خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


سیره نبوی یا منطق عملی

سیره نبوی یا منطق عملی
2.17 (43.33%) 12 votes

493 views

بازدید

مقدمه ای بر کتاب سیره نبوی

انبیاء و اولیاء الهی دارای علم و هنری خداوندی بودند که با داشتن این هنر خداداد می توانستند بشر را در راه سعادت و نیل به هدفی مشخص که همانا رهبری و کنترل فعالیتهای انسان برای دست یابی به کمال و شناخت حقیقت است رهنمون شوند .
خداوند بارها این موضوع را به پیامبر تذکر می دهد مثلاً در آیه ای از قرآن می فرماید :
این کتابی است که به تو نازل کردیم تا مردم را از ظلمات و تاریکیها خارج و به سوی نور رهنمون شوی و این مسافر را در راه تاریک و وحشتناک از خطر شیطان راهزن محافظت نموده و به سر منزل مقصود برسانی و باز خداوند می فرماید :
هر کس فردی را از گمراهی به هدایت ببرد ، مانند این است که او را زنده کرده و هر کس شخصی را از هدایت به گمراهی ببرد مانند این است که او را کشته است و البته خداوند این راهنمائی پیامبران را همراه با عطوفت و مهربانی توصیه می کند ، وی می فرماید با انسانها با مهر و محبت و مجادله نیکو برخورد کن و بین آنها به عدالت حکم کن .
و پیامبر را به خدمت به بشر ، رعایت امانتداری و انصاف و عدل توصیه می نماید . پس تربیت یافتگان سیره پیامبر بزرگترین امانتها یعنی آدمیان هستند و هنر مدیریت در تربیت نبوی اداره قلبهاست نه بدن ها و جسم ها .
پس با تمشک بر اصول سیره نبوی تحولی اساسی در روابط انسانها و والی و رعیت فراهم و سیر به سوی کمال میسر می شود . با امید به این که همه ما پیروان راستین انبیا‌ باشیم شاید بتوانیم راه درست را تشخیص داده و به سعادت ابدی نائل آئیم .

خلاصه ای که از نیمی از کتاب سیره نبوی منطق عملی به نظر شما می رسد بنابه فرمایش و راهنمائی استاد ارجمند جناب آقای واثقی تهیه و تنظیم گردیده که امید است مورد قبول آن استاد عزیز و خوانندگان گرامی قرار گیرد . این کتاب نوشته آقای مصطفی دلشاد تهرانی و چندمین اصل از مدیریت سیره نبوی است که در اینجا شش اصل اول آن به طور خلاصه از نظر گرامی شما می گذرد .
 
در سیره نبوی ( منطق عملی ) به بخشی از سیره مدیریتی نبوی و           اصول ۶ گانه آن به طور خلاصه اشاره خواهد شد ، که قسمتی از اصول کلی سیره مدیریتی انبیاء است .

امید آن که مورد توجه خوانندگان و استاد ارجمند قرار گیرد .
۱ ـ اصل اصلاح رابطه خود با خدا
۲ ـ اصل رحمت و محبت
۳ ـ اصل شرح صدر
۴ ـ اصل رعایت اهلیت
۵ ـ اصل تبعیت و اطاعت
۶ ـ اصل تفویض اختیار و مسئولیت خواهی

اول

اصل اصلاح رابطه خود و خدا

بهترین مدیریت ها مدیریت بر قلب است و این میسر نیست مگر رابطه بین انسان و خدا اصلاح شود . همه پیامبران الهی ابتدا به اصلاح رابطه خود با خدا پرداختند و در سایه این رابطه به اداره و راهنمائی مردم پرداختند و این توان به میزان قرب الهی و بندگی حق بستگی دارد ، زیرا رابطه ای از حق به سوی خلق است .
انسان هر چقدر به مراتب بندگی بالاتری دست یابد در مراتب اتصاف و اقتدار الهی بالا می رود و در مقابل حق ذلت بندگی و در مقابل مخلوق عزت بیشتری پیدا می کند و این است راز بین ( عبودیت و ربوبیت )
 معنای عبد و عبودیت :
 این است که انسان تسلیم محض خداوند و خواستار رضایت و اطاعت مطلق حق باشد و اطاعت توام با خضوع و خشوع حق را بپذیرد و بخواست او گردن نهد و عبد خدا باشه و در برابر او برای خود ارزشی قائل نباشد . از او فاصله نگیرد و پیوسته همراه و  ملازم خدا باشد و با بندگی حق و قبول ذلت عبودیت به عزت ربوبیت برسد .

 معنای رب و ربوبیت :
رب به معنای امری را به میل خود تغییر دادن ، مالک ، خالق ، صاحب و سرور و به طور کلی اصلاح کننده هر چیزی تعبیر می شود .
بعضی معتقدند که رب به معنی تربیت و پرورش است و اگر انسان با دخول در عبودیت حق و خضوع و فنا در مقابل او حاکم بر نفس و وجود خویش گشته و نسبت به دایره وجود خود مدیریتی  لایق پیدا نموده و رب خود می گردد و به ربوبیتی فراگیر دست پیدا می کند .
امیرالمومنین می فرماید :
« هرکس فرمان پروردگار خود را برد مالک امور شود .»
آدمی به سبب اطاعت و عبادت حق به توانائیهای شگفت انگیزی دست      می یابد و نزد خداوند تقرب و محبوبیت پیدا می کند ، استعدادهای    ملکوتی اش شکوفا می شود .
انبیای عظام و اولیای الهی با سیر عبودیت کسب ربوبیت کرده و رسول اکرم در سیر بندگی  حق به بالاترین مرتبه رسید و در کسب ربوبیت به والاترین درجه دست یافت .
در این راستا پیامبر ما فقط خدا را بر همه امور ناظر و حاضر می دانست و بر او توکل می جست و آن وجود عزیز چون رابطه اش را با پروردگار اصلاح کرده بود .
 خداوند رابطه اش را با بندگان اصلاح فرمود و این انس با حق موجب ظهور صفات الهی مانند عزت و قدرت در عین رحمت و محبت گردید . پیامبر درعین ملایمت و خوشروئی از قوت و هیبتی شگفت در اداره امور برخوردار بود .
امام حسین در مورد جدش می فرماید :
« رسول خدا پیوسته خوشرو ، خوشخوی و  نرم بود . خشن ، درشتخو و سبکسر و فحاش و عیب جو نبود . کسی را زیاد مدح نمی کرد . هنگام سخت گفتن چنان حاضران را به خود جذب می کرد  که از احدی صدا بر نمی خواست و چون ساکت می شد آنان سخن می گفتند در حضور آن حضرت در باره مطلبی نزاع نمی کردند .»
پس معلوم می شود که  آن حضرت بر قلب مردم حکومت می کرد ، بدون آنکه شیوه های استبدادی را به کار گیرد . تواضعش با بندگان خدا از همه کس بیشتر بود . در  مجالس پایین می نشست و کراهت داشت که اصحاب به پای او برای احترام به پا خیزند و می فرمود : من بنده ای هستم مانند دیگران . در سیره آن سرور است که با اهل خانه خود در کار خانه شرکت می فرمود . جامعه و کفش خود را می دوخت ، با فقرا و مساکین هم غذا می شد و با تقوا بود .
پیامبر عزیز می فرمود :
«‌ هرکس که دوست دارد با عزت ترین مردم باشد تقوای الهی را پیشه    کند . »
پیامبر هرگز بر جذب دیگران به ریا و ظاهر سازی ، فریب ، دروغ و تطمیع و تحمیق متوسل نشد و هرگاه خشونت و تندی نشان می داد برای حفظ حق بود و در مناسبات خود با دیگران خودبینی و خود خواهی نداشت  ، بسیار خدا ترس بود .
و عزت حقیقی در اداره امور را از خوف الهی ناشی می دانست نه از ظواهر چشم پرکن و یا مناسبات مستبدانه .
 تاکید بر اصلاح رابطه خود و خدا :
همواره مورد نظر پیامبر اکرم بود و پیروان و یاران خود را برای انجام دادن هر کاری به اصلاح رابطه شان با خدا می خواند .  رسول اکرم در نامه ای به یکی از فرمانداران یمن چنین فرمود : « و تو را سفارش می کنم به تقوای الهی ، صداقت  در گفتار ، وفای به عهد ، ادای امانت ‌، ترک خیانت ، نرمی گفتار ، پیشی گرفتن در سلام ، حفظ حقوق همسایه ، مرحمت به یتیمان ، خوب انجام دادن کار ، کوتاه کردن آرزو ، توجه و علاقه به آخرت ، ترس از حساب آخرت ، تدبر در قرآن ،‌فرو خوردن خشم و ملایمت و رحمت با مردم »
پیامبر کار گزارانش  را با این جهت گیری ها برای اداره امور خلق گسیل می داشت .
امام خمینی رحمت الله علیه نیز سالها پیش در درسهای خود در نجف اشرف این حقیقت را چنین یاد آور شده اند .
« بکوشید پیش از آن  که وارد جامعه گردید خود را اصلاح کنید و مهذب ‌سازید … آن روز که اجتماع به شما روی آورد دیگر نمی توانید خود را اصلاح نمائید . خدا نکند انسان پیش از آنکه خود رابسازد جامعه به او روی آورد و در میان مردم نفوذ و شخصیتی پیدا کند که خود را می بازد و گم می کند »
پس برای مدیریت بر قلبها ابتدا باید به اصلاح رابطه خود با خداوند اقدام کنیم و از او یاری جوئیم . باشد که حق یار و یا  مدد کارمان شود .
دوم

اصل رحمت و محبت

پیامبر گرامی به سبب عنایت خاص خداوندی از خلق و خوی ویژه ای برخوردار بود ازجمه محبت ، مدارا و ملایمت و رحمت او در اداره امور بیش از همه او را در کارها موفق و بر قلوب خلق مسلط می نمود .
خدای متعال فرستاده اش را با این  وصف توصیف می کند :
« به لطف الهی برایشان نرم دل شدی که اگر تند خوی ، سخت دل بودی از پیرامونت پراکنده می گشتند . پس از آنان درگذر و برایشان آموزش بخواه و در کار با آنان مشورت کن  »
خوی ملایم و محبت آمیز پیامبر موجب شده بود که سخت ترین کارها آسان شود و قلبها را جذب کرده و الفت بخشد و جانهای گریزان را گرد هم آورد زیرا رحمت و محبت در اداره امور اعجاز می کند .

 رحمت راز وجود و رمز کمال است
از اسماء و صفات عالیه الهی رحمان و رحیم است . از همین دوست که ابتدای کتاب الهی قرآن و آغاز هر سوره با این دو اسم رحمان و رحیم شروع شود . همه موجودات به رحمت وجود یافته اند و به رحمت کمال می یابند . اگر وجود انسان و حیوان خالی از رحمت و عطوفت بوده رشته حیات فردی گسسته می شد و انسان و حیوان این چنین برای حفظ و نگهداری فرزندان خود سختیها را نمی پذیرفتند  و اما پیامبر گرامی رحمتی عام و قرارگیر است که از طرف خداوند به مردم ارزانی شده است .
آن حضرت جامعه را با قدرت و محبت  اداره می کرد و آن چنان با مردم از شر محبت رفتار می کرد که کمترین تردیدی در صداقت و دوستی او به وجود نمی آمد .
از ایمان نیاوردن مشرکین آنچنان غمگین و ناراحت می شد که خداوند در ‎آیه ای پیامبر را تسلی داد و فرمود :
« گوئی می خواهی خود را از غم و اندوه به خاطر آنها هلاک کنی که چرا ایمان  نمی آورند »
آن حضرت جبیب خدا بود و لازمه این محبوبیت ، محبت وی به خدا است که وجود نازنینش مملو از تواضع و دوستی خدا بود .
پیامبر کانون رحمت و گذشت و در عین حال قدرت و هیبت بود . پس از فتح مکه که بیست سال طول کشیده و سر سختی و مقاومت آنان مسلمانان را اذیتها کرده بودند ، رحمت پیامبر مکه را قرار گرفت واو از انتقالم و کینه توزی ، اسیر گرفتن و غارت کردن خودداری ورزید و همین رفتار در دلهای دشمنان محبت و دوستی پدید آوردو بیشتر آنها مسلمان شدند و به آنالن گفت : ای اهل مکه که مرا رنجاندید و تکذیب کردید و از شهر خود بیرونم کردید . گمان می برید که من اکنون با شما چه خواهم کرد و آنها اظهارکردند که انتظار بزرگواری و رحمت از آن حضرت دارند و آن حضرت نیز فرمود : بله رفتار من با شما سراسر رحمت و مغفرت خواهد بود و پس از خطبه ای فرمود :
« بروید که شما آزاد  شدگانید »
محبان پیامبر نیز این گونه بودند ، دوستی پیامبر همه سختیها را برایشان آسان می ساخت مثل بلال که به سبب گرایشبه اسلام و پیامبر سخت ترین شکنجه ها را تحمل کرد و خانواده عمار یاسر که در  مقابل تمام شکنجه و فدا کردن جان خود هرگز از پیامبر روی نگردانیدند . محبت راز تسخیر و رمز اطاعت است . خداوند انسانها را بگونه ای آفریده  که قلبشان مسخر محبت است و به همین جهت وقتی کافران محبت مردم و پیامبر را به یکدیگر می دیدند و اطاعت و شیفتگی آنان را به پیامبر مشاهده می کردند و می گفتند : سخنانش جادو است بیش از شراب مست کننده است . مردم به مجرد شنیدن سخنان او مجذوب او گردیده و به اسلام ایمان می آوردند  و این بود راز پیشرفت و فرا گیر شدن اسلام  در اقصی نقاط دنیا . بله محبت بی شایئه و تمام و کمال پیامبر و مدیریتی که محور آن رحمت بود .

سوم
اصل شرح صدر

خدای متعال فرموده :
« هر کس را که خدا خواهد هدایت کند سینه وی را به تسلیم شدن شرح می کند و هر کس را که خواهد گمراه کند سینه اش را چنان فرو می بندد که گویی می خواهد به آسمان  فرا رود »
شرح در لغت به معنای گشودن ، گسترش ، روشن و آشکار کردن و باز کردن است .
شرح صدر یک امر روحی و معنوی است ، نه یک امر مادی و جسمانی و از الطاف الهی است که اگر کسی واجد آن باشد ، پر حوصله و توانا و درمقابل سختیها و مشکلات صبور و بردبار است .
آدمهای کم حوصله ، عصبانی ، زود رنج و افرادی که زود از کوره در می روند ، اینها نمی توانند مدیر باشند و قدرت  اداره جمع و حتی خانواده خود را ندارند  . آن که پاسدار نفسش باشد می تواند پاسدار حقوق مردم باشد نگهبان حدود الهی در جامعه شود .
حضرت علی  می فرماید : « نیرومند ترین مردم کسی است  که به نیروی طمش بر خشمش چیره شود »
شرح صدر اختصاص به فرد خاصی ندارد ، بلکه کشادگی سینه و وسعت و روح شان مومن است و مومن سینه اش از هر چیز کشاده تر است .
یکی از خدمتگذاران حضرت رسول می گوید :
« ده سال خدمتگذاری رسول خدا را کردم ، هرگز مرا دشنام نداد  ، تنبیه نکرد ، سرزنشم ننمود ، چهره در هم نکشید و اگر برای انجام ندادن کاری از طرف اهل خانه مواخذه می شوم آن حضرت می فرمود : « رهایش کن اگر شدنی بود انجام گرفته بود »
در مورد دشمنانی که به او دشنام داده دندان او را شکسته و خاکستر بر سرش ریخته بودند و می فرمود : « خدایا قوم مرا ببخش که آنان نمی فهمند .  »

 نشانه های شرح صدر
شکیبایی ، بردباری ، جدا شدن از سرای غرور و توجه به سرای جاوید کسی که وجودش گشاده  می شود از تنگ بینی و سوء استفاده از مدیریت رها می شود . جز برای خدا خشم نمی گیرد . اهل مسالمت و ملایمت است . اهل تدبر و عاقبت اندیشی وانصاف است .
کسی که شرح صدر پیدا می کند مانند رسول الله گشاده رو و متبسم است . همواره همنوعان را با چهره کشاده و باز ملاقات می کند . عطوفت و لطف  او همه را شامل می شود ، بر اثر مقامی که به او رسیده نسبت به مردم دگرگون و دچار غرور نمی شود .
عیب های دیگران را می پوشاند  و هرگز پرده دری نمی کند .

 در زمینه عیب جوئی مولا علی می فرماید :
« با مردم در باره ریز امور حسابگری نکنید و بر قدر و ارزش خود با چشم پوشی از کارهای پست بیفزائید . »
انصاف یکی از لوازم اساسی مدیریت است و افراد بی انصاف و تنگ نظر نمی توانند عدل و داد و احقاق حق کنند .
 بردباری ، شکیبایی و فرو خوردن خشم
انسان بردبار و شکیبا دارای سعد صدر و سینه اش آکنده از نور علم و حکمت است . چنین انسانی رحمتش بر غضبش پیشی دارد . قوه خشم وغضب در کنترل اوست خشم خود را فرو می خورد .
پیامبر اسلام پس از جنگ احد که عده ای از او می خواستند که کفار و دشمنان را نفرین کند فرمود :
« من برای لعن و نفرین برانگیخته نشده ام ‌، بلکه برای دعوت به حق و رحمت برگزیده شده ام . خدایا این قوم را هدایت کن که آنان نادانند .
انصاف نیز از ویژگیهای اساسی مدیریت است .
انصاف جلوه دهنده و زینت و آرامش مدیریت  و حکومت است و باعث پیوند دلها می شود و بی گمان اداره هر کاری بدون رعایت انصاف به زوال قدرت اداره می انجامد .
رسول خدا عادلترین مردمان بود و درمدیریت خود  تا آنجا انصاف را پاس می داشت که حتی در نگاه کردن به اصحاب خود مساوات را رعایت         می کرد .
اینها برخی از صفات و ویژگیهای لازم برای اداره امور است که جز با شرح  صدر ظهور  نمی یابد .

چهارم
اصل رعایت اهلیت

اهلیت به معنی شایستگی است و کسی که قرار است مسئولیت کاری را به عهده بگیرد باید شایستگی و اهلیت آن کار را داشته باشد . خداوند در انتخاب پیامبران همواره اهلیت آنها را در نظر داشته است . مثلاً ابراهیم را با وسائل گوناگون آزمود و او بخوبی از عهده آزمایش برآمد . و مراتب اطاعت ،‌ شجاعت ، سخاوت و عفت وعلم خودرا بخوبی آشکار ساخت .
اهلیت ابراهیم را با دستور قربانی کردن فرزند آزمود .
حضرت موسی را از شبانی گوسفندان و بردباری او در تحمل مشقتهای چوپانی به پیشوائی جهان انتخاب نمود . برخی گفته اند چوپانی گوسفندان تحمل مسئولیت احاد متفرق است و روحیه خیر خواهی برای افراد تحت مسئولیت را افزون می کند و آن کس که بتواند با چنین موجود ضعیفی از سر لطف و دلسوزی و مهربانی رفتار نماید می تواند با مردمان از سر محبت و عدالت رفتار کند .
خداوند بر اساس شایستگی های حقیقی طالوت را برای فرماندهی بنی اسرائیل انتخاب کرد ولی بنی اسرائیل گفتند چگونه او بر ما حکومت داشته باشد در حالیکه ما از او شایسته تریم و طالوت فاقد همه ویژگیهایی بود که برای بنی اسرائیل ارزش محسوب می شد . جوانی نیرومند و زیرک ولی گمنام که چهار پایان را به صحرا می برد و کشاورزی می کرد و خدا داناتر است که رسالت خود را کجا قرار دهد .
ولید بن مغیره که ثروت بسیار داشت  و از قضات و اندیشمندان عرب به شمار می رفت به پیامبر گفت : اگر نبوت راست است من برای این مقام از هر جهت  بر تو سزاوارترم هم سنم بیشتر است  و هم مال و اموالم . و البته خداوند جز بر اساس صلاحیت کاری را به کسی نمی  سپارد .
در آیه ای خداوند می فرماید :
«‌آن گاه که کار به دست نااهل سپرده شود منتظر قیامت و هلاکت باشید »
انواع امانتهائی که خداوند به زمامداران سپرده است بر اساس آیه غرق است و مسئولیتها امانتهای مهمی هستند  که باید به اهلش سپرده شوند و کسانیکه افراد نالایق را بر اساس روابط در جاهای حساس می گذارند بالاترین خیانتها را مرتکب می شوند که بی گمان سبب هلاکت خود و دیگران می شود .
امیر المومنین در نامه ای به یکی از کارگزاران خود می گوید :
« کاری که در دست توست شکار و طعمه نیست که به چنگ افتاده باشد ، بلکه امانتی است برگردن تو »
خلیفه اول پس از بیعت مردم نامه ای به پدرش که در طائف بود نوشت و از او خواست که به نزد او برود و با عزت و افتخار زندگی کند . پدر خلیفه پس از خواندن نامه از آوردن آن پرسید . چگونه مردم با علی بیعت  نکردند ؟ او در پاسخ گفت : بخار این که علی خیلی جوان است و بسیاری از قریش و دیگران را کشته و دشمنان زیادی دارد .
ولی ابوبکر پیر و سالخورده است . پدر ابوبکر گفت : مگر به سن و سال است . در این صورت من از پسرم پیر ترم . درباره علی ستم روا داشته اید ، زیرا پیامبر با او بیعت کرده بود و سپس نامه ای به ابوبکر نوشت که :« نامه تو نامه فرد بی فکر بود . زیرا خود را خلیفه خدا خوانده ای و در جائی دیگر خلیفه رسول الله دانسته ای و بار دیگر خود را برگزیده مردم دانسته ای و خلاصه کارت شبه انگیز است .
به تو توصیه می کنم خود را به کاری که خارج  شدن از آن سخت و دشوار است داخل نکنی »
کسی را که در مسندی قرار گیرد که شایستگی های لازم را ندارد هم خود  و هم آن کار را  به تباهی می کشد .
سعدی می گوید :
« ناخوش آوازی به بانک بلند قرآن می خواند . صاحبدلی بر او گذشت و گفت : آیا تو را قصد خاصی است . گفت هیچ . گفت پس این زحمت چرا برخود می دهی . گفت از بهر خدا می خوانم ! گفت از بهر خدا مخوان » .
چنانچه ناشایستگان بر مصدر را مورد قرار گیرند ، خیر و برکت را می برند .اموال مردم را به خود و خویشان خود اختصاص می دهند سبب گمراهی و بدبینی مردم می شوند و سیره و سنت پیامبر را به تحصیلی می کشانند . اهل ایمان خود را در معرض مسئولیتی که شایستگی آن را ندارند قرار نمی دهند .
امام صادق فرمود :
« سزاوار نیست که مومن خود را  ذلیل سازد . سوال شد چگونه خود را ذلیل  می سازد . فرمود ‌: « کاری که در عهده طاقت و توانائی او نیست می پذیرند . »
پیروان حقیقی پیشوایان معصوم به سیره آنان پایبند بودند و این گونه امور را با دقت رعایت می کردند و این دقت تا آنجاست که اگر فردی را لایق تر و تواناتر از خود ببینند آن کار را به او محول کنند و خود را کنار کشند .
از امیر مومنان پرسیده شد ، عاقل کیست ؟ فرمود کسی که هر چیزی را در جای خود قرار می دهد . پرسیده شد ، نادان کیست ؟ فرمود : کسی که هر چیز را در موضع و مکان خودش قرار نمی دهد .
وسعدی می گوید :
« صیادی ضعیف را ماهی قوی بدام افتاد طاقت حفظ آن را نداشت . ماهی بر او غالب آمد و صیاد و دام را با خود به دریا برد . »
و پیامبر می فرماید :
« ریاست شایسته نیست مگر برای اهلش »
« هر که رهبری جماعی را به عهده بگیرد و در میان ایشان داناتر و فقیه تر از وی باشد پیوسته کارش در پستی و سقوط باشد »
« طالبان قدرت و آزمندان شایستگی سپردن امور را ندارند » حضرت علی به مالک اشتر می فرماید :
« مبادا نا اهلان را در مصدر امور قرار دهد و گمان کند که با یاری آن می تواند به اداره درست امور بپردازد .
از جمله علل قدرت یافتن ناشایستگان ، حسادت ، کینه توزی و انحصار طلبی افرادی است که به طور اتفاقی در پست های بالا دست دارند . از حکیمی پرسیدند علت انقراض دولت ساسانی چه بود ؟ گفت قرار دادن افراد ضعیف و نالایق در راس کارهای بزرگ .
پیامبر اسلام رعایت اهلیتها را در مدیریت بسیار مد نظر داشت . چنانکه وقتی اسامه که جوان با ایمانی بود به فرماندهی سپاه انتخاب شد . پیامبر خدا مورد اعتراض قرار گرفت که چرا جوان نو رسی را بر بزرگان و مهاجر و انصار فرمانده ساخته است و او را همراهی نکردند و در حرکت سپاه کار شکنی ها کردند . پیامبر که بیمار بود به منبر رفت و گفت : مردم فرماندهی اسامه را بپذیرید و سپاه را حرکت دهید که او شایسته فرماندهی است و از همه سزاوارتر است .
و باز آن حضرت ( عمروبن حزم ) را که هفده سال بیش نداشت به فرمانداری نجران در یمن منصوب نمود و جوان بیست ساله ای را که فرماندار مکه نمود که از نظر سیاسی پس از مدینه مهمترین جایگاه را داشت و هم او نخستین امیر الحاج مکه بود و هر سه از شایستگان در اداره امور و دارای ویژگیهای یک مدیریت موفق بودند .
در قضیه فتح خیبر وقتی یهودیان خیبر همه اعراب مخالف اسلام را به جنگ با پیامبر دعوت نموده و قصد حمله داشتند . پیامبر بر آن شد که به سرعت کانون توطئه خیبر را در هم بشکند و سپاه خود را به خیبر رساند . صبحگاه که اهل خیبر برای کار روزانه بیرون آمدند . ناگهان خود را در محاصره دیدند .به سرعت داخل قلعه شده و نبرد آغاز شد . مقاومت یهود پایدار و قلعه ها استوار و محکم بود . روزها گذشت و فتح خیبر به نتیجه نرسید . پیامبر ابتدا ابوبکر را مامور گشودن در قلعه ها کرد . اما او ناتوان بازگشت . سپس عمر بن خطاب مامور شد اما او هم نتوانست کاری انجام دهد . صبح فردا پیامبر علی را مامور فتح خیبر نمود . علی با حمله ای رعد آسا  دژها را یکی پس از دیگری گشود ولی در آستانه فتح خیبر ناگهان سپر علی بر زمین افتاد و گم شد  . علی بی درنگ متوجه در خیبر شد و آن را از جای کند و بجای سپر از آن استفاده کرد و همچون شیری به سپاه دشمن حمله برد و سپاهیان اسلام بداخل قلعه خیبر نفوذ کردند و به پیروزی بزرگ دست یافتند و سپس از همان در به عنوان پل برای ورود سپاه به داخل قلعه استفاده کردند و این نمونه ای از شایستگی آن حضرت برای خلافت و زمامداری و اداره امور امت اسلامی بود .

انحراف از اصل رعایت اهلیت پس از پیامبر
این اصل به مرور دچار انحراف شد و افراد ناشایست بر مصادر امور قرار گرفتند. حضرت علی درباره آنها می فرماید :
« آنان نه اهل دیانتند و نه به قرآن اعتقادی دارند . من آنان را بهتر از شما می شناسم . در دوران خردی و بزرگی با آنان مصاحب بوده ام در فردی و بزرگی بدترین مردمان  بودند  »
پس از آنکه امیرمومنان علی زمام امور را بدست گرفت تلاشی همه جانبه را آغاز کرد تا در همه زمینه ها به سیره نبوی مدیریت صحیح را به کارها برگرداند و در اولین خطبه خود فرمود :
« ای مردم هشیار باشید که بلیه و آزمایش شما به وضع و سامان همان روزی برگشته است که خداوند پیامبر را برانگیخت تا آن اوضاع را دگرگون کند . من نیز اوضاع را به شدت زیر و زبر خواهم کرد و همچون کفکیری در دیگ جوشان مواد را درهم خواهم ریخت تا آنان که بناحق در بالا قرار  گرفته به پایین و شایستگانی که در پایین هستند به بالا بیایند و به جای مناسب خود برگردند .

پنجم
اصل تبعیت و اطاعت

خداوند می فرماید :
هیچ پیامبری نفرستادیم مگر این که باذن خداوند مردم موظف به اطاعت و فرمانبرداری از او هستند . ولی پرستش وعبودیت خاص خدای متعال است .
خداوند در مزمت قوم یهود فرموده است :
آنان دانشمندان و رهبانان  را به جای خدا معبود خویش قرار دادند و فرزند مریم را در حالی  که جز این که خدای یگانه را بپرستند پیغامی ندانست خدای خویش قرار دادند . حلال را حرام و حرام را حلال کردند .
بنابر سیره پیامبر بر وی و فرمانبرداری جز در امور حق نیست و رسول خدا و اوصیایش هرگز خطا و اشتباهی ندارند و تبعیت و اطاعت ایشان بدون قید و شرط است و هر که خدا و پیامبرش را نافرمانی کند به گمراهی آشکار گرفتار شده است .
 باید دانست که نجات دنیا و آخرت تنها در پیروی حق است و کسی اجازه ندارد کسی را درباطل او پیروی کند . رسول خدا سپاهی را گسیل داشت و مردی را به فرماندهی آن گماشت . آن مرد آتشی در بین راه برافروخت و به آنان امر کرد که به میان آتش روند . گروهی می خواستند امر او را اطاعت کنند و گروهی خودداری نموده و گفتند  : ما از آتش جهنم فرار کرده ایم . خبر به پیامبر رسید ، عمل آنان که دستور را نپذیرفته بودند تایید کرد و فرمود اگر وارد آتش می شوید تا قیامت در آن می سوختید  و فرمود :
«‌اطاعت از آنچه خدا نهی فرموده معنا ندارد . اطاعت منحصراً درنیکی و کار درست است »
و باز فرمود : « اطاعت مخلوق در معصیت خالق روا نیست »
حضرت موسی در مناجاتش می گفت :
به حال کسی که مردم از او خشنودند غبطه مخور ، تا بدانی خدا هم از او راضی است ؟ و نیز به حال مخلوقی که مردم از او اطاعت می کنند غبطه مخور . زیرا اطاعت و پیروی غیر حق سبب هلاکت آنان خواهد شد »
نفی برتری جویی و ریاست طلبی از توصیه های مدیریت در سیره نبوی است .
پیامبر به ابوذر فرمود :
ای ابوذر هرکس دوست بدارد  که مردم در مقابل او به حال احترام بایستند نشستن گاه او پر از آتش دوزخ گردد .
آن حضرت هرگز نمی  گذاشت کسی در برابر او بایستد و در جمع آن چنان می نشست که اگر کسی وارد می شد نمی دانست پیامبر کدام است .
آن حضرت به همه نشان می داد که مدیران و مسئولان پیرو سیره پیامبر چگونه اند .   حکومت و قدرت را وسیله برتری جوئی و ریاست طلبی قرار نمی دهند .
ریاست طلبی و برتری جوئی از ویژگیهای فرعون وجود است و موجب غرق شدن انسان در دریای هلاکت می شود .
 نفی گردنفرازی و خود کامکی نیز از نشانه های اطاعت از خداوند است و آنان که از سربندگی حق به  اداره امور خلق دست می یابند  ، بندگان حقیقی خداوند هستند .
پیامبر تواضع و فروتنی را در تمام کارهایش مد نظر داشت تمام کارها را انجام می داد با توانگر و نادار ، بزرگ و کوچک ، سفید و سیاه ، آزاد وبرده دست می داد و سلام می کرد . همواره پیامدهای  خطرناک و تباه کننده خودکامگی و گردنفرازی را هشدار می دهد .   
 نفی اطاعت کورکورانه نیز همیشه مورد  تائید پیامبر بود و دعوت پیامبر از روی بینائی و بر اساس توصیه خالص است که به هیچ وجه از توصیه به سوی شهرک گرایش نمی  یابد .
عصیان و نافرمانی نیز شایسته مدیران خوب و حق طلب نیست . بدیهی است اگر مدیر دارای تمام صفات خوب و سیره مدیریتی پیامبر باشد ، نباید بر او عصیان کرد و فرمانبری از او توصیه اولیاء  دین است .
بسیاری از ناکامیهای طول تاریخ اسلام ریشه در همین مساله دارد و در زمان پیامبر نیز بارها عصیان و نافرمانی عده ای موجب آسیبهای جبران ناپذیر به اسلام شده است .
وهرگاه فرامین و رهنمودهای زمامداران به دلخواه هرکس توجیه و تعریف شود سنگ روی سنگ بند نمی شود و تواناترین مدیران را از پای در می آورد .

ششم
 اصل تفویض اختیار و مسئولیت خواهی
مسلم است که مسئولیت خواستن بدون تفویض اختیارات لازم امکان پذیر نیست و در دنیای امروز یکی از اصول مهم مدیریتی است برای این کار هر مدیری باید از حدود اختیاراتش آگاه باشد و آنگاه او را در مورد مسئولیتهایش مواخذه نمود .
سیره پیامبر اکرم چنین بود که کارها را بسیار خوب تقسیم می کرد و افراد مناسب را برای هر کاری می یافت و پس از این که مسئولیت او را مشخص می کرد کار را به او    می سپرد و از مسئولان خود باز خواست می کرد .
تفویض اختیار باید با اختیار و آگاهی صورت گیرد . و در اداره امور میزان مسئولیتی که به فرد واگذار می شود بر اساس توانائیهای او پس از آزمون و تجربه کردن او باشد .
خدای تبارک ابراهیم را بنده خود ساخت پیش از آن که پیامبرش کند .
او را به پیامبر برگزید پیش از آن که رسولش کند .
رسول خود قرار داد پیش از آن که خلیلش گرداند .
خلیلش گرفت پیش از آن که امامش قرار دهد . پس چون همه این مقامات را برایش گرد آورد فرمود : همانا من تو را امام مردم قرار دادم .
پس حضرت ابراهیم پس از مرا مختلف اختیار و رسیدن به مدارج و مقامات والا به مقام امامت و پیشوایی خلق رسید .
تفویض اختیار باید به مراقبت همراه باشد .
با فرستادن ماموران مخفی و راستگو کارها  زیر نظر باشد .
و با حسابرسی و حساب خواهی همراه باشد . در نامه ای حضرت پیامبر از یکی از کارگزاران می پرسد :
به من گزارش رسیده که تو زمینهای آباد را ویران کرده ای و آنچه توانسته ای تصاحب نموده ای و از بیت المال برداشت نموده ای فوری حسابت را برایم بفرست و بدان که حساب خدا بسی سخت تر و دقیق تر است .
با انتقال اختیارات از تفویض کننده مسئولیت مدیر سلب نمی شود بلکه او مسئول کارگزار خود است و همواره در مقابل مردم و حکومت مسئول خواهد بود و به این ترتیب هر کجا که در کار مسئولیت پذیری مدیر خدشه وارد شود این اختیار قابل فسخ است و برای جلوگیری از ضرر و زیان بیشتری اختیار و مسئولیت آن مدیر سلب و به دیگری  که واجد آن ارزشها باشد واگذار خواهد شد .
و با رعایت این ضوابط است که اصل تفویض اختیار و مسئولیت خواهی معنا پیدا می کند .
در پایان یاد آوری می شود که عمده ترین عوامل تباه کننده مدیریتها عبارتند از :
دنیا طلبی ، خودخواهی ، عدم تعذیب نفس ، محبت کور و افراطی ، لجاجت و خیانت ، شهرت طلبی ، انحصار طلبی ، خشونت و تعدی و …
که پیامبران و اوصیای گرامیش از این صفات و بینش ها پاک بودند و هموراه کارشان بر حق و عدل و کمالات انسانی استوار بود .
با سلام و درود بر پیامبر اکرم و بندگان صالح آن بزرگوار

 

دانلود کتاب






مطالب مشابه با این مطلب

    روش های ترک کردن غیبت

    روش های ترک کردن غیبت/ دانشمندان اخلاق براى همه بیمارى‌هاى نفسانى، دو راه درمان را سفارش مى‌کنند: راه علمى که خود شامل دو قسم: «اجمالى» و «تفصیلى» است. در این گفتار، راه‌هاى درمان هر کدام از موارد غیبت، جداگانه بررسى مى‌شود.

    از کریم اهل بیت چه می دانید

    از کریم اهل بیت چه می دانید/ امام حسن(ع) نسبت به دردمندان و تیره‌بختان جامعه بسیار دلسوز بودند و با خرابه‌نشینان دردمند و اقشار مستضعف و کم‌درآمد همراه و همنشین می‌شدند و دردِ دلِ آن‌ها را با جان و دل می‌شنیدند و به آن […]

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است/ خدای متعال راه اصلاح را به سوی انسان بازگذاشته، تا اگر به مسیر نابودی خویش رفته، بتواند آن را اصلاح کند و سعادت ابدی خویش را نجات دهد. «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ […]

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟ تربیت صحیح دینی ، عوامل مؤثر در شقاوت انسان را خنثی می‌کند. یعنی اگر به راستی جوانان با مسجد و روحانیت، مجالس دینی، رساله عملیه مراجع تقلید و نیز با کتاب‌های محتوی احکام، اخلاق […]

    آداب پیاده روی اربعین

    آداب پیاده روی اربعین/ اربعین مجلس روضه‌ای است که خود امام حسین(ع) برگزار کرده. شما باور می‌کنید که کسی هیأت‌داری کند، ولی برای اربعین کاری انجام ندهد؟! چون یک‌دفعه‌ای این سؤال پیش می‌آید که «اصلاً او برای چه هیأت‌داری می‌کند؟» شما باورتان می‌آید کسی […]

    خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا

    خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا امام حسین (ع) با این جمله شروع به خطبه کردند : “ولی من آن خدایی است که کتاب فرود آورده و هم او، ولی شایستگان است” ، راوی گوید با گریه خواهرش خطبه قطع […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد