خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


انگیزه های جهانگردی

امتیاز به این مطلب!

350 views

بازدید

بخش اول : انگیزه های جهانگردی وانواع جهانگرد
انگیزه های جهانگردی
مسئله جهانگردی و سیاحت که از  دیرباز مورد توجه بوده است. اساساً برای ارضای حس کنجکاوی، کسب اطلاعات، آگاهی و کشف راز آفرینش، تفحص در اموال  مردم سرزمین های دیگر با وجود جاذبه های طبیعی و مصنوعی، آثار  و بناهای تألیفی و باستان، اماکن مقدسه، تفریحات، استراحت و مسائلی از این قبیل که نام برده شد. لیکن نیاز به سفر برای فرار از محیط نیز انگیزه ای  برای مسافرت است. چه اینکه سفرزاده نیازهای گوناگون انسان است که می توان این طور نام برد:
۱- نیاز روانی             2- نیاز اقتصادی    3- نیاز اجتماعی          4- نیاز سیاسی
در بحث نیاز اجتماعی، آشنایی با آداب و سنن، رسوم و شناخت افکتر و ایده ها از دیرباز مورد توجه بوده است و چون تفاهم اندیشه کاری بس دشوار بوده از همان ابتدای امر سیاحت چاره مؤثر این کار شناخته شده و به عنوان یک  نیاز اجتماعی موردقبول قرار گرفت.
در بحث نیاز سیاسی، گسترش صلح جهانی وپایداری این صلح در صحنه سیاست بین الملل امری بس ضروری است و صنعت جهانگردی نقش مهمی دارد.
انواع جهانگردی
جهانگردی با توجه به منظور  ومقصود و انگیزه ای که جهانگرد دارد به طبقات مختلف تقسیم            می شود. به عبارت دیگر هدف و انگیزه جهانگرد از مسافرت انواع مختلف را به وجود می آورد.
در مورد بحث قبلی اشاره شد سکه یکی از انگیزه های جهانگردی رهایی از  محیط استراحت، فشار زندگی روزمره و یا تشنج شهر نشینی  است که این انگیزه در ارتباط با  سن مورد بحث است:
۱- جهانگردی جوانان: نیاز به آزادی خود نمایی  به چشم می خورد. جهانگردی سازمان یافته و گشت های منظم را پذیرا نیستند.
۲- جهانگردی میانسالانس: نیاز به امنیت بیشتر است. نیاز به آزادی کاهش و خود محوری  دیده نمی شود. متقاضی جهانگردی در سطح مناسب و گشتهای منظم است.
۳- جهانگردی سالخوردگان: انگیزه و امنیت در این گروه مشهودتر است.
از نظر قصد مسافرت
۱- تفریحی    2- ورزشی    3- شهری    4- فرهنگی    5- تجاری    6- کنفرانس ها
از نظر نحوه مسافرت
۱- به صورت انفرادی با اخذ ویزای شخصی
۲- توسط آژانس های مسافرتی کشور خود توریست با هماهنگی با آژانس مسافرتی کشور میزبان به صورت تورتحت پوشش اداره کل اتباع خارجه با هماهنگی استانها به سیاحت خود می پردازند.
آقای والنس اسمیت گردشگر را بر حسب نوع انگیزه به گونه ای دیگر طبقه بندی می کند که شامل گردشگر قومی، هنری، تاریخی طبعیت گرا، تفریحی و کاری می باشد.
کوهن ( ۱۹۷۹-۱۹۷۲) نوعی تقسیم بندی گردشگری ابداع کرد که تا اندازه ای به شناخت مفهوم واقعی گردشگر و اثری که ممکن است بر جمعیت میزبان داشته باشد یاری می رساند. او بر اساس میزان علاقه گردشگر به کسب تجربه در جامعه ناآشنای میزبانس آن را به چهار نوع عمده تقسیم کرده است.
۱- کاوشگر            2-  بدون مقصر        3-  گردشگری توده ای انفرادی   
۴- گردشگری توده ای سازمان یافته
که دو نوع اول غیر نهادینه می باشند و دونوع بعدی نهادینه می باشد. دو نوع کاوشگر و بدون مقصد، در پی یافتن چیزهای تازه، نا آشنا و شگفت انگیز هستند. آنان خودشان مقدمات مسافرتشان را فراهم می کنند، از تسهیلات می گیرند و تماس زیادی با ساکنان محل دارند. کوهن این گروه را مسافران نهادینه شده می نامد.
دو گروه دیگر نحو سفر و محل اقامت خود را از طریق بنگاه های مسافرتی تنظیم می کنند و به دنبال نقاط  همه کس پسند هستند.
جاذبه های جهانگردی
عواملی که در یک کشور یا سرزمین که موجب جلب جهانگردی شود را جاذبه های جهانگردی گویند.
عواملی که در جلب توریست می تواند مؤثر باشد ۲ دسته است:
۱- عوامل طبیعی شامل : آب و هوای خوش، مناظر مطلوب، دریاها، اماکن مقدس، جنگلها جانوران.
۲- عوامل مصنوعی و ساختگی: آثار باستانی و موزه ها، اماکن یا ابنیه ها، صنایع شگفت انگیز که شامل:
۱- کالای جهانگردی: به کالاهایی که برای توریست ها جالب بود و باعث جذب آنها می شود.
۲- خدمات جهانگردی: عبارتست از خدمات و کاری که در یک کشور برای جهانگرد انجام            می گیرد مانند راهنمای جهانگردان، خدمات پذیرایی در هتلها و رستورانها، خدمات آژانس های مسافرتی، خدمات قطار، هوایی.
۳- تسهیلات جهانگردی: که براحتی و آسایش جهانگرد منتهی می شود مانند آسان نمودن تشریفات گمرکی، اقامت، جابجایی، کنترل نرخ قیمتها، کالای مصرفی، سایرخدمات فروخته شده.
۴- تأسیسات جهانگردی: که شامل هتلها و اقامتگاه های مناسب جهت استفاده توریستها می باشد.
۵- مسیر جهانگردی          6- انتشارات جهانگردی           7- تبلیغات        8- مناطق جهانگردی
در جایی دیگر جاذبه به شکل زیر تقسیم بندی می کند:
۱- منابع طبیعی: مناظر خاص، کوه ها، دریا، وضعیت های ویژه آب و هوایی شامل آفتاب و سواحل.
۲- منابع انسان ساخت (رویدادهایی چون مسابقات و جشنواره ها).
۳- فرصت های تفریحی، جاذبه های تاریخی و باستان شناسی شهرهای تاریخی و آثار باستانی.
۴- منابع فرهنگی مانند صنایع دستی، سنتهای گفتمانی (زبانی)، غذاهای ویژه سنتی، هنر و موسیقی (کنسرت، نقاشی و مجسمه سازی و غیره).
پی نویس
۱- به نقل از الوانی مهدی و دهدشتی، شاهرخ، اصول و مبانی جهانگردی چاپ اول بنیاد مستضعفان – 1372 ص ۱۰۸٫
 
بخش دوم : حقوق جهانگردان غیر مسلمان
حقوق جهانگردان غیر مسلمان در تعالیم دینی- پیمان های فرامرزی و قانون اساسی
جهانگردان، صرف نظر از عقاید دینی و به اعتبار انسان بودن، واجد اعتبار و ارزش هستند. در اندیشه های دینی اسلام انسان کسی است که مسجود ملائکه واقع شده و خداوند متعال به او کرامت عطا کرد. و بر سایر موجودات برتری داده است . بنابراین  عقلاً تکریم انسان ضروری است و اوصافی چون رنگ، نژاد، زبان و مذهب تأثیری در برتری یا تحقی انسان ها ندارند.
از سوی دیگر، انسان هایی که به سیر در جهان می پردازند، به نوعی به ندای شارع مبنی بر «سیروا فی الارض» جامعه عمل می پوشانند و بی تردید در گذر از کشورها جهان جان و مال و حیثیت آنان ایمن از تعرض است و حرمتی مضاعف می یابد. اینان از حقوق طبیعی انسان برخوردارند و بر دولت و ملت کشور میزبان لازم است که حرکت این حقوق را پاس دارد.
اعلامیه جهانی حقوق بشر که یکی از افتخارات انسان و نشانه ای از تفکر فرهنگی بشر است، با تکیه بر کرامت ذاتی و اعلام حقوق طبیعی انسان ها ضوابطی را بیان کرده است که رعایت آن، جهان عاری از خشونت و تبعیض  و توأم با آرامش و همزیستی ایجاد خواهد کرد. در مقدمه این اعلامیه آمده است:
«از آنجا که عدم شناسایی و تحقیر حقوق بشر به کارهای وحشیانه ای انجامیده است که روح بشریت را برآشفته و پیدایش جهانی که در آن افراد بشر در بیان عقیده آزاد و از ترس و فقرفارغ باشند بالاترین آرمان بشر اعلام شده است.
از آنجا که اساساً حقوق انسانی را باید با اجرای قانون حمایت کرد تا بشر به عنوان آخرین درمان مجبور به قیام ضد ظلم و فشار نشود.
از آنجا که مردم ملل متحد، ایمان خود را به حقوق اساسی بشر و مقام و ارزش فرد انسانی وبرابری حقوق را آرمان تمام مردم و ملل اعلام می کند…»
این اعلامیه حقوق ذاتی، غیر قابل سلب و اسقاط ناپذیر انسان ها را مورد بحث قرار داده است؛ حقوقی که لازمه حیثیت انسانی انسان هاست و دست توانای خلقت و آفرینش، آن را برای انسان قرار داده است. یعنی مبدأ و قدرتی که  به انسانها عقل و اراده و شرافت انسانی بخشیده، این حقوق را نیز به آنها داده است. پس انسانها نه می توانند محتویات اعلامیه حقوق بشر را برای خود وضع و نه می توانند از خود سلب کنند.
به نظر می رسد به دلیل مبنای طبیعی این حقوق است که وجود مشترک بسیار زیادی بین مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر غرب، مصوب ۱۹۶۸ و اعلامیه حقوق بشر اسلامی، مصوب سازمان کنفرانس اسلامی مصوب ۱۹۹۰ میلادی وجود دارد.
حق آزادی رفت و آمد  که مبنای حرکت جهانگردان از کشوری به کشور دیگر است، در هر دو منبع قانونی فوق مورد شناسایی قرار گرفته است؛ چنانکه ماده ۱۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر بیان می دارد:
۱- هرکس حق داردکه درداخل هرکشوری آزادانه عبورو مرور ومحل اقامت خودرا انتخاب کند.
۲- هرکس حق دارد هر کشوری و از جمله کشور خود را ترک کند یا به کشور خود باز گردد.
بند الف ماده ۲۰ حقوق بشر اسلامی بیان می دارد:
هر انسانی حق دارد که آزادانه از محلی به محل دیگر منتقل شود و محل اقامت خود را در شهرها و کشورهای اسلامی یا خارج از آنها در موقع ضرورت انتخاب کند.
حال که اصل حق آمد و شد و اقامت در دیگر کشورها تثبیت شد، می توان گفت با توجه به قاعده ‹‹اذن در یک شئ اذن در لوازم آن است››، جهانگردان غیر مسلمان به عنوان اعضای خانواده بزرگ بشریت  از کلیه حقوق طبیعی، شامل حق حیات و آزادی، دادخواهی منع شکنجه، استراحت و فراغت، امنیت، اقامت، منع تبعیض و حق مالکیت برخوردار هستند.
استاد فرزانه، محمد تقی جعفری پس از مقایسه دو نظام حقوق جهانی بشر از دیدگاه اسلام و غرب و تطبیق آن دو با یکدیگر چنین نتیجه گیری می کنند که اصحاب آرا و عقاید باطله  و  بی اساس در جامعه اسلامی –  مادامی که اخلالی در حامعه وارد نیاوردند، در همه شئون حیات و کرامت و آزادی و تعلیم و تربیت و تساوی در مقابل قوانین، از هم زیستی با مسلمین برخوردار هستند.
ازمجموع مطالب طرح شده این نتیجه حاصل می شود که قوانین فرامرزی حرمت جان، مال و حیثیت بیگانگان، از جمله جهانگردان را مورد تأکید و تأیید قرار دادند. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اگرچه به صراحت حقوق جهانگردان غیر مسلمان تبیین نشده است، ولی از اصل ۱۴  قانون اساسی می توان به نحوه ارتباط دولت و ملت ایران با جهانگردان غیر مسلمان پی برد. این اصل بیان می دارد:
به حکم آیه شریفه ‹‹لاینحی کم الله عن الذین لم تقاتلوا کم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم ان تبروهم و تقسطوا الهیم ان الله یحب المقسطین›› دولت جمهوری اسلامی ایران و مسلمانان موظفند نسبت به افراد غیر مسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامی عمل کنند و حقوق انسانی آنان را رعایت کنند. این اصل در حق کسانی اعبار دارد که بر ضد اسلام و جمهوری اسلامی ایران توطئه نکنند.
اخلاق حسنه که مورد تأکید فوق قرار رگفته، آداب پسندیده ای است که افراد در معاشرت های خود با یکدیگر به کار می بندند تا اولاً شأن و منزلت انسانی را محترم بدارند؛ ثانیاً بین آنها محبت و مودت ایجاد شود.
‹‹قسط و عدل›› نیز رفتار منصفانه ای است که هر کس بدون در نظر گرفتن عواملی همچون خویشاوندی یا بیگانگی، حب و بغض، نژاد یا مذهب و نظایر آن  در مورد دیگران معمول              می دارد؛ به موجب این اصل، غیر مسلمانان غیر اهل کتاب حق دارند و می توانند در جمهوری اسلامی ایران با امنیت و آسایش زندگی کنند.
نباید از یاد برد که جهانگردان غیر مسلمان، میهمانان کشور میزبان محسوب می شوند و کشور میزبان با صدور روادید عملاً پیمان دوستی و عدم تعرض نسبت به ان ها را امضا می کنند. در این خصوص، دین اسلام افزون بر تأکید بلیغ بر پایبندی و پایداری در برابر پیمان ها، بایسته نگه داشتن حقوق همه انسان ها و حاکمیت عدالت اجتماعی و رهیز از هر گونه تجاوز و خیانت، پیروانش را در ارتباط با دیگر ملتها به یک سلسله رفتارهای اخلاقی و اجتماعی و تربیتی سفارش کرده است.
آیه ۸۳ سوره بقره که در اصل ۱۴ قانون اساسی ذکر شده است و ایه ‹‹قولوا للناس حسناً›› مبنی بر اینکه با مردم گفتار نیکو داشته باشید، نمونه هایی از تعالیم دین مبین اسلام در برخورد پسندیده با جهانگردان غیر مسلمانس محسوب می شوند.
در اینجا بی مناسبت نیست به کلام حضرت علی (ع) خطاب به مالک اشتر آنگاه که عازم مصر و قبول حکومت آن دیار بود، اشاره کنیم که فرموردند: با مردم به مهربانی رفتار کند و چون حیوان درنده به جان آن ها نیفتد؛  چرا که مردم دو دسته اند یا برادران دینی تو هستند یا همانند تو انسانند.
حقوق جهانگردان غیر مسلمان در قوانین عادی
الف) قانون مدنی
این قانون، میراث آنقدر به جای مانده از اندیشمندان بزرگی است که با مهارتی تام، پیوندی مستحکم بین حقوق اسلامی وحقوق اروپایی برقرارکردند ودرنتیجه همت آن بلند نظران بنای مستحکمی ایجاد شد که هنوز  پس از گذشت قریب به ۷۰ سال باقی و پابرجاست. در این قانون، احکام مربوط به اشخاص، اموال، عقود و معاملات تبیین شده است. جهانکردان غیر مسلمان اگرچه بنابر عموم ماده ۵ قانون مدنی تحت شمول این قانون قرار ارند، در خصوص احوال شخصیه و اهلیت خود و همچنین از حیث حقوق ارثیه در حدود معاهدات مطیع قوانین و مقررات دولت متبوع خود خواهند بود››.
احوال شخصیه که موضوع اصلی این ماده را تشکیل می دهد، عبارت از اوصافی است که مربوط به شخص، صرف نظر از شغل و مقام خاص او در اجتماع است. احوال شخصیه را اوصافی تشکیل می دهند که قابل تقویم و مبادله به پول نیستند و از لحاظ  حقوق مدنی نیز آثاری بر آن ها مرتبت است؛ مانند ازدواج وطلاق و نسب. از سوی دیگر در خصوص مشمولان این ماده باید گفت اتباع خارجه اعم است از اهل کتاب خارجی و غیر اهل کتاب خارجی که به صورت مستأمن (زینهاری) مقیم دائم یا موقت در ایران باشند؛ پس بودایی برهمایی هم که باشند، مشمول این ماده اند، اما نکته مهم،  تصادم اهل شخصیه اتباع خارجه با احوال شخصیه اتباع داخله است که موجب مقید شدن ‹‹ماده ۷ قانون مدنی›› می شود. نکاح مصداقی از این احوال است که ‹‹دین›› و ‹‹تابعیت›› متعاقدین سبب تفاوت احکام آن می شود. از بررسی مواد متعدد قانون مدنی در باب نکاح نتایج ذیل حاصل می شود:
الف) نکاح جهانگرد مرد غیر مسلمان با زنان مسلمان تبعه ایران نیست.
ماده ۱۰۵۹ قانون مدنی در این مورد بیان می دارد: ‹‹نکاحمسلمه با غیر مسلمه جایز نیست. تفاوتی ندارد که غیر مسلمان از کفار کتابی باشد یا غیر آن››.
ب)نکاح جهانگرد زن غیر مسلمان با مرد مسلمان تبعه ایران مورد اشاره قانون مدنی قرار نگرفته است. به عقیده برخی حقوق دانان اگر آن غیر مسلمه خارج از ادیان رسمی باشد، نکاح باطل است؛ مانند ازدواج مسلمان با یک بودایی، و اگر آن غیر مسلمان دارای یکی از ادیان رسمی باشد، در فقه اختلاف است. متعه او  را روا  شمرده اند و در دائم اختلاف است.
ج) نکاج جهانگرد مرد مسلمان تابع خارج، با زن مسلمان تبعه ایران منوط به تحصیل اجازه مخصوص است. ماده ۱۰۶۰ قانون مدنی در این زمینه بیان می دارد: ‹‹ ازدواج  زن ایرانی با تبعه خارجی در مواردی هم که مانع قانونی ندارد  موکول به اجازه مخصوص از طرف دولت است››. د) دولت می تواند نکاح مرد تحت استخدام دولت با جهانکرد زن مسلمان را منوط به اجازه مخصوص نماید. ماده ۱۵۶۱ قانون مدنی در این باره بیان می دارد: ‹‹دولت می تواند ازدواج بعضی از مستخدمان و مأموران رسمی و محصلان دولتی را با زنی که تبعه خارجی باشد موکول به اجازه مخصوص کند››.
هـ) نکاح زن جهانگرد غیر مسلمام با تبعه مرد مسلمان ایرانی به شرط رعایت مادخ ۱۰۶۱ قانون مدنی بلااشکال است.
و) نکاح مرد جهانگرد غیر مسلمان با زن غیر مسلمان تبعه ایران منوط به تحصیل اجازه است (ماده ۱۰۶۰ قانون مدنی).
مسئله ارث کافر از مسلمان یکی دیگر از موارد مرتبط با ماده ۷ قانون مدنی است که تبعاً اگر در بین ورثه کافر، مسلمانی باشد و موضوع در محاکمه ایران مطرح شود، نمی توان قانون مطبوع متوفی را حاکم دانست. ماده ۸۸۱ مکر قانون مدنی در این باره بیان می دارد.: ‹‹کافر از مسلم ارث نمی برد و اگر در بین ورثه متوفی کافری مسلم باشد، وارث کافر ارث نمی برد اگرچه از لحاظ طبقه و درجه مقدم بر مسلم باشد››.
نکته پایانی قابل طرح در این مبحث، مسئله نحو تملک املاک و ارازی توسط جهانگردان خارجی است. بر خلاف ماده ۷ قانون مدنی، قانون گذار ایرانی در این زمینه، مسیر متفاوتی را پیموده است و در ماده ۸ در این خصوص بیان می دارد: ‹‹اموال غیر منقول که اتباع خارجه در ایران بر طبق عهود تملک کرده یا می کنند از هر جهت تابع قوانین ایران خواهد بود››.
باید توجه داشت که تملک اموال غیر منقول منوط به اقامت دائمی بیگانه در ایران نیست. جهانگردان غیر مسلمان دارای حق تملک املاک و ارازی واقع در ایران هستند. آئین نامه راجع به استملاک اتباع بیگانه در ایران، منصوب به مرداد ۱۳۴۴، در این باره بیان می دارد:

‹‹بیگانگانی که به منظور سیاحت و استفاده ییلاقی مسافرت های منظم فصلی در سنوات متعدد و متوالی به ایران می کنند هرگاه بخواهند در ایران محلی برای سکونت شخصی خریداری کنند باید به ترتیب زیر اقدام کنند متقاضیان تقاضای خود را که باید حاوی نکات ذیل باشد:
الف) نام و نام خانوادگی و محل اقامت و رونوشت شناسنامه یا رو نوشت برگ هویت
ب) تابعیت فعلی و در صورت غیر تابعیت، تابعیت اصلی
ج) مشخصات کامل محل مورد تقاضای خود را در استان ها و فرمانداری های کل به استانداری یا فرمانداری کل و در تهران به دفتر نخست وزیر تسلیم کنند. استانداران یا فرمانداران کل بر حسب مورد تقاضای واصله را به مرکز و استانها در کمیسیونی مرکب به نمایندگان نخست وزیری و وزارت خانه های کشور، دادگستری، امور خارجه در نخست وزیری مورد رسیدگی قرار گرفته و برای تصویب نهایی به هیئت وزیران تقدیم می شود. تصمیم کمیسیون در مورد تقاضا قطعی است››. (در حال حاضر ریاست جمهوری جاگزین نخست وزیری است).

ب) قانون مجازات اسلامی
قانون کیفری، مجموعه ای از باید ها و نبایدهاست که برای انتزام امور و حفظ ارزش های انحصاری هم چون امنیت، حیثیت، مالکیت، حیات و … وضع می شود.
جهانگردی، اگرچه فی نفسه یک ارزش است، در قانون مجازات اسلامی مقررات خاصی برای حمایت از جهانگردی یا جهانگردان دیده نشده و اینان تابع قوانین عام کیفری ایران هستند. البته عقاید دینی جهانگردان موجب تفاوت برخی از احکام در زمینه های حدود، قصاص، دیات و تعزیات می شود که به آن اشاره خواهد شد. ‹‹حدود›› به مجازات هایی گفته می شود که نوع و میزان و کیفیت آن در شرع تعیین شده است. مواد ۶۳ تا ۲۰۴ قانون مجازات اسلامی به  حدود(زنا، لوات، مساحق، قذف، شرب خمر، محاربه و فساد فی الارض و سرقت) اختصاص دارد. اگرچه تمامی افراد، صرف نظر از عقاید دینی در قبال اینگونه مجازات ها برابرند، در موارد خاص ‹‹مسلمان بودن یا نبودن›› سبب تشدید، تخفیف و یا حذف مجازات می شود؛ برای مثال مجازات شرب خمر برای مرد مسلمان ۸۰ ضربه شلاق است؛ اما در مورد غیر مسلمان چنین مجازاتی               پیش بینی نشده است و صرفاً در صورت تظاهر به شرابخواری این مجازات اعمال خواهد شد.
از سوی دیگر، گاهی ‹‹کفر›› سبب تشدید مجازات حد است؛ برای نمونه به موجب ماده ۸۲ قانون مجازات اسلامی، زنای مرد غیر مسلمان با زن مسلمان صرف نظر از اینکه زانی محصن یا غیر محصن باشد قتل است این در حالی است که مجازات زنای غیر محصن مسلمان یکصد ضربه شلاق است. نکته دیگری که در زمینه مجازات های حدی جهان گردان وجود دارد، علم و جهل ایشان به عمل ارتکابی است. اگرچه جهل به قانون رافع مسئولیت نیست ونمی توان برای رهایی ازمجازات به این غذر متوسل شد، درموارد متعددی از مباحث حدود به لزوم ‹‹ علم›› مرتکب اشاره شده است؛ برای مثال براساس تبصره ۱ ماده ۱۶۶ قانون مجازات اسلامی درصورتی که شراب خورده مدعی جهل به حکم یا موضوع باشد وصحت ادعای وی متحمل باشد؛ محکوم به حد نخواهد شد. دیگر آنکه براساس بند ۶ ماده ۱۹۸ قانون مجازات اسلامی ، احتمال حد سرقت منوط برآن است که سارق بداند وملتفت باشد که ربودن آن حرام است. بنابراین، جهل وی سبب رهایی ازمجازات است.
درتبیین مبنای لزوم علم جهانگردان غیر مسلمان می توان گفت :
لازمه تنبیه، اعلام است وعقاب بلابیان قبیح است ونحوه اعلام باید بگونه ای باشد که ابلاغ حکم به درستی وبه نحوه اکمل صورت پذیرد. قاعده‹‹ جهل به قانون رافع مسئولیت نیست›› اگر چه برای انتظام اجتماعی ومصلحت جامعه وبه حکم ضرورت مورد پذیرش قرارگرفته است، ولی عادلانه نیست وبراساس قاعده انصاف نمی توان فردی را تنبیه کردکه ممنوعیت عمل به اطلاع وی نرسیده است.
این نقیضه درحدود شرعیه راه نیافته است . این مجازات ها اگر چه شدیدند ؛ شرایط اثبات آن نیز بسیار دقیق وظریف است؛ به نحوی که با بروز کوچکترین شبهه ای مجازات حدی دفع می شود         ‹‹ الحدود تدرا با لشبهات›› . بنابراین باید به ادعای جهانگردان غیر مسلمانی که مدعی اطلاع نداشتند از حرمت جرائم حدی هستند، توجه کرد.
واما درارتباط با قصاص باید گفت : نا برابری درقصاص جهانگردان غیر مسلمان ومسلمانان وجود دارد. بنابراین اگر جهانگرد غیر مسلمان به دست مسلمان کشته شود، قاتل قصاص نمی شود ولی اگر مسلمانی را غیر مسلمان بکشد، قاتل قصاص می شود. جمهور فقها براین عقیده اند وتنها ابوحنیفه از فقهای اهل سنت طریق دیگری را پیمود ومعتقد است هیچ تبعیضی درقصاص وجود ندارد. کافر به کشتن مسلمان کشته می شود ومسلمان به کشتن کافر کشته می شود. درخصوص قتل کافر توسط مسلمان باید توجه داشت که اگر قاتل به کشتن کافر عادت کند، به این دلیل کشته می شود برخلاف موارد فوق که حکم آنها درقانون مجازات اسلامی بیان نشده است؛ درخصوص قتل جهانگرد غیر مسلمان توسط غیر مسلمان دیگر، ماده ۲۱۰ قانون مجازات اسلامی بیان می دارد: ‹‹ هرگاه کافر ذمی عمداً کافر ذمی دیگر ی را بکشد قصاص می شود، اگر چه پیرو دو دین مختلف باشند واگر مقتولین زن ذمی باشد باید ولی او قبل ازقصاص نصف دیه مرد ذمی را به قاتل بپردازد›› . این ماده، حکم قتل کافر غیر ذمی را بیان نکرده است. به نظر می رسد با توجه به اطلاق آیه شریفه‹‹ النفس بالنفس ››  قاتل محکوم به قصاص است. نباید کفر مقتول سبب رهایی قاتل ازمجازات شود البته اگر قاتل کافر، مسلمان شود، دیگر کشته نمی شود. از مجموع مطالب پیش گفته این نتیجه حاصل می شود که اگر جهان گرد غیر مسلمان مسلمانی بکشد، قاتل قصاص          نمی شود؛ اما این به معنای بلامجازات گذاشتن قاتل نیست. چنین جهانگردانی در پناه نظام اسلامی قرار دارند و حکومت اسلامی با صدور روادید عملاً پیمان عدم تعرض و حمایت از آنان را امضا کرده است و در این حالت چون قتل چنین جهانگردانی حرام است، قاتل تعریض می شود بر اساس ماده ۱۶ قانون مجازات اسلامی، تعریض، تأدیب و یا عقوبتی است که نوع و مقدار آن در شرع تعیین نشده و به نظر حاکم واگذار شده است؛ از قبیل حبس و جزای نقدی و شلاق که میزان شلاق باید از مقدار حد کمتر باشد.
یکی دیگر از مسائل قابل توجه مربوط به حقوق جهانگردان غیر مسلمان، مسئله دیه وخون بهاست. نباید فراموش کرد که نتمام انسانها حق حفظ تمامیت جسمانی دارند و باید از آنها در قبال تعدیاتی که نسبت به جسم و جان آنان صورت می گیرد، حفاظت کرد. قانون مجازات اسلامی با بهره گیری از مجازات قصاص در صدد بر آمده است که برای حفظ حیات اشخاص و تمامیت جسمانی آنان از شدیدترین ضمانت اجراهای موجود استفاده کند.
اما در پاره ای موارد، قصاص امکان پذیر یا اینکه جرم، غیر عمدی یا خطایی است و در این حالت جانی یا عاقله مکلف به پرداخت دیه است. حال باید دید در این مقوله نیز مانند ‹‹قصاص›› عقاید دینی سبب عدم تصاوی به مجازات می شود و اگر این چنین است، تفاوتی بین اصناف کفاروجود دارد یا خیر؟
قانون مجازات اسلامی تا قبل از مصوبه مورخه ۴/۳/۱۳۸۲ مجتمع تشخیص مصلحت نظام درباره این مسئله ساکت بود و صرفاً در ماده ۲۹۷ به بیان انواع دیه قتل مرد مسلمان اشاره شده بود. وصف اسلام در این ماده سبب شد عقاید متفاوتی در خصوص دیه عقلیت های دینی ابراز شود.
سرانجام مصوبه مجمع تشخیص مصلحت به این مباحث خاتمه داد و ضمن تبصره الحاقی به ماده ۲۹۷ قانون مجازات اسلامی بیان داشت: تبصره ‹‹بر اساس نظر›› حکومتی ولی امر، دیه عقلیت های دینی شناخته شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به اندازه دیه مسلمانان تعیین می شود››. عقلیت های دینی معروف در قانون اساسی، پیروان ادیان آسمانی (مسیحیان، یهودیان و زرتشتیان) هستند.
نباید پنداشت که حکم این تبضره ناظر بر عقلیت های دینی تبعه ایران است. در اینجا تابعیت مؤثر نیست و جهانگردان غیر مسلمانی که پیرو یکی از ادیان الهی مذکور در قانون اساسی هستند، صرفه نظر از این که تبعه ایران یا غیر ایران باشند مشمول این تبصره هستند.
اما هنوز در قانون مجازات اسلامی، دیه کفار غیر ذمی نامعلوم است. در این خصوص، بنابر اصل ۱۶۷ قانون اساسی و ماده ۲۱۴ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری، رجوع به منابع معتبر فقهی یا فتوای معتبر ضروری است.
فقهای بزرگ و صاحب نامی همچون محمد حسن نجفی در کتاب جواهر الکلام و حضرت     آیت الله خوئی در کتاب مبانی تکمله المنهاج، امام خمینی در تحریر الوسیله و شهید ثانی در شرح لمعه، به صراحت به عدم تعلق دیه بر کفار غیر کتابی فتوا داده اند. علاوه بر این در مورد آن دسته از مسلمانانی که مفهوم به کفر هستند، مانند ناسبیها، خوارج و غلات چنین گفته اند. ‹‹در صورتی که غلو آنها به کفر برسد نیز از دیه بهره ای نمی برند›› .
به عقیده برخی از فقها، کفار غیر کتابی مهدورالدم محسوب می شوند و خون آنان حرمتی ندارد. تبصره ۲ ماده ۲۹۵  قانون مازات اسلامی  در این راستا بیان می دارد. ‹‹در صورتی که شخصی کسی را به اعتقاد قصاص یا به اعتقاد  مهدور الدم بودن بکشند و این امر بر دادگاه ثابت شود و بعد معلوم شود که مجنی علیه مورد قصاص یا مهدورالدم نبوده است قتل به منزله خطای شبیه عمد است و اگر ادعای خود را در مورد مهدور الدم بودن مقتول به اثبات برساند، قصاص و دیه از او ساقط است››.
وجود این ماده در جامعه ای که حاکم اسلامی وجود دارد و احکام این دین در تمام شئون کشور جاری و ساری است و احتمال سوء استفاده از آن و بروز بی نظمی و خطشه بر چهره اسلام و مسلمین وجود دارد، قابل دفاع نیست. اگر برای  تعیین دیه جهانگردان کفار غیر کتابی  مانع شرعی وجود دارد، لکن برای تعریز کسانی که مرتکب جنایت در مورد این افراد می شوند، منعی  وجود ندارد، از این حیث می توان بر مبنای مصلحت جامعه برای اینگونه افراد مجازات تعزیری مشخصی تعیین کرد. اما در زمینه حقوق کیفری جهانگردان غیر مسلمان در بخش تعزیرات، به نظر میرسد با توجه به اینکه امنیت جانی، حیثیتی، مالی و آزادی این افراد از اهمیت ویژه ای برخوردار است و جرائمی همچون آدم ربایی و گروگان گیری، سرقت اموال و توهین در صدر سایر جرائم قرار دارند، می توان با بهره گیری از عناوین حقوقی ‹‹تشدید مجازات شخصی›› و حذف عواملی که مانع ‹‹حتمیت مجازات›› می شوند، ضریب امنیت کیفری جهانگردان غیر مسلمانان را افزایش داد.
ج) قانون آئین دادرسی کیفری
قانون آئین دادرسی کیفری، قانونی شکلی است؛ اما شکلی بودن این قانون به معنای کم اهمیت بودن آن نیست. بهترین الگو برای تعیین حدود آزادی های هر کشور مجموعه آئین دادرسی کیفری آن است.
 قانون آئین داد رسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری ایران مصوب به سال ۱۳۷۸، ضوابط ویژه ای را برای رسیدگی به جرائم جهان گردان غیر مسلمان پیش بینی نکرده است. لیکن می توان به تکمیل شدن این قانون در آینده نزدیک در زمینه حقوق جهانگردان امید داشت.
در این خصوص توسعه می شودمحدودیت های قانونی  در زمینه کشف جرائم  مراعات شود و ضابطات دادگستری که سربازان مقدم عدالت هستند، با التزام به رعایت حرمت اموال و آزادی اشخاص از محدودهای تعریف شده قانون تعدی نکنند. بی تردید ایجاد پلیس جهانگردی و گردشگری که عهده دار وظایف ضابطان دادگستری در خصوص جرائم جهانگردان است، گام مؤثری در جهت ارتقای حقوق کیفری جهانگردی محسوب می شود. از سوی دیگر در زمینه دفاع از اتهامات جهانگردان می توان نمایندگان حقوقی سفارتخانه های متبوع را به عنوان وکیل پذیرفت و جهت تسریع در رسیدگی به جرائم آنان (که البته تسریع مطابق با طبع  اقامتگاه موقت جهانگردان است) اقدام مؤثری برای حسن دفاع از حقوق آنان صورت داد. البته این موارد نیاز به نص تصریح قانون دارد که در حال حاضر چنین قوانینی وضع نشده است.
د) قوانین اداری
در حال حاضر، سازمان ایرانگردی و جهانگردی با مجموعه ای از قوانین ناقص و پراکنده عهده دار امور مربوط به گردشگری و جهانگردی است. البته ادغام این سازمان با سازمان میراث فرهنگی در استانه تحقق است و اراده نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی در این زمینه اعلام شده است به نظر می رسد ایجاد سازمان جهانگردی و میراث فرهنگی، گام بلندی در تحقق حقوق جهانگردان در ایران باشد که متأسفانه این امر هنوز محقق نشده است. البته شناسای و حرکت حقوق جهانگردان به سازمان یا اداره خاصی مربوط نیست؛ بلکه تمامی مردم ودستگاه های دولتی وعمومی به نحوی با آن ارتباط دارند؛ به دیگر سخن، مجموعه گسترده ای ازادارات واجزای دولت ازخارج گرفته تا داخل ومبادی ورودی وخروجی، با جهانگردان درارتباط هستند؛ برای مثال درحال حاضر براساس قوانین موجود، سفارتخانه ها ونمایندگی های ایران درخارج ازکشور موظفند تسهیلات وخدمات صدور روادید سیاحتی را برای اتباع کشورهای مختلف جهان که دارای مناسبات سیاسی با ایران هستند، حداکثر ظرف ۱۰ روز فراهم کنند.
علاوه براین، ادارات گذرنامه، گمرک، فرودگاه، راه آهن، بندر های مستقر درمبادی ورودی وخروجی مرز ها وهمچنین شهرها موظفند تسهیلات لازم را برای جهانگردان فراهم کنند. جهانگردان دربدو ورود به کشور دارای حق وارد کردن اموال شخصی وبرخی اقلام مرتبط به سفر هستند وبه هنگام خروج ازکشور نیز ازحق خارج ساختن صنایع دستی وآلات موسیقی ایرانی وخاویار برخوردارند. با این همه باید گفت قوانین ما دراین زمینه نارساست وتصویب قانون جامع جهانگردی که دربردارنده ابعاد گوناگون حقوقی مربوط به حقوق جهانگردی درایران باشد، احساس می شود.

تکالیف جهانگردان غیر مسلمان
لزوم رعایت قوانین موضوعه جمهوری اسلامی ایران
قانون هر کشور مجموعه ای از مطلوب ها، خواسته ها، بایدها و نبایدهاست که رعایت آن از جانب تمامی افراد و اشخاص اعم از تبعه و بیگانه ضروری است. بیگانگی که به عنوان جهانگردپای بر عرصه کشور می نهند، به دیده احترام به قوانین کشور میزبان می نگرد و خود راملزم به تبعیت از اوامر و نواهی قانونگذار آن کشور می دانند؛ قوانینی که بعضاً محدود کننده رفتار و گفتار جهانگردان هستند؛ در حالی که ممکن است آن رفتار یا گفتار در کشور متبوع جهانگردان پذیرفته و مجاز باشد.
در اینجا اهمیت رعایت قوانین مضاعف است؛ زیرا سخن از ورود ‹‹غیر مسلمان›› به ‹‹کشور اسلامی›› است؛ کشئری که بر اساس اصل ۴ قانون اساسی، قوانی آن باید منطبق با موازین اسلام باشد. از این حیث قوانین موضوعه رنگ و بویی شرعی دارند و نباید اعتقادات جهانگرد غیر مسلمان سبب نادیده گرفتن چنین قوانینی شود؛ به دیگر سخن، پیش شرط ورود ‹‹جهانگرد›› به هر کشوری آن است که حرمت قوانین آن کشور را حفظ کند و با دیده تحقیر به آن ننگرد. به عقیده برخی  حقوق دانان، حقوق بین الملل، هیچ کشوری را ملزم به پذیرش بیکانگان در قلمرو خود نمی کند؛ لیکن زمانیکه کشوری به اتباع بیگانه اجازه ورود و اقامت در خاک خود می دهد، باید از جان و مال آنان محافظت کند و آنان را از حداقل حقوقی که برای ادامه زندگی هر انسانی لازم و ضروری است، برخوردار سازد. به هرحال وصف ‹‹جهانگردی›› سبب خروج جهانگردان از قوانین موضوعه کشوری نیست و هیچگاه توصیه نمی شود برای جذب جهانگردان موصونیت غذایی بر قرار و خاطرات نا خوش آیند کاپیوتولاسیون تکرار شود؛ لیکن این انتظار وجود دارد که ‹‹قاعده حداقل رفتار با اتباع بیگانه›› رعایت گردد. جهانگردان غیر مسلمان که تابعیت ایرانی نداشته باشند، از حقوق شهروندی خاص ایرانیان مانند تصدی برخی از مشاغل و مناصب رسمی، لشگری و کشوری و اعمال حقوق سیاسی مانند حق شرکت در انتخابات محروم هستند.
از مجموعه مطالب پیش گفته این نتیجه حاصل می شد که ‹‹جهانگردان در ایران›› با دو ممنوعیت ناشی از دین و تابعیت مواجه هستند البته اصل بر تساوی افراد و اشخاص در قبال قانون است، مگر در موارد خاصی که به صراحت حکمی خلاف قاعده مقرر شده باشد. بنابراین، جهانگردان غیر مسلمان ملزم به رعایت قوانین مختلف مربوط به ورود و خروج از ایران (قوانین گذرنامه و گمرکی)، قوانین مدنی، تجاری، جزایی و اداری هستند.
لزوم رعایت  محدودیت ها و ممنوعیت های شرعی
در برخی از کشورها‹‹جهانگردان بیگانه›› صرفاً با تکالیف مذکور در قوانیموضوعه مواجه هستند؛ لیکن در کشور ایران رعایت ممنوعیت های شرعی تکلیف دیگری است که رعایت آن لازم و ضروری است، که سعی شده در این مبانی و حدود محدودیت های مهم شرعی جهانگردان غیر مسلمان مورد بررسی قرار گیرد.
الف) ورود به اماکن مقدسه (مساجد و مشاهد مشروفه)
یکی از مشکلات جهانگردان غیر مسلمان، محرومیت ایشان از ورود به مساجد و مشارف مشروفه و
 اماکن مقدسه است. این محرومیت از آنجا ناشی می شود که در تعالیم دینی بر عدم نجاست مسجد تأکید فراوانی گردیده و در بیان اصناف نجاسات، ‹‹کافر›› یکی از مصادیق آن محسوب شده است.
حال باید دید مبنای این محدودیت چیست و در کتاب شریف در مورد آن چه موضوعی اتخاذ شده است و در نهایت، عقاید مفسران و صاحب نظران فقهی در این زمینه چیست.
مهمترین و اصلی ترین آیه مربوط به این موضوع، آیه ۲۸ سوره تؤبه است که بیان می دارد ‹‹یا ایها الذین آمنوا انّماالمشرکون نجس فلاتقربوا المسجد الحرام بعد عامهم هذا›› (ای کسانیکه ایمان آوردید، محققاً بدانید که مشرکان نجس و پلیدند و بعد از این سال نباید قدم به مسجد الحرام گذارند).
در شأن نزول این آیه گفته شده که این  آیه در مورد مشرکانی نازل گردیده که در هنگام حج برای اجرای مراسم خود به مسجد الحرام می آمدند و در کنار آن به کار تجارت و بازرگانی               می پرداختند، تا اینکه در سال نهم هجرت پیامبر اکرم (ص) به حضرت علی (ع) مأموریت می دهد با ابلاغ این دستور، آنان را از آمدن به مسجد الحرام و مکه  بازدارند. بنابراین، مخاطبان اصلی آیه، مشرکان وبت پرستانی هستند که برای اجرای مراسم حج همه ساله به مکه می آمدند. پس موضوع این آیه مربوط به مشرکان است. حال باید دید آیا مشرکان همان کافرانند؟
مشرکان، گروه بت پرستانی هستند که برای خدا  در الوهیت شریک می پنداشتند. بر این اساس، تعدادزیادی از کفار از شمول تعریف مشرکان خارج می شوند. در قرآن کریم به ایات متعددی بر می خوریم که در آنها کافران و مشرکان در ردیف یکدیگر قرار گرته اندو گویی تفاوتی بین آن دو وجود دارد که از ذکر یکی از آن دو به جای دیگر خودداری شده است. از آن جمله است که آیه ۱۰۵سوره بقره: ‹‹مایودالذین کفروا من اهل الکتاب والمشرکین ان ینزل علیکم من خیر من ربکم›› (هرگز کافران اهل کتاب و مشرکان مایل نیستند که بر شما (مسلمان) خیری از جانب خدا نازل شود). وجه افتراق این دو واژه، مورد اشاره فقیه بزرگ معاصر امام خمینی (ره) قرار گرفته است. ایشان اعتقاد دارند در هر صورت ثابت کردن این که همه گروه کافران مشرکند، ممکن نیست و تنها گفتن اینکه عزیز فرزند خداست، سبب شرک نمی شوند.
حال با گذر از اینکه آیه مورد بحث شامل تمامی اصناف کفار نیست، نکته قابل تأمل این است که در این آیه نجس بودن به چه معناست. آیا مقصود ناپاکی جسمی است یا مقصود پلیدی اندیشه و فکر است؟
طبرسی در مجتمع البیان می گوید:  به هرچیزی که طبع انسان از آن متنفر است، نجس گفته              می شود. به همین دلیل این واژه در موارد زیادی به کار می رود که نجاست  و آلودگی ظاهری وجود ندارد و از اینجا روشن می شود که با توجه به آیه فوق به تنهایی نمی توان قضاوت کرد که اطلاق ‹‹نجس›› بر مشرکان به این خاطر استکه جسم آنها آلوده است؛ همانند آلوده بودن خون، بول و شراب یا اینکه به خاطر عقیده بت پرستی یک نوع آلودگی درونی دارند و بدین ترتیب برای اثبات نجاست کافر به این آیه نمی توان استقلال کرد.
علاوه بر این، آنچه امروز از واژه ‹‹نجس›› به ذهن متبادر می شود، با معنای آن در زمان نزول آیه تفاوت دارد. به عقیده برخی از اندیشمندان بزرگ اسلامی مبنای اصطلاحی ‹‹نجس›› در زمان نزول آیه وجود نداشت و این اصطلاح پس از ورود احکام مشروح نجس و عمل پیشوایان اسلامی در آن تثبیت شده است.
بنابراین، کلمه ‹‹نجس››  در آیه مذبور مانند کلمه ‹‹رجس›› در آیات دیگر است که برای قمار و بی ایمانی و بیماری قلبی و شراب استعمال شده است.
ملاحظه سیره عملی پیامبر اکرم (ص) حاکی از آن است که آن بزرگوار بر طهارت اهل کتاب اعتقاد داشتند؛ چنانچه که ملاقاتهای مهم ایشان در مسجد انجام می شد، ملاقات حضرت رسول با هیئت نمایندگی نجران که از علمای مسیحی آن عصر بودند، نمونه ای از این موارد است. مورخان در خصوص نحوه و کیفیت این ملاقات نوشته اند که هیئت نمایندگی، نزدیکی عصر در حالیکه لباس های تجملی ابریشمی بر تن و انگشترهای طلا بر دست و صلیب ها بر گردن داشتند، وارد مسجد شده به پیامبر سلام کردند؛ ولی وضع زننده و نامناسب آنان، آن هم در مسجد، پیامبر را سخت ناراحت کرد. آنان احساس کردند که پیامبر از آنان ناراحت شده است؛ اما علت ناراحتی را ندانستند. فوراً با عثمان بن عفان و عبدالرحمان عوف که سابقه آشنایی با آنان داشتند، تماس گرفتند وجریان را به آن دوگفتند. آن دو اظهارداشتند که حل این گره به دست علی ابن ابی طالب است. وقتی به امیر المؤمنین (ع) مراجعه کردند علی (ع) در پاسخ آنان چنین گفت: ‹‹ شما باید لباس های خود را تغییر دهید و با وضع ساده بدون زر و زیور به حضور حضرت بیایید در این صورت مورد احترام و تکریم قرار خواهید گرفت››. نمایندگان نجران با لباس ساده بدون انگشتر طلا به محضر پیامبر شرف یاب شده، سلام کردند. پیامبر با احترام خاص، پاسخ سلام آنان را داد نمایندگان پیش از آنکه وارد مذاکره شوند، اظهار کردند که وقت نماز آنها رسیده است. پیامبر اجازه داد که نمازهای خود را درمسجد مدینه درحالی که رو به مشرق ایستاده بودند، بخوانند.

این واقعه مربوط به سال دهم هجرت است وازنظر تاریخی مورخ از آیه شریفه مورد بحث است. زیرا آن آیه درسال نهم هجرت نازل شد . از این حیث، ایراد تقدم واقعه برآیه شریفه مندفع است.
فقهای بزرگی همچون شیخ مفید دررساله ‹‹ العزیه›› ابن عقیل، اسکافی وابن جنید وعمانی وشیخ طوسی درکتاب ‹‹ نهاییه›› از قدما ، محقق اردبیلی صاحب مدارک وصاحب مفاتیح وگروهی از متأخران به طهارت اهل کتاب فتوا داده اند. فقیه مشهور آیت الله آقای سید محسن حکیم که یکی ازمراجع معاصر امامیه است، نیز به طهارت اهل کتاب فتوا داده است؛ اما ازنظر فقهای اهل سنت می توان گفت طهارت اهل کتاب تقریباً مورد اتفاق آنان است.
ازمجموع مطالب ذکر شده، این نتیجه حاصل می شود که طهارت اهل کتاب مورد تأیید است ورود جهانگردان غیرمسلمان به مساجد مسلمانان به دلیل قاعده طهارت، بلااشکال است. ضمن آن که این نحوه ورود غالباً با اهداف مشروع، مانند بازدید وملاحظه مجد وعظمت آثار اسلامی، صورت می گیرد.
لکن درمورد ورود کافران به مسجد الحرام، حرمت شرعی وجود دارد. صاحب جواهر دراین خصوص ادعای اجماع کرده بیان می دارد: روا نیست کافران وارد مسحد الحرام شوند به اجماع به دست آمده وفراوان حکایت شده از مسلمانان افزون برآن سخن خداوند ‹‹ مشرکان نجسند…›› اعلامیه جهانی حقوق بشر اسلامی که بیانگر اندیشه های دینی مسلمانان درسطح جهانی است، دراین خصوص بیان می دارد: ‹‹ شخصی که مسلمان نباشد ازحرم مکه نباید عبورکند وبرای عبور او ازخاک حجاز بنابرنظر برخی ازفقها اجازه زمامدار مسلمین لازم است ›› .
برای غیرمسلمان اقامت درمکه جایز نیست. براساس اعلامیه فوق، عبور ومرور و اقامت مطلق کفار اعم از کتابی وغیر آن ممنوع اعلام شده است.
واما درزمینه ورود به حرم امامان وامامزادگان بایدگفت:
‹‹ ودرناروایی ورود غیرمسلمانان به حرم امامان (ع) آیه یا روایتی نداریم. فقیهان هم یا ازحکم آن سخن نگفته اند یا آن که به هنگام سخن از ممنوع بودن ورودکفار به محدوده حرم مکه، حرم امامان (ع) را نیز همانند آن دانسته اند.››
به نظر می رسد وقتی برای ورود جهانگردان  غیر مسلمان به مساجد ممنوعیتی احراز نشده، بالطبع برای ورود آنان به حرم امامان وامامزادگان نیز ممنوعیتی وجود نخواهد داشت. البته این عقیده نافی الزامات مربوط به حرمت اینگونه اماکن مقدس ورعایت محدودیت های ناشی ازورود واقامت درآنها نیست.
ب) محدودیت های مربوط به پوشش جهانگردان زن وغیر مسلمان
مهمترین مسئله ای که رعایت آن از جانب جهانگردان زن وغیرمسلمان ضروری است، مسئله حجاب است. استعمال کلمه حجاب درمورد پوشش زن یک اصطلاح نسبتاً جدید است. درقدیم، به خصوص دراصطلاح فقها، کلمه ‹‹ ستر›› که به معنای پوشش است، بکار رفته است. بهتر بود این کلمه عوض نمی شد وما همیشه کلمه پوشش را به کارمی بردیم؛ زیرا معنای شایع حجاب پرده است واگر درمورد پوشش بکار برده می شود، به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است وهمین امر موجب شده است که عده زیادی گمان کنند اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده ودرخانه محبوس باشد وبیرون نرود. برخی دیگر با انعطاف بیشتری با موضوع برخورد کرده وحجاب را مساوی چادر که نوع کامل پوشش است، دانسته اند. این اختلاط سبب شده است که برخی روشنفکران به عنوان حمله به چادر، به حجاب حمله کنند. متقابلاً متعصبان مذهبی به نام دفاع ازحجاب، متأسفانه فقط ازچادر دفاع وهر شکل دیگری را نفی می کنند وبه شدت منکر می شوند. می بینیم دراین تصادف چه چیزها ازبین می رود ومجال برای طرح چه حقایقی ازدست می رود یا به دست نمی آید.
دراین که پوشش زن از ضروریات قرآن است، جای تردید نیست، لکن درخصوص حدود پوشش اختلاف نظر وجود دارد. عقیده مطلوب آن است که پوشانیدن بدن غیر ازوجه وکفین برزن واجب است؛ اما آیا دایره این وجوب شامل زنان غیرمسلمان هم می شود؟
دربرخی ازروایات رسیده، نگاه کردن به سروصورت زنان غیر مسلمان بلااشکال اعلام شده است؛ ازجمله درحدیثی ازحضرت علی (ع) آمده ‹‹ لابأس بالنظر الی رؤوس الناس  من اهل الذمه ›› (نگاه کردن به سرهای زنان اهل ذمه جایز است). درروایتی دیگر ازامام صادق (ع) نقل شده است که حضرت رسول اکرم(ص) فرمود: ‹‹ لاحرمه لنساء اهل الذمه ان ینظر الی شعورهن وایدیهن›› (حرام نیست که به موها ودست های زنان اهل ذمه نگاه شود).
این اخبار حکایت از آن دارد که درصدر اسلام زنان غیرمسلمان ملزم به رعایت محدودیت پوشش سرنبوده اند؛ به عبارت دیگر، آنان درقلمرو حکومت اسلامی قرار داشتند ودرعین حال ازاین حیث تابع آداب مذهب خویش بودند. بی تردید اگر رعایت پوشش اسلامی برای آنان الزامی بود، درقرارداد ذمه ذکر می شد. از سوی دیگر، خطاب های آیات شریفه درخصوص حجاب، به زنان پیامبر(ص) وزنان مؤمنه است. ازاین حیث به نظر می رسد زنان اهل کتاب وکافران می توانند با لباس معمولی وبا پوششی متناسب با عرف وآیین خودشان درکشور اسلامی به سیروسفروگردشگری بپردازند. درعین حال، این امر مانع از آن نیست که برای حفظ عفت عمومی جامعه اگر حاکم اسلامی تشخیص داد که رفت و آمد زنان غیر مسلمان بدون پوشش مناسب موجب گسترش فساد است یا سبب می شودزنان مسلمان به بی حجابی روی آورند، از اختیارات حکومتی خود بهره گیرد و با در نظر گرفتن مصلحت اسلام و امت اسلامی آنان را به پوشش خاصی وادارد؛ پوششی که از فساد و انحراف جلوگیری کند، هرچند همانند پوشش زن های مسلمان نباشد، دست کم، بدن و سروگردن آنها پوشیده باشد.
قانون مجازات جمهوری اسلامی ایران با توجه به اهمیت پوشش، بی حجابی در انظار عمومی را جرم اعلام کرده است. تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی در این خصوص بیان می دارد: ‹‹زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به حبس از ده روز تا دو ماه یا از ۵۰ هزار تا ۵۰۰ هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهد شد››.
اینجا معنای غالب حجاب که پرده است، منظور نیست بلکه مقصود پوششی است که شامل تمام بدن به جز صورت و دو دست تا مچ است. شاید گفته شود این ماده ناظر بر جهانگردان زن غیر مسلمان نیست؛ زیرا ملاک حجاب شرعی را باید در شرع جستجو کردو همانطور که جستجو شد الزامی برای پوشش شرعی زنان غیر مسلمان است. به نظر می رسد این عقیده ناصواب است زیرا مقصود قانونگذار چنین نبوده واز اصطلاح حجاب شرعی صرفاً میزان پوشش مقصود بوده است، نه افرادی که ملزم به پوشش هستند؛ به دیگر سخن مقنن درپی بیان این معنا بوده است که محدوده پوشش را برای مکلفان به قانون بیان کند بدون اینکه به ملیت یا مذهب یا عقاید آنان توجهی کند.
این عقیده منطبق با اصل شمول قوانین جذایی در مورد کلیه افراد ساکن ایران است. ماده ۳ قانون مجازات اسلامی در این زمینه بیان می دارد:  ‹‹قوانین جزائی درباره کلیه کسانیکه در قلمرو حاکمیت زمینی، دریایی و هوایی جمهوری اسلامی ایران مرتکب به جرم شونداعمال می شود مگر آنکه به موجب قانون ترتیب دیگری مقرر شده است››.
بنابراین، جهانگردان زن غیر مسلمان ملزم به رعایت این محدودیت قانونی هستند.

بخش سوم
اثرات جهانگردی و حضور توریست در کشور
الف) اثرات مثبت
۱- اقتصادی:
جهانگردی صادرات نامرئی خدمات و محصولات است. مثلاً هزینه هایی که یک جهانگرد در سرزمین دیگر مصرف می کند هزینه غذایی تفریحات، مسکن، حمل و نقل، خرید هدایا، کالاهای بومی که ارزی است. جهانگردی فرآیندی است که سایر بخش های اقتصادی دیگر را فعال              می کند.
مثال: توسعه جهانگردی سبب گسترش و توسعه جاده ها، فرودگاه ها، امکانات بندری، ترمیم، بناهای تاریخی، تجارت و غیره شد.
ایجاد فرصت های اشتغال  به گونه ای که باید بگویم ایجاد هتل، مراکز جهانگردی سبب جذب کارکنان خدماتی، بهبود کیفیت فرآورده های صنعتی، غذایی، صنایع دستی.جهانگردی به عنوان یک عامل اقتصادی عمده و بسیار مؤثر در سالهای اخیر مورد توجه  فراوان قرار گرفته، از مزایایی که جهانگردی از نقطه  نظر اقتصادی دارد، گستردگی زمینه اشتغال در آن است.
به لحاظ خصوصیت ویژه جهانگردی که همانا مصرف و گردش پول است برای بسیاری از خدمات و کالاها ایجاد تقاضا می شود که همگی موجب  پدید آمدن رشد متوازن در اقتصاد در اقشار کشور و پذیرایی جهانگرد است.
۲- اجتماعی
تأثیر دگرگونی شرایط، فرهنگی بر روی جهانگردی واضحاست زیرا آمارهای رسمی و اموری که از طرف کارشناسان و متخصصین بخش جهانگردی ابراز می شود و مورد توجه قرار گرفته نمایشگر آن است که بعضی متغیرها نظیر سن، جنس، درآمد، میزان تحصیلات نوع زندگی، اموال شخصیه، شغل و غیره بر چگونگی جهانگردی اثر فراوان دارد.
جهانگردی عاملی است برای شناخت تمدن، فرهنگ سرزمین ها وقتی که عده ای از مردم دیار دیگر اقامتی دارند، با آداب و رسوم آن مردم آشنایی پیدا می کنند و خواه ناخواه تحت تأثیرقرار می گیرند و قسمتی از این اثرات اجتماعی را با خود حفظ و به سرزمین خود می برند و می توان گفت جهانگردی است که موجب آشنایی تمدن ها با یکدیگر است.
۳- فرهنگی
گرچه فرهنگ از نظر علم مردم شناسی مجموعه ای از شناخت ها و اعتقادات است، ارزشها و تعلیمات اجتماعی را در بر می گیرد ولی به آن اکتفا نگرده و همزمان شیوه های رفتاری مردم را شامل می شود. جشن های مردمی، مراسمی که در موفقیتها و زمان های خاصی بر گزار می شود و یا شرکت در ورزشهای گوناگون، جزء رفتارهای مردمی است که جهانگردی نیز به نوبه خود یکی از شیوه های فرهنگی از رفتارهای مردم است که میدان فعالیت آن روز به روزدر حال گسترش و تکوین است در پی هر گونه تغییری که در فرهنگ مردمی بوجود می آید طبعاً پاره ای از عوامل شناخت و آگاهی نیز در بر می گیرد که به خوبی می توان دگرگونی و تغییر کمی و کیفی  در ابعاد جهانگردی را مشاهده نمود. مثلاً کاهش ارزشا های مذهبی، قومی  پاسخگوی نقصان در جهانگردی مذهبی خواهد بود یا بالعکس  و یا در کم شدن تعداد نفرات خانواده و وابستگی آن می توان به کاهش جهانگردی خانواده پی برده. تجربه جهانگردی از اموری است که نه تنها به پیشرفت فرهنگی منجر می شود بلکه سرچشمه فرهنگ است.
۴- بین المللی
مسافرت مردم، اقامت در یک سرزمین  مسائلی را در سطح  مملکت و دولت بوجود می آورد که در حد نهایی خود با ارتباط سیاسی بین ملتها و برقراری سلسله مقررات بین المللی به منظور حفظ حقوق افراد یک سرزمین در یک سرزمین دیگر منتهی می شود.
پیوستگی دو ملت با یکدیگر و ارتباطات معنوی اغلب ایجاد در زمینه های بسیار مساعد در روابط بین المللی می نماید. برقراری مجامع و کنفرانس های بین المللی به منظور تبادل افکار و عقاید مسافرتهای فرهنگی، بازدیدهای دوستانه و بالاخره جمع شدن ملتها به دور هم از نمونه های بارز جهانگردی است و عامل پردازش در روابط بین الملل وتأمین صلح و امنیت جهانی محسوب          می گردد. به همین دلیل گفته اند جهانگرد، عامل صلح است.
جهانگردی و صلح
جهانگردی برای توسعه و گسترش به دنیای پر از صلح واشتی نیاز دارد و خود نیز به ایجاد چنین جهانی کمک می کند.
۵- کسب اخبار و اطلاعات
از دیگر اثرات مثبت حضور توریست و صنعت جهانگردی  کسب اخبار و اطلاعات مورد نیاز از کشورهای متبوعشان در جهت برنامه ریزی دقیق تر در نحوه کار و برخورد بین الملل با آن کشور می باشد که در مصاحبه با مسئولین مربوطه در این خصوص اظهار بی اطلاعی نمودند. که خود جای تحقیق بیشتر در این خصوص دارد. در خاتمه به شعری از دیوان منسوب به حضرت علی (ع) در مورد فواید گردشگری اشاره می کنیم.
تغرب عن اله وطان فی طلب العلی             و سافر فغی الاسخار خمس فوائد
تفرج هم و اکتساب معیشه                و علم و آداب و صحبه ماجد
در جستجوی رشد و تعالی عزیمت اختیار کن، راه سفر را پیشه گیر که سفر ۵ فایده است: زدودن غم و اندوه، کسب معیشت، تحصیل دانش، آشنایی با اخلاق و آداب ملتها، همنشینی و مصاحبت با اشخاص ارزشمند.۱
ب) اثرات مخفی
۱- جاسوسی
یکی از آثار منفی حضور جهانگرد در کشور را می توان جاسوسی در کشور  متبوع خود مأمور به جمع آوری اخبار پنهان کشور میزبان می شود و هدف اصلی آن از حضور به عنوان توریست جاسوسی می باشد. این قبیل توریستها قبل از ورود به کشور تحت آموزش سرویس اطلاعاتی قرار گرفته و پس از بازگشت به کشور خود اطلاعات را در اختیارآنها می گذارند.از نمونه های بارز می توان به وجود یک گروه توریست در کویرهای اطراف سمنان اشاره کرد در این خصوص با مسئول دایره جهانگردان اداره کل اتباع مصاحبه که دادن آمار در این خصوص را ممنوع دانستند و آماری ارائه نکردند.
۲- تورویج فرهنگ غرب
دیگر اثر منفی توریست و جهانگرد در کشور ترویج فرهنگ کشورهای بیگانه  در کشور می باشد که در اجرای این کار کشورهای خارجی سرمایه گذاری بسیار زیادی انجام داده و تنها راه شکست جمهوری اسلامی ایران را ترویج فرهنگ غرب و عوض کردن فرهنگ کشور می باشد که در این راستا توریست ها که به صورت مستقیم با مردم در ارتباط هستند به عنوان یکی از عناصراصلی ترویج فرهنگ غرب می باشند.
۳- انتقال بیماریهای واگیر
که این کار با آمدن جهانگردان آلوده به میکروبها و ویروس های واگیردار به کشور انجام               می شود. از نمونه های بارز آن می توان به بیماری و با نام برد که در مردادماه سال جاری در شهرهای قم، تهران، قزوین و دیگرنقاط کشور شیوع پیدا کرده و دلیل ان از سوی کارشناسان افراد پاکستانی و افغانستانی آلوده به این بیماری نام برده است.
۴- جمع آوری آشکار
جمع آوری آشکار توسط توریست به صورت مصاحبه، پرسش نامه، مشاهده می باشد. به این صورت که به منظور عکاسی از بعضی مراکز حساس و مهم کشور، مناظر نزدیک به آنها را بهانه مرده و عکس های مختلفی تهیه می کنند که بعداً با کنار هم گذاشتن عکس ها شکل کلی مراکز حساس و مهم را تهیه می کنند. در برخی مناطق کشور و بیشترز مناطق مرزی با استفاده از پرسشنامه بررسی میزان رضایت مردم منطقه را از دولنت کسب و از آن در سیاست گذاری های کشور متنوع خود در مورد ایران استفاده می کنند.

بخش چهارم
روش جاری اداره کل اتباع خارجی در برخورد با توریست
اتباع بیگانه جهت مسافرت به کشور به عنوان توریست یا جهانگرد ابتدا گذرنامه از کشور متبوع خود دریافت می کنند و سپس به سفارت خانه کشور در کشور متبوعشان مراجعه تا رویداد یا ویزا دریافت کنند ویزا در سفارت خانه به صورت شخصی صادر می شود. پس برای مسافرت توریست به وسیله آژانس مسافرتی کشور تقاضای سفر به صورت تور داده وبا همکاری ازآژانس مسافرتی کشور ایران که تحت نظارت اداره کل اتباع خارجه است وارد کشور می شود یا اینکه خود شخص توریست به صورت انفرادی برای سیاحت به کشور می اید. در کشور ابتدا برنامه سفر مشخص می شود و شهرهایی که قصد دیدن از آنها را دارند به اداره کل اتباع  داده می شود و توسط اداره اتباع خارجه استان ها به شهرستانهای مربوطه اطلاع داده می شود.
مسئولین دایره های اتباع خارجی مسئولیت نظارت بر تورهای وارد شده به شهرستان را دارند و تحقیقاتی که توسط آنها یا بر عله آنها انجام می گیرد را پیگیری و اعلام می نمایند. در طول مدت اقامت در شهرستان ها توریست ها تحت پوشش تدابیر اطلاعاتی دایره اتباع خارجی می باشدوهر گونه مشکل امنیتی – انتظامی توسط آنها پیگیری می شود.
تخلفاتی که بر علیه توریست ها امکان اعمال آن وجود دارد:
توریست هایی که وارد کشور می شوند احتمال دارد تخلفات زیادی بر علیه آنها اتفاق می افتد          شایع ترین این تخلفات، سرقت مال و اموال، توهین، مشکلات منکراتی، آدم ربایی، گروگان گیری می باشد.
در خصوص آمار تخلفات با دایره جهانگردی اداره کل اتباع خارجی  صحبت که از دادن  آمار اتباع و علت را محرمانه بودن آنهااعلام داشتند.
شایان ذکر است در خصوص جرائمی که بر علیه جهانگردان انجام می شود قانون تشدید مجازات شخصی نیز بر آنها اجراء می شود.
جرائم و تخلفاتی که توسط جهانگردان در کشور رخ می دهد:
شایع ترین آنها ترویج فرهنگ غرب و عدم رعایت حجام و شئونات اسلامی است. از دیگر جرائم جاسوسی است که برخی از جهانگردان هدف اصلی شان از ورود به کشور کسب اخبار و اطلاعات محرمانه کشور می باشدتا ازاین طریق امنیت کشوررازیرسؤال ببرنددیگرجرم جمع آوری آشکار از سطح کشور است. قاچاق عتیقه جات و اوباش گرمی و بر مستی شبانه از دیگر جرائم  می باشد.
در خصوص مراجع رسیدگی به جرائم دادگاه های کشور مسئول رسیدگی به جرائمی که علیه وتوسط جهانگردان صورت می گیرد است.
در خصوص جرائم جاسوسی و جرائمی که با امنیت کشور در ارتباط است به وزارت اطلاعات داده می شود تا در آنجا به آن رسیدگی کند.
فصل پنجم
امنیت و تأثیر جهانگردی بر آن
امروزه «امنیت» به عنوان مهمترین و زیربنایی ترین اصل در تدوین استراتژی  توسعه صنعت جهانگردی کشور های جهان بشمار می رود. صنعت ظریف و بسیار پیچیده جهانگردی ارتباط تنگاتنگ با برقراری امنیت همه جانبه در سطوح ملی، منطقه ای و بین المللی داشته و هر گونه بروز نا امنی و بکمارگیری خشونت در سطوح مختلف ، زیانهای جبران ناپذیری را بر این صنعت وارد می سازد. امنیت چیزی جز تفاهم و مشارکت عمومی جمعیت ساکن یک واحد سیاسی برای رسیدن به رفاه نیست. این جمعیت بایستی به سطحی از درجه  آگاهی به منظور درک موقعیت ها و برای ایفای نقش بی ضرر بر سرتا سر آن توانایی دولت و ملت جهت حفظ و بهره گیری از فرهنگ و ارزشهایشافزایش یابد و این همان امنیت ملی است. لذا اگر ما به این نیجه رسیده ایم که توسعه جهانگردی در ایران می تواند برای کشور، درآمدزا باشد، اشتغال زا باشد از طریق افزایش شغل، مفاسد اجتماعی که در نتیجه بیکاری گریبانگیر جامعه ما شده است را از بین ببرد و از طریق توریست است که درآمد زیاد و امنیت ملی جامعه تأمین می شود و بار کاری قوه قضائیه و نیروی انتظامی کم شده و در نتیجه کارایی در این دو بال اجرایی تأمین کننده امنیت در هر جامعه بالا رفته و می توان گفت ورود توریست بر امنیت کشود نه تنها تأثیر بد نمی گذارد بلکه با توجه به مطلب بالا باعث ایجاد امنیت در یک کشور می شود. برای مثال می توان به کشور یونان اشاره کرد که با جمعیت ۱۰ میلیونی سالانه ۱۲ میلیون توریست دارد که ورود این مقدار توریست باعث ایجاد مراکز بین المللی بسیار زیاد در سطح این کشور است که به دلیل داشتن ضامن کشورها در این کشور باعث ایجاد امنیت درآن و عدم حمله احتمالی به آن است.۱
در بخش های قبل به اثرات منفی حضور توریست در ایران اشاره کردیم و اینکه چه تأثیری در جامعه می گذاری ولی در اینجا بیان این مطلب را ضروری دانستم که درست است توریست احتمال جاسوسی کردن دارد ولی باید بگویم که با توجه به اینکه آمریکا و کشورهای خارجی  هزینه هنگفتی برای این کار پرداخت می کنند آیا استخدام یک تبعه کشور خودمان برای انتقال اسناد و مدارک مورد نیاز شان آسان تر نیست تا یک توریست که همیشه تحت کنترل شدید نیروی امنیتی و انتظامی کشور است.

بخش ششم: آمارهای مربوط به توریست
تخلیفی بر ورود گردشگر بین المللی به ایران طی سال ۴۸ تا ۸۳
با توجه به تعریفی که از گردشگر بین الملل در بحث تعاریف شد طی جدول و نمودار(۱) خلاصه آمار ورود گردشگران بین المللی به ایران ارائه شده که می توان علل کم و زیاد شدن آن را طی دوره های مختلف را چنین بیان کرد:
۱- ورود گردشگران بین المللی به ایران طی سال های ۴۸ تا ۵۶ (به جز ۵۲) رو به افزایش بود که علت آن را می توان وابستگی شدید کشور به غرب و به خصوص آمریکا عنوان نمود که به راحتی افراد خارجی می توانستند به ایران مسافرت کنند.
طی سال های ۵۷ و ۵۸ همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی  با کاهش رو به رو بود. که علت را             می توان وجود نا امنیهای زیاد در کشور و حرکت های انقلابی مردم بر علیه حکومت طاغوتی دانست که توریستها جو را نا امن می دانستند.
۳-  طی سالهای ۵۹ و ۶۰ با افزایش مختصری عمراه است علت را می توان ایجاد ثبات و امنیت توسط دولت جمهوری اسلامی ایران دانست.
۴- طی سال های ۶۱ تا ۶۸ دارای نوسان بوده و ورود توریستها به ایران بسیار کم که علت را              می توان وجود جنگ تحمیلی در ایران بیان نمود که در کشور به دلیل حملات هوایی و زمینی کشور عراق امنیت کافی برای حضور گردشگران وجود نداشته و ایران را نا امن می دانستند.
۵- طی سال های ۶۸ تا ۷۵ ایران پس از جنگ با انجام تبلیغات ورود گردشگران بین المللی  به ایران بالا رفت ولی رشد آن چشمگیر نبود.
۶- در سال ۷۶ با ریاست جمهوری جناب خاتمی در کشور و ادغام سازمان میراث فرهنگی و سازمان گردشگری و تبلیغات دولت خاتمی و شعاراو در سازمان ملل مبنی بر گفتگوی تمدن ها باعث شدکه خارجیان تمایل بیشتری برای آمدن به ایران داشته باشند وآماررشدی قابل ملاحظه ای کرد و تا سال ۸۲ در حال افزایش بوده است.
 7- در سال ۸۲ به علت نا امنی در کشورهای همسایه ایران نظیر افغانستان، عراق و واقعه سپتامبر ۲۰۰۲ باعث شد که جهانیان نسبت به مسافرت با هواپیما و کم شدن علاقه به خاورمیانه باعث افت کمی در آمار ورود به ایران شد.
این آمار در مقایسه با :۱
– کل جهان، مقام ۷۹ را بین ۲۰۰ کشور
– جنوب آسیا، مقام سوم را بین ۹ کشور
– کشورهای عضو کنفرانس اسلامی (OIC) مقام ۱۳ را بین ۵۵ کشور
– کشورهای راه ابریشم مقام ۸ را بین ۱۹ کشور

۴- آمار مربوط به درامد حاصل از ورود جهانگردان و اشتغال زایی
بر اساس آمار و بودجه سهم جهانگردان در تولید ناخالص جهان در سال ۲۰۰۰ میلادی ۸/۱۰ درصد و در اشتغال زایی جهانی ۸ درصد بوده. به عبارت دیگر یک شغل از سیزده شغل جهان مربوط به بخش سفر و جهانگردی است. در سال ۲۰۱۰ پیش بینی می شود. تعداد مشاغل بخش جهانگردی به ۶/۲۵۱ میلیون یا ۱/۹ درصد از کل مشاغل جهان خواهد رسید. در حالی که تعداد جهانگردان بین المللی در سال ۲۰۰۰ میلادی به ۶۹۸ میلیون نفر درآمد حاصل از جهانگردی بین المللی ۹/۵/۴۷ میلیارد دلار بود.۲
سهم ایران از نظر در آمد حاصل از ورود جهانگرد در مقایسه با :۳
– جهان- مقام ۸۹ را بین ۲۰۰ کشور
– جنوب آسیا مقام ۳ بین ۹ کشور
– کشورهای عضو کنفرانسی اسلامی (OIC)، رتبه ۱۱ را بین ۵۵ کشور
– کشورهای راه ابریشم، مقام ۹ را بین ۱۹ کشور داراست
۵- مقایسه آماری بین سالهای ۷۹ تا ۸۳
چنانجه ورود گردشگران بین المللی را طی سال های ۷۹ نهایت ۸۳ را با هم مقایسه کنیم که مشاهده می شود بیشترین تعداد مسافر طی  ماه های خرداد لغایت شهریور می باشد. که علت را  می توان آب و هوای خوب ایران دانست. کمترین تعداد مسافر طی آبان لغایت دی می باشد که علت را می توان وجودکریسمس در کشورهای خارجی دانست که ترجیح می دهند در کشور خود باشند.

بخش هفتم
علل عقب ماندگی صنعت توریسم در ایران
با توجه به اینکه ایران از نظر جاذبه های غنی  فرهنگی و طبیعی و آثار باستانی جزء کشور اول جهان محسوب می شود ولی آمارهای مربوطه از میزان درآمد و ورود جهانگردان به ایران نشان  می دهد ما از این پتانسیل بالا استفاده نکردیم وسهمقابل توجهی در مقایسه با جهان و منطقه جنوب آسیا نداریم و در عین حال دارای ترازی منفی هستیم.
در دنیای امروز که حرکت جهان به صورتی شتاب آلود به سوی قرن فن آوری و گذر از دوران سنتی به مدرنیته می باشد شیوه های سنتی توسعه اقتصادی و اتکا به درآمدهای محدود ناشی از سرمایه های فسیلی را مطرود می کند و ضرورت ایجاد  حرکتهای نوین و دستیابی به مکانیزم های کارآمد در بهره گیری افزون تر از شرایط طبیعی را به ویژه در کشورهایی که از فرهنگ غنی، تاریخ کهن و آثار باستانی بسیاری برخوردارند را ایجاب می کند که ایران هنوز نتوانستخ از این سرمایه عظیم استفاده بهینه کند.
در اینجا به برخی علل عقب ماندگی صنعت توریست در ایران اشاره می کنیم.
۱- تبلیغات بسیار سوء در مورد دولت جمهوری اسلامی ایران که در سطح جوامع بین المللی در گروه کشورهای تروریستی قرار گرفته باعث شد که افراد خارجی این احساس را داشته باشند که با سفر به ایران  امنیت جانی و مالی آنها تأمین نمی شود و این خود باعث شده که ایران از جمع کشورهای مورد علاقه جهانگردان خارج شود.
۲- وجود قوانین خاص در کشور از جمله استفاده از حجاب برای جخانگردان زن غیر مسلمان که خود انگیزه را در جهانگردان پایین می آورد.
۳- عدم سرمایه گذاری بخش خصوصی فعال در صنعت هتل سازی و آژانس های مسافرتی
۴- نداشتن امکانات مناسب نبود هتل های مناسب راه های دسترسی مناسب به معلم های باستانی، امکانات تفریحی برای جهانگردان وجود ندارد.
۵- عدم وجود ساختار مناسب شهرها: بدین معنی که شهرهای ما به چشم توریست پذیر نگاه نشده  و هنکام سفر به آنها هیچ تابلو یا نشانه ای در خصوص راهنمایی به اماکن دیدنی یک شهر یافت نمی کند یا در صورت وجود همه آنها به زبان فارسی می باشد.
۶- کهنه و قدیمی بودن صنعت حمل و نقل نبودن ناوگان مسافربری و منطبق با تکنولوژی روز به عدم رشد این صنعت عنوان کرد.
۷- عدم تبلیغ و اطلاع رسانی دراینترنت یکی  از ابزارهای جذب توریست برای زمانها و فصل های مختلف نیز استفاده از توریست است. به این وسیله می توان در تمامی فصول توریست را به دیدار از ایران دعوت کرد باید تبلیغ را متناسب با تنوع خاص که در کشور وجود دارد  با توجه به اکوسیستم ایران می توان می توان هم توریست علاقه مند، گنجینه های فرهنگی و توریستی را جذب کرد و هم علاقه مندان به طبیعت.
۸- عدم جذابیت موزه های کشور وقتی به یک موزه مراجعه می کنیم می توان به نقاط ضعف آن پی  برد.
جهانگردان ورودی که باعث شده است مردم کمتر از موزه های کشور بازدید کنند و موقعیت مکانی نامناسب موزه ها.
۹- بکارگیری افراد ناکارآمد وغیر متخصص در صنعت جهانگردی.
۱۰- عدم اعطای تسهیلات وسیع اقتصادی در زمینه های مالیاتی، بانگی و گمرکی به صنعت توریست.
۱۱- فقدان وسایل ارتباطی صحیح و کافی.
۱۲-  نازل بودن سطح فرهنگ عمومی در برخورد با جهانگردان. (از نظر آشنایی عامه مردم با زبانهای بین المللی)
 
بخش هشتم
عوامل مهم در رونق جهانگردی
۱- تأمین امنیت مالی و جانی برای گردشگر  ایجاد احساس امنیت کامل اجتماعی و قضایی در آن
۲- بهبود کیفیت عرضه خدمات وارتقای امکانات رفاهی وآسایش
۳- تحقیقات و پژوهش های کارشناسنامه در جهت شناسایی بازارهای مطلوب
۴- فعال کردن نمایندگیهای خصوصی در کشور
۵- سازماندهی رفتارها و برخوردها در جهت بهینه کردن افکار داخلی
۶- گسترش سرمایه گذاری خصوصی و دولتی برای گسترش امکانات گردشگری مانند ساخت هتل، رستوران، مراکز اقامتی
۷- ایجاد و بهبود فضای رقابتی اقتصادی در گردشگری
۸- شناسایی علمی کالاهای مورد نیاز برای خرید توسط گردشگران
۹- متنوع کردن مراکز گردشگری، جاذبه های طبیعی و تاریخی
۱۰- استفاده از روش های علمی برای تبلیغات و بازاریابی
۱۱- تسهیل قوانین صدور رویداد و حذف قوانین و مقررات زائد ودست و پاگیر
۱۲-  جلوگیری از اعمال فشار و سختگیریهای بی مورد نسبت به گردشگران
۱۳- منظم کردن پروازهای داخلی و خارجی و بهبود ارائه خدمات در آن ها
۱۴-  احترام به فرهنگ محلی با مشارکت گردشگران
 نتیجه گیری
موضوع نوشتار حاضر، ناظر به یک نمونه از عوامل مهم در توسعه فرهنگی، اقتصادی وارزآوری در کشور می باشد. صنعت توریست در ایران هنوز مراحل اولیه رشد خود در کشور را طی              می کند و صنعتی پویاست و با وجود سابقه طولانی و درخشان ایرانیان در ارتباطات بازرگانی، فرهنگی با ملل غرب و شرق فاقد جایگاه مناسب در بین کشورهاست.
اولین واساسی ترین وظیفه متولیان نظم و امنیت جامعه، شناخت درست مسأله و تخیل نظری و عینی صحیح آن در چهارچوب منافع ملی و امنیت داخلی و مواجهه منطقی با آن است. بحث توریست با توجه به درآمد زایی آن و ایحاد اشتغال در کشور می تواند خود عاملی برای ایجاد امنیت در کشور شود چراکه هرجه اشتغال در یک کشور بیشتر شود، بیکاری کم و مفاسد اجتماعی که بر اثر بیکاری است از بین می رود و امنیت ملی کشور بالا می رود.
اما ما به عنوان مسئولین و متولیان کشور باید سعی کنیم به عنوان عناصر اطلاعاتی و امنیتی کشور نظارت هرچه بیشتری داشته باشیم تا این عنصر خارجی نتواند در کشور جاسوسی کند و مسائل حساس نظیر مناطق انرژی هسته ای و دیگر نقاط استراتژیک را بتوانند با استفاده از این قشر بدست آورند. از سوی ما می توانیم با سرمایه گذاری بیشتر روی این قشر در کسب اخبار و اطلاعات مربوط به کشور متبوعشان موفق باشیم.
 
پیشنهادات
۱- حمایت قضایی با توجه به اقامت کوتاه مدت جهانگردان در کشور ایران، به دعاوی حقوقی و کیفری ایشان به سرعت رسیدگی شود و در شهرهای تاریخی، فرهنگی و شهرهایی که جاذبه های جهانگردی زیادی دارند شعبه یا شعب خاصی برای رسیدگی به دعاوی جهانگردان اختصاص یابد.
۲- تشکیل پلیس جهانگردی به صورت مستقل و زیر نظر مستقیم اداره کل اتباع، تمهید دیگری است تا ضریب حمایت از جهانگردان را افزایش دهد. پلیس جهانگردی، متشکل از مجموعه ای از نیروهای کارآمد، آموزش دیده، برخوردار از سلامت فکر و اندیشه ومسلط به زبان بیگانه افرادی که تخصص خاص مربوط به امور اطلاعاتی را دیده اند، آشنا با لوازم و ابزارآلات اطلاعاتی که در مبادی ورودی و خروجی کشور و مناطق تاریخی جذب جهانگردی مستقر باشند تا از بروز خشونت و جرم علیه جهانگردان، کشف سریع جرم، کنترل هرچه بیشتر جهانگردان در خصوص عدم ارتکاب به جرائم سوء امنیتی فعالیت کنند.
۳- استفاده از راهنمایان تورها به عنوان مخبرین اطلاعاتی. بدین گونه که از بین راهنمایان تور افرادی را انتخاب  و با دادن مزایا و استفاده از نقاط ضعف، آنها را به عنوان مخبرین خود جذب و بتوانیم توریست ها را به نحو احسنت کنترل نماییم.
۴- در خصوص جذب هرچه بیشتر توریست در کشور:
۱- ویزای جهانگردی را هرچه آسانتر صادر نماییم.
۲- آموزش به مردم و پلیس در خصوص برخورد با توریست.
۳- استفاده از راهنمایان مسلط بر زبان و تاریخ کشور.

دانلود کتاب






مطالب مشابه با این مطلب

    چشم اندازهای شگفت انگیز دنیا

        چشم اندازهای شگفت انگیز دنیا دنیا پر از مکان ها و دیدنی های باورنکردنی ، اما واقعی است. این مکان ها آن قدر جالب و شگفت انگیز هستند که می توانند توجه هر بیننده ای را جلب کنند. فرصت دیدن این تصاویر […]

    مقاله جزایر ایرانی خلیج فارس

        وقتی در اکثر نقاط کشور مردم از برف و سرما در مضیقه قرار می گیرند، بیشتر جزایر خلیج فارس دوره آب و هوای دلپذیرشان را سپری می کنند. گیاهان و  گل های خاص آن دوره زیبایی و شکوفایی را تجربه می کنند […]

    اطلاعاتی درباره “اورست”

    قله اورست با ارتفاع ۸۸۴۸ متر از سطح دریا ، بلندترین نقطه زمین محسوب میشود . این کوه که در جنوب قاره آسیا در بخش های مرزی نپال و چین بوده ، یکی از قله های رشته کوه هیمالیاست که به بام دنیا نیز […]

    همه چیز در مورد کشور نروژ

    همه چیز درباره مهاجرت به بهترین کشور دنیا ! نروژ کشوری در شمال اسکاندیناوی است که از سوی سازمان ملل، عنوان بهترین و بالاترین استانداردهای زندگی در دنیا را به خود اختصاص داده است.نروژ، کشوری است که در آن میزان تحصیلات، درآمد ماهانه، امید […]

    زبان ، مذهب و شیوه زندگی مردم روسیه

    روسیه کشوری مستقل است که به عنوان فدراسیون روسیه ( در زبان روسی: Rossiyskaya Federatsiya) به لحاظ رسمی شناخته شده است. روسیه تقریبا دو برابر کشور کانادا، که خود دومین کشور بزرگ دنیا است، بنابرانی با فاصله زیادی از آن بزرگترین کشور دنیا به […]

    قوانین باور نکردنی حاکم بر کره شمالی

    بین کشورهای جهان، کره‌شمالی یکی از سرزمین‌های پر رمز و راز به حساب می‌آید؛ کشوری که اخبار و گزارش‌های رسیده از آن بسیار محدود است. شاید به همین خاطر است که خیلی‌‌ها با شیندن معدود اخبار رسیده از این کشور، از قوانین عجیب حاکم […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد