. یعنی اگر به راستی جوانان با مسجد و روحانیت، مجالس دینی، رساله عملیه مراجع تقلید و نیز با کتاب‌های محتوی احکام، اخلاق […]

    آداب پیاده روی اربعین

    آداب پیاده روی اربعین/ اربعین مجلس روضه‌ای است که خود امام حسین(ع) برگزار کرده. شما باور می‌کنید که کسی هیأت‌داری کند، ولی برای اربعین کاری انجام ندهد؟! چون یک‌دفعه‌ای این سؤال پیش می‌آید که «اصلاً او برای چه هیأت‌داری می‌کند؟» شما باورتان می‌آید کسی […]

    خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا

    خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا امام حسین (ع) با این جمله شروع به خطبه کردند : “ولی من آن خدایی است که کتاب فرود آورده و هم او، ولی شایستگان است” ، راوی گوید با گریه خواهرش خطبه قطع […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد