خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

تفسیر سوره والعادیات

امتیاز به این مطلب!

206 views

بازدید

َسوره والعادیات
ََمقدمه
این سوره در مدینه نازل شده و داراى ۱۱ آیه است
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲۷ صفحه ۲۳۶
محتوى و فضیلت سوره و العادیات :
در اینکه این سوره در مکه نازل شده است یا در مدینه ؟ در میان مفسران سخت گفتگو است ، بسیارى آن را مکى شمرده اند، در حالى که جمعى آن را مدنى مى دانند.
کوتاه بودن مقطع آیات ، و تکیه بر سوگندها، و همچنین تکیه بر مساءله معاد قرائنى است که مکى بودن سوره را تاءیید مى کند.
ولى از سوى دیگر مضمون سوگندهاى این سوره که تناسب زیادى با مسائل جهاد دارد – چنانکه انشاء الله مشروحا بیان خواهد شد – و همچنین روایاتى که مى گوید این سوره بعد از جنگ ((ذات السلاسل )) نازل شده است .
(جنگى که در سال هشتم هجرت واقع شد و در آن گروه کثیرى از کفار به اسارت درآمدند، و آنها را با طنابها محکم بستند و لذا آن را ذات السلاسل نامیده اند و شرح آن در تفسیر آیات به خواست خدا خواهد آمد) گواه بر مدنى بودن این سوره است ، حتى اگر سوگندهاى آغاز این سوره را ناظر به حرکت حجاج به سوى منى و مشعر بدانیم نیز تناسب با مدینه دارد.
درست است که مراسم حج با اکثر شاخ و برگهایش در میان عرب جاهلى نیز – به خاطر اقتدا به سنت ابراهیم – رواج داشت ولى آنها چنان با خرافات آمیخته شده بود که بعید به نظر مى رسد قرآن به آن سوگند یاد کرده باشد.
با توجه به مجموع این جهات ما مدنى بودن آن را ترجیح مى دهیم . از آنچه گفتیم ضمنا محتواى سوره نیز روشن شد که در آغاز سوگندهاى بیدار کننده اى را ذکر مى کند، و بعد از آن سخن از پاره اى از ضعفهاى نوع انسان همچون کفر و بخل و دنیاپرستى به میان مى آورد، و سرانجام با اشاره کوتاه
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲۷ صفحه ۲۳۷
و گویائى به مساءله معاد، و احاطه علمى خداوند به بندگان ، سوره را پایان مى دهد.
در فضیلت تلاوت این سوره از پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) آمده است : من قراءها اعطى من الاجر عشر حسنات ، بعدد من بات بالمزدلفه ، و شهد جمعا: هر کس آن را تلاوت کند به عدد هر یک از حاجیانى که (شب عید قربان ) در مزدلفه توقف مى کنند و در آنجا حضور دارند ده حسنه به او داده مى شود و
در حدیث دیگرى از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم : من قراء و العادیات و اءدمن قرائتها بعثه الله مع امیر المؤ منین (سلام الله علیه ) یوم القیامه خاصه ، و کان فى حجره و رفقائه : هر کس سوره و العادیات را بخواند، و بر آن مداومت کند، خداوند روز قیامت او را با امیر مؤ منان (سلام الله علیه ) مبعوث مى کند، و در جمع او و میان دوستان او خواهد بود.
از بعضى از روایات نیز استفاده مى شود که سوره و العادیات معادل نصف قرآن است .
ناگفته پیدا است که این همه فضیلت براى آنها است که آن را برنامه زندگى خویش قرار دهند و به تمام محتواى آن ایمان دارند و عمل مى کنند.
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲۷ صفحه ۲۳۸
ََآیه ۱ – ۱۱
آیه و ترجمه
بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَ الْعَدِیَتِ ضبْحاً(۱) فَالْمُورِیَتِ قَدْحاً(۲) فَالمُْغِیرَتِ صبْحاً(۳) فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً(۴) فَوَسطنَ بِهِ جَمْعاً(۵) إِنَّ الانسنَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ(۶) وَ إِنَّهُ عَلى ذَلِک لَشهِیدٌ(۷) وَ إِنَّهُ لِحُب الْخَیرِ لَشدِیدٌ(۸) أَ فَلا یَعْلَمُ إِذَا بُعْثرَ مَا فى الْقُبُورِ(۹) وَ حُصلَ مَا فى الصدُورِ(۱۰) إِنَّ رَبهُم بهِمْ یَوْمَئذٍ لَّخَبِیرُ(۱۱)
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲۷ صفحه ۲۳۹
  ترجمه :

بنام خداوند بخشنده مهربان
۱ – سوگند به اسبان دوندهاى که نفس زنان (به سوى میدان جهاد) پیش  رفتند.
۲ – و سوگند به آنها (که بر اثر برخورد سمشان به سنگهاى بیابان ) جرقه هاى آتش افروختند.
۳ – و با دمیدن صبح بر دشمن یورش بردند.
۴ – و گرد و غبار به هر سو پراکنده کردند.
۵ – و (ناگهان ) در میان دشمن ظاهر شدند.
۶ – که انسان در برابر نعمتهاى پروردگارش ناسپاس و بخیل است .
۷ – و او خود نیز بر این معنى گواه است .
۸ – او علاقه شدیدى به مال دارد.
۹ – آیا نمى داند روزى که تمام آنچه در قبرهاست زنده مى شود.
۱۰ – و آنچه در درون سینه ها است آشکار مى گردد.
۱۱ – در آن روز پروردگارشان از آنها کاملا با خبر است .
 شاءن نزول :   

در حدیثى آمده است که این سوره بعد از جنگ ذات السلاسل نازل شد و ماجرا چنین بود:
در سال هشتم هجرت به پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) خبر دادند که دوازده هزار سوار در سرزمین یابس جمع شده ، و با یکدیگر عهد کرده اند که تا پیامبر
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲۷ صفحه ۲۴۰
(صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) و على (علیه السلام ) را به قتل نرسانند و جماعت مسلمین را متلاشى نکنند از پاى ننشینند!
پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) جمع کثیرى از یاران خود را به سرکردگى بعضى از صحابه به سراغ آنها فرستاد، ولى بعد از گفتگوهائى بدون نتیجه بازگشتند، سرانجام پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) على (علیه السلام ) را با گروه کثیرى از مهاجر و انصار به نبرد آنها اعزام داشت ، آنها به سرعت به سوى منطقه دشمن حرکت کردند و شبانه راه مى رفتند، و صبحگاهان دشمن را در حلقه محاصره گرفتند، نخست اسلام را بر آنها عرضه داشتند چون نپذیرفتند هنوز هوا تاریک بود که به آنها حمله کردند و آنان را درهم شکستند، عده اى را کشتند، و زنان و فرزندانشان را اسیر کردند، و اموال فراوانى به غنیمت گرفتند.
سوره و العادیات نازل شد در حالى که هنوز سربازان اسلام به مدینه باز نگشته بودند، پیغمبر خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) آن روز براى نماز صبح آمد، و این سوره را در نماز تلاوت فرمود، بعد از پایان نماز اصحاب عرض کردند: این سوره اى است که ما تا به حال نشنیده بودیم !.
فرمود: آرى ، على (علیه السلام ) بر دشمنان پیروز شد، و جبرئیل دیشب با آوردن این سوره به من بشارت داد.
چند روز بعد على (علیه السلام ) با غنائم و اسیران به مدینه وارد شد
بعضى معتقدند که این یکى از مصادیق روشن آیه است نه شاءن نزول .
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲۷ صفحه ۲۴۱
 تفسیر :   

سوگند به جهادگران بیدار!
گفتیم این سوره با سوگندهاى بیدارگرى آغاز شد، نخست مى فرماید: به اسبان دونده اى که نفس زنان (به سوى میدان جهاد) پیش رفتند سوگند (و العادیات ضبحا).
یا به شتران حاجیان که از سرزمین عرفات به مشعر الحرام و از مشعر نفس زنان به سوى منى حرکت مى کنند سوگند.
((عادیات )) جمع عادیه از ماده عدو (بر وزن صبر) در اصل به معنى گذشتن و جدا شدن است ، خواه قلبا بوده باشد که آن را عداوت گویند و یا در حرکت خارجى که آن را عدو (دویدن ) مى خوانند، و گاه در معاملات است که آن را عدوان مى نامند، و در اینجا منظور همان دویدن با سرعت است .
ضبح (بر وزن مدح ) به معنى صداى نفسهاى تند و سریع اسب است که هنگام دویدن از او به گوش مى رسد.
همانگونه که در بالا اشاره کردیم در تفسیر این آیه دو نظر وجود دارد:
نخست اینکه منظور سوگند به اسبهائى است که با سرعت به سوى میدان جهاد پیش مى روند، و از آنجا که جهاد امر مقدسى است این حیوانات نیز در این مسیر مقدس آنچنان ارزش پیدا مى کنند که شایسته است سوگند به آنها یاد شود.
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲۷ صفحه ۲۴۲
تفسیر دیگر سوگند به شترانى است که در فریضه بزرگ حج در میان مواقف و اماکن مقدس به سرعت حرکت مى کنند، و به همین دلیل داراى قداستى هستند شایسته سوگند.
در حدیثى آمده است که ابن عباس مى گوید: در حجر اسماعیل در کنار خانه کعبه بودم ، مردى آمد در باره آیه ((والعادیات ضبحا)) از من سؤ ال کرد، من گفتم : منظور اسبانى است که در راه جهاد حمله مى کنند، و شبانگاه به محل استراحت باز مى گردند، و سربازانى که آتش روشن مى کنند و براى خود غذا درست مى کنند.
آن مرد از من دور شد و به سراغ على بن ابیطالب (علیه السلام ) رفت در حالى که در کنار زمزم بود و از همین آیه از آن حضرت سؤ ال کرد.
فرمود: آیا از کسى قبل از من این آیه را پرسیده اى عرض کرد آرى ، از ابن عباس پرسیده ام او گفت منظور اسبانى است که در راه جهاد حمله مى کنند، فرمود: برو و او را صدا کن نزد من بیاید.
هنگامى که خدمت حضرت على (علیه السلام ) آمدم فرمود: چرا مردم را به چیزى که نمى دانى فتوا مى دهى ؟ اولین غزوه در اسلام بدر بود و با ما جز دو اسب نبود: اسبى از زبیر و اسبى از مقداد چگونه عادیات به معنى اسبان است ؟! نه ، مقصود شترانى است که از عرفات به مشعر و از مشعر به منى مى روند.
ابن عباس مى گوید این را که شنیدم از نظر خود بازگشتم و نظر امیر مؤ منان على (علیه السلام ) را پذیرفتم .
این احتمال نیز وجود دارد که ((عادیات )) داراى معنى وسیعى است که
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲۷ صفحه ۲۴۳
هم اسبان مجاهدان را شامل مى شود، و هم شتران حاجیان را، و منظور از روایت فوق این است که نباید معنى آن را محدود به اسبان کرد چرا که این معنى همه جا صادق نیست ، مصداق واضحترش شتران حجاج است . این تفسیر از جهاتى مناسب تر به نظر مى رسد. سپس مى افزاید: سوگند به آنها که جرقه هاى آتش افروختند (فالموریات قدحا).
اسبان مجاهدانى که چنان با سرعت به سوى میدان نبرد حرکت مى کنند که از اثر برخورد سم آنها به سنگهاى بیابان جرقه ها مى پرد، یا شترانى که به سرعت به مواقف حج مى دوند و سنگها و ریگها از زیر پاى آنها پریده و بر اثر برخورد به سنگهائى دیگر تولید جرقه مى کند.
یا طوائف و گروه هائى که در مواقف حج براى تهیه غذا آتش ‍ مى افروزند، یا کنایه از کسانى است که آتش جنگ و جهاد را برمى افروزند و یا زبانهائى که با بیان کوبنده خود آتش به دل دشمن مى زنند، و یا منظور کسانى است که به گفته بعضى از مفسران در انجام حاجات مردم تلاش مى کنند و مقصود خود را پیش مى برند همانگونه که آتش از سنگ آتشزنه بیرون مى آید ولى این احتمالات بسیار بعید به نظر مى رسد و ظاهر آیه همان دو تفسیر نخست است .
((موریات )) جمع ((موریه )) از ماده ((ایراء)) به معنى آتش ‍ افروختن و قدح به معنى زدن سنگ یا چوب و یا آهن و چخماق به یکدیگر براى تولید جرقه است .
سپس در سومین سوگند مى فرماید: ((قسم به آنها که با دمیدن صبح
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲۷ صفحه ۲۴۴
بر دشمن حمله کردند)) (فالمغیرات صبحا).
رسم عرب – چنانکه طبرسى در ((مجمع البیان )) مى گوید – بر این بوده که شبانگاه نزدیک منطقه دشمن رفته و کمین مى کردند تا صبحگاهان حمله کنند.
در شاءن نزول این آیات (یا یکى از مصداقهاى روشن آن ) خواندیم که لشگریان اسلام به فرماندهى على (علیه السلام ) از تاریکى شب استفاده کرده و به سوى میدان نبرد پیش رفته اند و در نزدیکى قبیله دشمن کمین کرده ، صبحگاهان همچون صاعقه بر آنها یورش بردند، و پیش از آنکه دشمن بتواند عکس العملى از خود نشان دهد قدرت آنها را درهم شکستند.
و اگر سوگندها را اشاره به شتران حاجیان بدانیم منظور از این آیه هجوم قافله هاى شتران در صبحگاهان عید از مشعر به منى است .
((مغیرات )) جمع ((مغیره )) از ماده ((اغاره )) به معنى هجوم و حمله به دشمن است ، و از آنجا که گاهى این هجوم و حمله به منظور گرفتن اموال صورت مى گیرد، گاه این واژه به معنى معمول در فارسى ، یعنى غارت کردن و گرفتن اموال دیگران به کار مى رود.
بعضى گفته اند در ماده این لغت ، هجوم و حمله با اسب نهفته شده است ، ولى موارد استعمال آن به خوبى نشان مى دهد که اگر در آغاز، این قید وجود داشته ، تدریجا حذف گردیده است .
و اینکه بعضى احتمال داده اند، منظور از ((مغیرات )) در اینجا قبائل و طوائف مهاجم است که به سوى میدان نبرد، و یا با عجله به سوى منى حرکت مى کنند، بعید به نظر مى رسد، چرا که آیه ((والعادیات ضبحا)) مسلما توصیفى براى اسبها یا شتران بود، نه صاحبان آنها، این آیه نیز ادامه همان است .
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲۷ صفحه ۲۴۵
سپس به یکى دیگر از ویژگیهاى این مجاهدان و مرکبهاى آنها اشاره کرده مى افزاید: ((آنچنان بر دشمن هجوم سریع مى برند که به سبب آن گرد و غبار را به هر سو پخش کردند)) (فاثرن به نقعا).
یا اینکه بر اثر هجوم شتران حاجیان از مشعر الحرام به سوى منى ، گرد و غبار از هر سو پراکنده مى شود.
((اثرن )) از ماده ((اثاره )) به معنى پراکندن غبار یا دود است ، و گاه به معنى هیجان آوردن نیز به کار رفته است ، همچنین گاه به معنى پخش  شدن امواج صوت در فضا آمده .
((نقع )) (بر وزن نفع ) به معنى غبار است ، و اصل این ماده به معنى فرو رفتن آب یا فرو رفتن در آب است و از آنجا که فرو رفتن در غبار نیز شباهت با آن دارد، این کلمه ، بر آن اطلاق شده ، ((نقیع )) به آب راکد گفته مى شود
و در آخرین ویژگى از ویژگیهاى آنها مى فرماید: آنها در همان بامداد در میان دشمن ظاهر شدند (فوسطن به جمعا).
چنان هجوم آنها غافلگیرانه و برق آسا بود که در چند لحظه صفوف
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲۷ صفحه ۲۴۶
دشمن را از هم شکافته و به قلب آنها هجوم بردند، و جمعیت آنها را از هم متلاشى کردند، و این نتیجه همان سرعت عمل و بیدارى و آمادگى و شهامت و شجاعت است .
و یا اشاره به ورود حاجیان از ((مشعر)) به قلب منى است .
بعضى نیز گفته اند: منظور، قرار دادن دشمن در حلقه محاصره است ، ولى این تفسیر، در صورتى صحیح است که جمله ((فوسطن )) با تشدید سین خوانده شود در حالى که قرائت مشهور چنین نیست ، بنابراین صحیح همان معنى اول است .
رویهمرفته در یک جمعبندى نهائى به اینجا مى رسیم که سوگند به اسبهائى یاد شده که نخست با سرعت ، نفس زنان به سوى میدان جهاد پیش مى روند، و سپس سرعت آنها بیشتر مى شود، آنچنان که از ضربات سم آنها بر سنگها جرقه هائى برمى خیزد و تاریکى شب را مى شکافد، و در مرحله بعد که به نزدیکى منطقه دشمن مى رسند، آنها را غافلگیر ساخته ، و هنگام روشن شدن هوا بر آنها هجوم مى برند، آنچنان هجومى – که گرد و غبار را در فضا پراکنده مى کند و سرانجام به قلب جمعیت دشمن وارد شده ، صفوف آنها را از هم متلاشى مى کنند.
سوگند به این اسبهاى پر قدرت !
سوگند به این سواران شجاع !
سوگند به نفسهاى مرکبهاى مجاهدان !
سوگند به آن جرقه هاى آتشین که از سم آنها برمى خیزد!
سوگند به آن هجوم غافلگیرانه شان !
سوگند به آن ذرات گرد و غبارى که در فضا پخش مى کنند!.
و سرانجام سوگند به ورودشان در قلب صفوف دشمن و متلاشى کردن آنها
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲۷ صفحه ۲۴۷
و پیروزى درخشانشان !
گر چه تمام آنچه گفته شده در معنى این سوگندها نیامده ، ولى در دلالت ضمنى کلام همه اینها جمع است .
و از اینجا روشن مى شود که جهاد آنچنان عظمتى دارد که حتى نفسهاى اسبهاى مجاهدین شایسته سوگند است ، و همچنین جرقه هاى ناشى از برخورد سمشان به سنگها، و همچنین گرد و غبارى که در فضا پخش ‍ مى کنند، آرى گرد و غبار صحنه جهاد هم پر ارزش و با عظمت است .
بعضى گفته اند منظور از این سوگندها احتمالا نفوسى است که مى توانند کمالات خود را به دیگران منتقل سازند، و جرقه هاى دانش را با افکار خود ظاهر کنند، و بر هوا و هوس هجوم برند. و شوق الهى را در خود و دیگران پراکنده کنند، و سرانجام در قلب ساکنان علیین جاى گیرند.
ولى پیدا است که اینها را نمى توان به عنوان تفسیر آیات فوق پذیرفت ، بلکه اینها تشبیهاتى است که به تناسب تفسیر آیه به ذهن مى رسد.
بعد از این سوگندهاى عظیم به پاسخ قسم ، یعنى چیزى که سوگندها به خاطر آن یاد شده است پرداخته ، مى فرماید: مسلما انسان نسبت به نعمتهاى پروردگارش ناسپاس و بخیل است (ان الانسان لربه لکنود).
همان انسان تربیت نایافته ، همان انسانى که انوار معارف الهى و تعلیمات انبیا بر قلبش نتافته ، و بالاخره همان انسانى که خود را تسلیم غرائز و شهوات سرکش نموده است او مسلما ناسپاس و بخیل است .
((کنود)) به زمینى مى گویند که چیزى از آن نمى روید، و به انسان
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲۷ صفحه ۲۴۸
ناسپاس و بخیل نیز اطلاق مى شود.
مفسران براى کنود معانى زیادى گفته اند، ابوالفتوح رازى حدود پانزده معنى در این زمینه نقل کرده است ، ولى غالبا شاخ و برگ همان معنى اصلى است که در بالا آورده ایم از جمله اینکه :
۱ – کنود کسى است که مصائبش را با آب و تاب مى شمرد ، ولى نعمتها را فراموش مى کند.
۲ – کنود کسى است که نعمتهاى خدا را تنها مى خورد، و از دیگران منع مى کند، چنانکه در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) مى خوانیم : ((اتدرون من الکنود)) ((مى دانید کنود کیست ))؟! عرض کرد خدا و رسولش آگاه تر است .
فرمود: الکنود الذى یاکل وحده ، و یمنع رفده ، و یضرب عبده : کنود کسى است که تنها غذا مى خورد، و از عطا و بخشش به دیگران خوددارى مى کند، و بنده زیردستش را مى زند.
۳ – کنود کسى است که در مشکلات و مصائب با دوستان خود همدردى نمى کند.
۴ – کسى که خیرش بسیار کم است .
۵ – کسى که وقتى نعمتى به او برسد از دیگران دریغ مى دارد و اگر گرفتار مشکلى گردد ناشکیبائى و جزع مى کند.
۶ – کسى که نعمتهاى الهى را در معصیت صرف مى کند.
۷ – کسى که نعمت خدا را انکار مى کند. ولى همانگونه که گفتیم همه این معانى مصداقها و شاخ و برگهاى همان ناسپاسى و بخل است .
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲۷ صفحه ۲۴۹
تعبیر به ((انسان )) در اینگونه موارد به معنى انسانهاى شرور هواپرست سرکش و طغیانگر است ، و بعضى آن را به انسان کافر تفسیر کرده اند، و گرنه مسلما هر انسانى چنین نیست ، بسیارند کسانى که سپاسگزارى و عطا و بخشش با روحشان عجین شده ، و از کفران و بخل بیزارند، همچنین انسانهائى که در پرتو ایمان به خدا از وادى خودخواهى و خودپرستى گام بیرون نهاده ، و در آسمان معرفت اسماء و صفات پروردگار و تخلق به اخلاق الهى به پرواز درآمده اند.
سپس مى افزاید: خود او نیز بر این معنى گواه است (و انه على ذلک لشهید).
چرا که انسان نسبت به نفس خویش بصیرت دارد، و اگر صفات درونى خود را از هر کس بتواند پنهان کند از خدا و وجدان خویش نمى تواند مخفى دارد ، خواه به این حقیقت اعتراف کند یا نه !
بعضى نیز گفته اند ضمیر در ((انه )) به خدا برمى گردد، یعنى خداوند گواه وجود صفت کنود در انسان است .
ولى با توجه به آیات قبل و بعد که ضمائر مشابه آن در این آیات به انسان برمى گردد این احتمال بسیار بعید به نظر مى رسد، هر چند بسیارى از مفسران این تفسیر را ترجیح داده اند.
این احتمال نیز داده شده که منظور شهادت انسان بر گناهان و عیوب خود در قیامت است ، چنانکه از بسیارى از آیات قرآن استفاده مى شود.
این تفسیر نیز در اینجا هیچ دلیلى ندارد، زیرا آیه مفهوم گسترده اى دارد که شهادت و گواهى او را بر کفران و بخل خویش در این دنیا نیز شامل مى شود.
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲۷ صفحه ۲۵۰

درست است که گاهى انسان از شناخت خویش عاجز مى گردد، و به اصطلاح وجدان خود را فریب مى دهد، و تسویل و تزیین شیطانى صفات مذمومش را در نظرش زیبا جلوه گر مى سازد، ولى در خصوص ‍ مورد کفران و بخل مطلب آنقدر واضح است که نمى تواند بر آن پرده پوشى کند و وجدان خود را بفریبد.
باز در آیه مى افزاید: او علاقه شدیدى به مال و مادیات دارد (و انه لحب الخیر لشدید)
و همین علاقه شدید و افراطى او به مال و ثروت سبب بخل و ناسپاسى و کفران او مى شود.
البته ((خیر)) معنى وسیعى دارد که هر گونه نیکى را شامل مى شود، و مسلما علاقه به بسیارى از نیکیها همچون علم و دانش و تقوى و بهشت و سعادت مطلب مذمومى نیست که قرآن با تعبیر فوق از آن نکوهش ‍ کند، و لذا مفسران آن را در اینجا به معنى ((مال )) تفسیر کرده اند که هم قرینه مقام و آیه گذشته گواه بر آن است ، و هم بعضى آیات دیگر قرآن ، مانند آیه ۱۸۰ سوره بقره که مى فرماید: کتب علیکم اذا حضر احدکم الموت ان ترک خیرا الوصیه للوالدین و الاقربین : بر شما مقرر شده است که اگر کسى از شما مالى از خود بگذارد، براى پدر و مادر و نزدیکان وصیت کند.
مسلما اطلاق خیر بر ((مال )) به خاطر آن است که در حد ذات خود چیز خوبى است ، و مى تواند وسیله انواع خیرات گردد، ولى انسان ناسپاس و بخیل
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲۷ صفحه ۲۵۱
آن را از هدف اصلیش بازداشته ، و در مسیر خودخواهى و خودکامگى به کار مى گیرد.
سپس به صورت یک استفهام انکارى تواءم با تهدید مى فرماید: آیا این انسان ناسپاس و بخیل و دنیاپرست نمى داند هنگامى که تمام آنچه در قبرهاست زنده مى شوند…؟ (ا فلا یعلم اذا بعثر ما فى القبور ).
و هنگامى که آنچه در درون سینه ها از کفر و ایمان و اخلاص و ریا کبر و غرور و تواضع نیات خیر و سوء است آشکار مى گردد: (و حصل ما فى الصدور)
((در آن روز پروردگارشان از آنها و اعمال و نیاتشان آگاه است )) و بر طبق آن به آنها کیفر مى دهد (ان ربهم بهم یؤ مئذ لخبیر).
بعثر از ماده بعثره (بر وزن منقبه ) در اصل به معنى زیر و رو کردن و بیرون آوردن و استخراج نمودن است ، و از آنجا که به هنگام احیاى مردگان ، قبرها زیر و رو مى شود، و آنچه در درون آنها است ظاهر مى گردد، این تعبیر در آیات فوق در مورد رستاخیز به کار رفته است .
تعبیر به ((ما فى القبور)) (با توجه به اینکه ((ما)) معمولا براى غیر ذوى العقول مى آید) یا به خاطر آن است که نظر به حالتى دارد که هنوز مردگان خاکند، و یا به خاطر ابهامى است که بر آنها حاکم است که معلوم نیست چه اشخاصى هستند؟
تعبیر به ((قبور)) (قبرها) منافاتى با این ندارد که گروهى از مردم اصولا قبر ندارند، فى المثل در دریا غرق مى شوند، یا قبرشان بعد از مدتى از میان
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲۷ صفحه ۲۵۲
مى رود و خاکهایشان متفرق مى شود، زیرا نظر به غالب مردم است که داراى قبر هستند، بعلاوه قبر در اینجا مى تواند معنى وسیعى داشته باشد یعنى محلى که خاکهاى انسانها در آنجا قرار دارد، هر چند به صورت قبر معمولى نباشد.
((حصل )) از ماده ((تحصیل )) در اصل به معنى بیرون آوردن مغز از پوست است ، همچنین به تصفیه معادن ، و خارج کردن طلا و امثال آن از سنگ معدن اطلاق مى شود، سپس در معنى وسیعى یعنى مطلق استخراج و مجزا ساختن به کار رفته است ، و در آیه مورد بحث منظور جداسازى خیر و شرى است که در دلها نهفته شده ، اعم از ایمان و کفر، یا صفات حسنه و رذیله ، و یا نیات خوب و بد که در آن روز آنها از یکدیگر جدا و ظاهر و آشکار مى شود، و هر کس بر طبق آن به پاداش ‍ کیفر خود مى رسد.
همانگونه که در آیه ۹ سوره طارق آمده است : یوم تبلى السرائر: در آن روز که اسرار درون آشکار گردد.
تعبیر به یومئذ و تکیه بر این معنى که خداوند در آن روز از اعمال و اسرار مکنون دلهاى آنها با خبر است ، با اینکه میدانیم خدا همیشه از این مسائل آگاه مى باشد، به خاطر آن است که آن روز، روز جزا است ، و آنها را بر اعمال و عقائدشان جزا مى دهد.
به گفته بعضى از مفسران این تعبیر مانند آن است که کسى در مقام تهدید به دیگرى مى گوید ساعرف لک اءمرک به زودى عملت را به تو معرفى خواهم کرد در حالى که هم امروز نیز چنین معرفى موجود است ، منظور آن است که نتیجه آن را به تو خواهم داد.
آرى خداوند همیشه و در همه حال از اسرار درون و برون به طور کامل آگاه است ، ولى اثر این آگاهى در قیامت و به هنگام پاداش و کیفر ظاهرتر و آشکارتر مى گردد، و این هشدارى است به همه انسانها که اگر به راستى به آن
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲۷ صفحه ۲۵۳
ایمان داشته باشند سد نیرومندى در میان آنان و گناهان ایجاد مى کند، اعم از گناهان آشکار و پنهان ، و گناهان برون و درون ، و اثر تربیتى این اعتقاد بر کسى پنهان نیست .
 نکته ها :   

۱ – رابطه سوگندهاى این سوره و هدف آن
از سؤ الاتى که پیرامون این سوره مطرح مى شود این است که چه ارتباطى میان سوگند به اسبهاى مجاهدان و جمله ((ان الانسان لربه لکنود)) وجود دارد؟ زیرا بررسى آیات قرآن به ما نشان مى دهد که همواره نوعى ارتباط در میان قسمها و مقسم به (آنچه به آن قسم یاد مى شود) موجود است و اصولا بلاغت و فصاحت قرآن نیز چنین مطلبى اقتضا مى کند.
درباره آیات مورد بحث ممکن است رابطه چنین باشد که قرآن مى گوید انسانهائى یافت مى شوند ایثارگر که در مسیر جهاد بى پروا پیش ‍ مى روند، و از هیچگونه فداکارى مضایقه ندارند، جان و مال خود را در راه خدا مى دهند، با این حال چگونه بعضى آن همه بخیل و ناسپاسند، و در برابر نعمتهاى حق نه حمد خدا مى گویند و نه در راه او ایثار مى کنند؟
درست است که قسم به اسبها خورده شده است ، ولى مى دانیم که اهمیت آنها از این نظر است که ابزارى براى مجاهدان هستند در واقع سوگند به جهاد مجاهدان است (همچنین اگر سوگند به شتران حاجیان و زوار خانه خدا باشد)
بعضى نیز گفته اند که ارتباط از این رو حاصل مى شود که این حیوانات در طریق رضاى حق به سرعت پیش مى روند پس تو اى انسان چرا تسلیم او نیستى ،
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲۷ صفحه ۲۵۴
تو که اشرف مخلوقاتى ، و شایسته ترى ؟! ولى مناسبت اول روشن تر است .
۲ – آیا طبیعت انسان ناسپاسى و بخل است ؟
ممکن است کسانى از جمله ان الانسان لربه لکنود چنین استفاده کنند که حالت کنود بودن ، یعنى ناسپاسى و بخل ، جزء طبیعت همه انسانها است ، سپس این سؤ ال پیش مى آید که این امر با وجدان بیدار و شعور فطرى که انسان را دعوت به شکر منعم و ایثار مى کند چگونه مى تواند سازگار باشد؟
نظیر این سؤ ال در آیات زیادى از قرآن مجید که انسان را با نقاط ضعف واضحى توصیف مى کند مطرح مى شود.
در یک جا انسان ((ظلوم و جهول )) شمرده شده (احزاب – 72)
در جاى دیگر ((هلوع ))(کم ظرفیت ) (معارج – 19)
و در جاى دیگر یؤ وس و کفور (ماءیوس و ناسپاس ) (هود – 9)
و در جاى دیگر طغیانگر (علق – ۶) توصیف شده است .
آیا به راستى همه این نقاط ضعف در طبیعت انسان نهفته است ؟ با اینکه قرآن تصریح مى کند که خدا بنى آدم را گرامى داشته ، و بر همه خلایق برترى بخشیده ،: و لقد کرمنا بنى آدم و حملناهم فى البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم على کثیر ممن خلقنا تفضیلا (اسراء – ۷۰).
پاسخ این سؤ ال با توجه به یک نکته روشن مى شود، و آن اینکه : انسان داراى دو بعد وجودى است ، و به همین دلیل مى تواند در قوس ‍ صعودیش به اعلى علیین رسد، و در قوس نزولیش به اسفل سافلین کشیده شود.
اگر تحت تربیت مربیان الهى قرار گیرد، و از پیام عقل الهام پذیرد
تفسیر نمونه جلد ۲۷ صفحه ۲۵۵
و خودسازى کند، مصداق ((وفضلناهم على کثیر ممن خلقنا تفضیلا)) مى شود.
و اگر به ایمان و تقوى پشت کند، و از خط اولیاى خدا خارج گردد، به صورت موجودى ((ظلوم )) و ((کفار)) و ((یؤ وس )) و ((کفور)) و ((هلوع )) و ((کنود)) درمى آید.
و به این ترتیب هیچگونه تضادى در میان این آیات وجود ندارد، منتها هر کدام به یکى از ابعاد وجود انسان نگاه مى کند.
آرى در درون فطرت انسان ریشه تمام خوبیها و نیکیها و افتخارات و فضائل نهفته است ، همانگونه که انسان آمادگى براى نقطه مقابل این فضائل نیز دارد، و لذا هیچ موجودى در عالم آفرینش در میان قوس ‍ صعودى و نزولیش اینقدر فاصله نیست (دقت کنید).
۳ – عظمت جهاد!
در قرآن مجید سخن از مساءله جهاد و عظمت مجاهدان راه خدا بسیار به میان آمده ، ولى شاید در هیچ جا مساءله با این عظمت ترسیم نشده است که حتى نفس زدن اسبهاى آنها، و جرقه هاى سم این ستوران و گرد و غبار ناشى از حرکت سریع آنان ، آنقدر با عظمت شناخته شده که مورد قسم قرار گرفته .
مخصوصا روى سرعت عمل آنها که یکى از مهمترین عوامل پیروزى در جنگها است تکیه شده ، و نیز روى اصل غافلگیرى که یکى دیگر از عوامل موفقیت در جنگ است تکیه گردیده است .
و اینها همه آموزشى است در زمینه برنامه ((جهاد)).
قابل توجه اینکه در شاءن نزول این سوره نیز آمده است که على (علیه السلام ) دستور داد در تاریکى شب مرکبها را آماده کنند، خوراک لازم به آنها بدهند و زین بر آنها
تفسیر نمونه جلد ۲۷ صفحه ۲۵۶
نهند و به حالت آماده باش کامل درآیند، هنگامى که پرده تاریکى شب شکافته شد فورا نماز صبح را با یاران خود بجا آورد، و بلافاصله به دشمن حمله کرد، دشمن وقتى بیدار شد که زیر دست و پاى اسبهاى مجاهدین اسلام قرار گرفته بود. این حمله سریع و غافلگیرانه ، هم تعداد تلفات را به حداقل رساند، و هم در ساعاتى کوتاه به جنگ خاتمه داد، و جالب اینکه همه این مسائل در آیات این سوره به طرز ظریفى منعکس  شده است .
بدیهى است نه اسب خصوصیت دارد، و نه مساءله جرقه ناشى از برخورد سم آنها به سنگهاى بیابان و نه گرد و غبار پاى آنها آنچه موضوعیت دارد مساءله جهاد، و سپس ابزار آن است که تمام وسائل جنگى امروز را شامل مى شود همانگونه که در آیه ۶۰ سوره انفال در کنار رباط الخیل (اسبهاى ورزیده ) سخن از قوه و (نیرو) به صورت کلى به میان آمده .
خداوندا! توفیق جهاد و ایثار در راه رضایت را به ما مرحمت کن .
پروردگارا! نفس سرکش تمایل به ناسپاسى و کفر دارد، ما را از خطرات آن حفظ فرما.
بارالها! تو از اسرار درون و برون همه کس آگاهى ، و از اعمال ما باخبرى ، با لطف و عنایت خود با ما رفتار کن .
آمین یا رب العالمین

دانلود کتاب






مطالب مشابه با این مطلب

    ثواب سوره تغابن

    ثواب سوره تغابن/ قرآن سراسر خیر و برکت است و نمیتوان یک سوره را بر سوره ی دیگر ترجیح داد فضایل و خواصی که برای سوره ها ذکر میشود و به مثابه تشویق و جایزه ایست برای روی آوردن به قرآن و مأنوس شدن […]

    روش های ترک کردن غیبت

    روش های ترک کردن غیبت/ دانشمندان اخلاق براى همه بیمارى‌هاى نفسانى، دو راه درمان را سفارش مى‌کنند: راه علمى که خود شامل دو قسم: «اجمالى» و «تفصیلى» است. در این گفتار، راه‌هاى درمان هر کدام از موارد غیبت، جداگانه بررسى مى‌شود.

    از کریم اهل بیت چه می دانید

    از کریم اهل بیت چه می دانید/ امام حسن(ع) نسبت به دردمندان و تیره‌بختان جامعه بسیار دلسوز بودند و با خرابه‌نشینان دردمند و اقشار مستضعف و کم‌درآمد همراه و همنشین می‌شدند و دردِ دلِ آن‌ها را با جان و دل می‌شنیدند و به آن […]

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است/ خدای متعال راه اصلاح را به سوی انسان بازگذاشته، تا اگر به مسیر نابودی خویش رفته، بتواند آن را اصلاح کند و سعادت ابدی خویش را نجات دهد. «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ […]

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟ تربیت صحیح دینی ، عوامل مؤثر در شقاوت انسان را خنثی می‌کند. یعنی اگر به راستی جوانان با مسجد و روحانیت، مجالس دینی، رساله عملیه مراجع تقلید و نیز با کتاب‌های محتوی احکام، اخلاق […]

    آداب پیاده روی اربعین

    آداب پیاده روی اربعین/ اربعین مجلس روضه‌ای است که خود امام حسین(ع) برگزار کرده. شما باور می‌کنید که کسی هیأت‌داری کند، ولی برای اربعین کاری انجام ندهد؟! چون یک‌دفعه‌ای این سؤال پیش می‌آید که «اصلاً او برای چه هیأت‌داری می‌کند؟» شما باورتان می‌آید کسی […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد