خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

صفات و خصوصیات عرب

امتیاز به این مطلب!

587 views

بازدید

۱٫ سخاوت
در زمان صلح و آرامش، عرب بخشنده و جوانمرد بود. در بخشش مبالغه می کرد و در این راه مال و ثروت را خوار و بی اعتبار می شمرد و بخشش و کرم را یکی از مظاهر سیادت و سروری می دانست. حاتم طایی در این باره می گوید: …..

یقولون لی أهلک مالک فاقتصد             و ما کنت لو لا ما تقولون سیدا 
«می گویند دارایی خود را تباه ساختی، میانه روی پیشه کن، اگر چنان می کردم که آن ها می گویند به سروری نمی رسیدم»
قماربازی آنان نیز از سخاوت و کرم ریشه می گرفت. ثروتمندان در شدت سرما و سختی های روزگار بر سرگوسفند و شتر به قمار می پرداختند و چون یکی می برد گوشت قربانی را میان نیازمندان و فقیران تقسیم می کرد. از این رو، شاعران به ستایش قماربازان می پرداختند و کسانی را که قمار نمی باختند نکوهش کرده، «آزمند» و «بخیل» می نامیدند. لبید بن مالک در این مورد می گوید:
و  جزور  أیسار  دعوت  لحتفها            بمغا لق    متشابه    أجسا مها
أدعو   بهن    لعاقر    أو   مطفل             بذلت لجیران الجمیع لحامها
فالضیف و الجارٍ الجنیب کأنّما             هبطا  تباله  مخصباً  أهضامها 
«برای نحر کردن شترانی که در قمار باخته ام یاران را فراخواندم تا با همان تیرهای قرعه کشی که مناسب شتران است آن ها را نحر کنند؛
آنگاه گوشت آن ها را به همسایگان و تازه واردان می دهم؛
و میهمان و همسایه آن ها را چنان می خورند که گویی به درّه «تباله» و دامنه های پرخیر و برکت آن در آمده اند».
شاعر در این ابیات به شترانی اشاره کرده است که قماربازان ذبح می کنند و آنان را به کشتن قربانی با تیرهای قمار فرا می خواند، تا گوشت آن را میان همسایگان تقسیم کند تا چنان سیر شوند که گویی در وادی تباله، که دارای دشت های حاصلخیز است، فرود آمده اند. 
بخشش عرب در پذیرایی از مهمان و فراهم کردن آسایش او تجلی می یافت و نیز در گرامیداشت بیوه زنان، یتیمان و دریوزگان؛ به ویژه آنگاه که سرما شدت می گرفت و باران از بارش امساک می کرد و مردم غذایی برای خوردن نمی یافتند. خنساء در این باره می گوید:
و اِن صخراً لکا فینا و سیدنا             و اِن صخراً اِذا انشتوا لنحار
«همانا (صخر) کاردان و سرور ما بود و هنگامی که در زمستان گرفتار قحطی می شدیم او به کرّات شترانش را قربانی می کرد».
و مضرس بن ربعی می گوید:
و اِنی لأدعو الضیف بالضوء بعد ما         کسی الأرض نضاح الجلید و جامده
أبیت  أعشیه   السدیف   و   اِننی         بما  نال  حتی  یترک  الحی  حامده 
«پس از آن که قطرات شبنم روی زمین را خیس و منجمد کرد من با افروختن آتش مسافران میهمان را به خانه خود دعوت می کنم؛
از این که تنها با چربی کوهان شتر از مهمان خود پذیرایی کنم ابا می ورزم و تا هنگامی که او قبیله ام را ترک کند به خدمتگذاری او می پردازم».
آنان به زیادی مهمان مباهات می کردن و در شبهای سرد می کوشیدند تا با روشن کردن آتش مهمانان را به سوی خود بکشانند و مسافران با دیدن شعله های آتش به قصد گرم شدن بدانجا روی می آوردند. همچنین اعراب با به پارس آوردن سگان در جهت جذب مهمان می کوشیدند. شریح بن احوص در این باره می گوید:
و مستنبح    یبغی   و   دونه         من الیل سجفا ظلمه و ستورها
رفعت له ناری فلما اهتدی بها             زجرت کلابی أن یهر عقورها
«بسا مسافری که چون پرداه های سیاه شب فرو آویخت با برآوردن آوای سگان در پی یافتن پناهگاهی برای گذراندن شب بر آمد؛
در این هنگام من شعله های آتش خویش را برای راهنمایی او سرکش تر ساختم و چون راهنمایی شد سگانم را راندم تا آزاری به وی نرسانند.
یکی از عواملی که شاعران عصر جاهلی را به سرودن هجویه وا می داشت خاموش کردن آتش به هنگام پارس سگ ها برای مهمانان بود. اخطل در هجو جریر از این عمل چنین تعبیر کرده است:
قوم إذا استنبح الأضیاف کلبهم         قالوا لأمهم بولی علی النار 
«آنان قومی هستند که چون مهمانان سگشان را به پارس کردن وادارند به مادرشان گویند با بول خود آتش را خاموش گردان».
از جمله کسانی که به کرم و بخشش بلند آوازه بود و در سخاوت به او مثل می زدند، حاتم طایی بود. او که نامش حاتم بن عبدالله سعد بن حشرج طایی و یکی از شاعران عصر جاهلی بود به بندگی مهمانان خود مباهات می کرد. او در این باره می گوید:
و إنی لعبد الضیف مادام ثاویاً         و ما فی الّا تلک من شیمه العبد
«من تا زنده ام بنده مهمانم، از خوی و عادت بندگان تنها همین با من است»
در شعر دیگری او به غلام خود، در صورتی که مهمانی را به خانه او آورد. وعده آزادی داده می گوید:
او  قد  فانّ   اللیل   قمر         و  الریح  یا واقد  ریح  صر
علّ یری نارک من یمر         اِن  جلبت  ضیفاً  فأنت  حرّ
«آتش بر افروز که شب ماهتابی است و باد سرد و تند می وزد، ای آتش افروز!
شاید رهگذری شعله های آتش تو را ببیند، اگر بتوانی مسافری را به خانه من جلب کنی تو آزادی»
یکی دیگر از این بخشندگان کعب بن مامه ابادی بود که در شعر شاعر نامش به همراه حاتم طایی آمده است:
کعب و حاتم اللذان تقسما            خطط العلا من طارف و تلید
«کعب و حاتم کسانی هستند که بزرگواری های حال و گذشته را میان خود تقسیم کرده اند»
اوس بن حارثه بن لام طایی، هرم بن سنان، عبدالله بن حبیب عنبری، عبدالله بن جدعان، و قیس بن سعد، از دیگر سخاوتمندان عرب به شمار می آمدند.
شجاعت
اعراب در دفاع از شرافت قبیله یا زنان خود و صیانت آنان از خواری و ذلت اسارت، شجاع و دلیر بودند و در این راه اعتنایی به مرگ نمی کردند. عرب های بادیه نشین از ساکنان شهرها شجاعتر بودند. علت این امر همان گونه که ابن خلدون ذکر می کند آن است که: «شهر نشیان در بسترهای نرم و راحت می آرامند، و در ناز و نعمت به سر می برند و دفاع از جان و مال خود را به حکمران خود وا می گذارند که تدبیر امور آنان را بر عهده گرفته است، و به نگهبانی اتکا می کنند که ایشان را از تعرض و آسیب در امان بدارند و در بارورهایی که گرداگرد شهر آنان را فرا گرفته است و حصارهایی که حایل و مانعی در برابر هجوم دیگران است، می آرامند، و از همین رو است که هیچ بانگ و فریادی آنان را بر نمی انگیزد، و هیچ کس شکار ایشان را هم نمی رماند. به همین سبب در نهایت غرور و آسودگی سلاح را به دور افکنده اند و نسل های ایشان بر این وضع تربیت شده اند. ولی بادیه نشینان به سبب جدایی از اجتماعات بزرگ و تنها به سر بردن در نواحی دورافتاده و دور بودن از نیروهای محافظ و نگهبان و نداشتن باروها و دروازه ها، خود دفاع از جان و مال خویش را بر عهده دارند و در این باره و در این باره به کسی اعتماد نمی کنند. از این رو، پیوسته مسلح و مجهز می باشند، و در راه ها با توجه کامل به همه جوانب می نگرند و مواظب خود از هر خطری می باشند. آن ها از خوابیدن و استراحت کردن پرهیز می کنند، مگر خواب اندکی در همان جایگاهی که نشسته اند و بر بالای جهاز شتران، هنگام مسافرت ها همواره با کنجکاوی دقیق به هر صدای آهسته یا غرش سهمناکی که از دور می شنوند به دقت گوش می سپارند، و در دشت های خشک و صحراهای وحشت انگیز با اتکا به دلاوری و سرسختی و اعتماد به نفس خویش تنها سفر می کنند، چنانکه گویی سرسختی و دلاوری سجیّت و سرشت آنان شده است، و همین که موجبی پدید آید، یا بانگی بر خیزد و آنان را به یاری طلبید بی درنگ به سوی آن می شتابند و هیچ گونه هراس به خود راه نمی دهند».
روشن ترین دلیل بر صحت سخن ابن خلدون آن است که چون قریش به سبب اشتغال به تجارت، به ثروت و مکنت رسیدند از امور مربوط به جنگ کنار کشیدند. بادیه نشینان بر اساس سرشت سلحشورانه خود تجارت را خوار می شمردند و قریش را به سبب پرداختن به تجارت مورد ملامت قرار می دادند. در این باره از آنان اشعاری نقل شده است که ضمن آن ها به تحقیر تجارت پرداخته اند و در برخی از این اشعار نیز قریش آماج تحقیر ایشان قرار گرفته است. علت این که بعضی از عرب ها قریش را خوار می شمردند و از آنان بیمی به دل راه نمی دادند، به اشتغال ایشان به تجارت و انصراف از امور جنگ، برخلاف سنت متداول در میان عرب ها، بر می گشت . از نظر عرب جنگجویان دلیر و دلاوران بی باک، از برترین منزلت بهره مند بودند. اما زندگی بی نام و آوازه، نظیر اشتغال به پیشه و زراعت که از خطر کردن های ماجراجویانه بهره ای نداشت از آن بازاریان بود. اعشی آنگاه که ایاد را به دلیل کشاورز بودن مورد سلامت و نکوهش قرار می دهد در این باره می گوید:
لَسْنا کمن جعلت ایاد دارها             تکریت تنظر حبها أن یحصدا
قوماً  یعالج   قمّلا   أبناؤها            و سلاسلاً أجُداً و باباً مؤصدا
جعل الا له طعامنا فی ما لنا            رزقاً   تضمنه   لنا   لن  ینفذا
مثل الهضاب جزاره لسیوفنا            فاذا   تراع   فانّها  لن  تطردا
«ما چون قوم ایاد نیستیم که تکریت را اقامتگاه خود قرار دادند و در انتظار رسیدن محصول نشستند تا آن را درو کند؛
قومی که فرزندانشان با شپش ها می جنگند، در حالی که زنجیرهای وابستگی استوار است و درها بسته؛
خداوند روزی ما را در مال و دارایی خویش قرار داده، رزقی که زوال نمی پذیرد؛
از جمله کسانی که در میان عرب ها به شجاعت و دلیری شهرت داشتند عبارت بودند از: خالد بن جعفر کلاب عامری، عتیبه بن حارث، عنتره عبسی، زید الخیل، عامربن طفیل، عمرو بن معد یکرب، و عمرو بن کلثوم.
عفت و پاکدامنی
گر جه در میان اعراب عصر جاهلیت کسانی بودند که در لذت و عشرت غوطه می خوردند و درباره زنان به تغزل های مغایر با عفت و پاکدامنی می پرداختند؛ در عین حال کسانی نیز بودند که به پاکدامنی و چشم پوشی از زنان و لذت های دیگر شهرت داشتند. پاکدامنی نیز مانند شجاعت و بخشندگی از لوازم و شرایط سروری تلقی می شد. آنان به پاکدامنی خود افتخار می کردند و به ستایش از آن می پرداختند. عنتره بن شداد می گوید:
و أغض طرفی ما بدت لی جارتی         حتی یواری جارتی مأمواها
«من از نگاه به زن همسایه ام چشم بر بستم تا اینکه خانه اش او را از دیدگاه پنهان داشت».
خنساء در رثای برادرش، صخر، بر پاکدامنی و چشم پوشی وی از زنان نوحه گری می کند و می گوید:
لم تره جاره یمشی به ساحتها            لریبه حین یختلی بیته الجار 
«هرگز زن همسایه او را ندیده است که چون در خانه اش تنها بماند با بدگمانی به حریم وی گام گذارد»
وفاداری
اعراب به وفاداری نسبت به عهد و پیمان و نفرت از پیمان شکنی و نیرنگ شهرت دارند. در وفاداری به سموأل مثل زده اند، او از تسلیم زره هایی، که امرؤالقیس در نزد وی به امانت گذاشته بود، به حارث بن اَبی شمر غسّانی خودداری کرد و در قصر خود در تیماء سنگر گرفت. حارث او را به کشتن یکی از پسرانش تهدید کرد و این تهدید به مقاومت و پافشاری سموأل افزود و حارث شمشیر بر کمر پسر وی زد. سموأل در این مورد می گوید:
و فیت به ذمه الکندی انّی             اذا ما ذم أقوام وفیت
«من به عهد (کندی) وفا کردم، و چون با اقوامی پیمان ببندم همواره بر آن وفا می کنم».
داستان وفاداری هانی بن مسعود شیبانی نسبت به امانت های نعمان نیز معروف است. وفاداری وی به بروز جنگ میان اعراب و ایرانیان در ذوقار انجامید. همچنین به وفاداری حنظله بن عفراء مثل زده اند که منذربن امرؤالقیس معروف به ابن ماء السماء، به علت این که حنظله در (روز خشم) او گذارش به حیره افتاده بود فرمان به مرگ وی داد. شریک بن عمرو به مدت یک سال ضامن وی شد تا در صورتی که پس از انقضای مدت تعیین شده بازنگردد به جای وی کشته شود. چون مدت معین به پایان رسید و همه چیز برای کشتن شریک بن عمرو به جای حنظله فراهم گردید، و مردم به مرگ او یقین کردند، حنظله در حالی که زنی را برای سوگواری و تعزیه خوانی خویش به همراه داشت از دور نمایان شد. منذر از وفاداری وی در شگفت ماند او را آزاد کرد و از جرمش درگذشت.
نقش زن در جنگ و صلح
زن عرب نقش مهمی در حیات اجتماعی عصر جاهلی، در جنگ و صلح ایفا می کرد و چنان جایگاه منیعی را در جامعه عربی به دست آورده بود که برخی از پادشاهان از انتساب به مادران خود بیمی به دل راه نمی دادند؛ مانند منذربن ماء السماء پادشاه حیره (۵۱۲- ۵۵۴ م)که «ماء السماء» لقب مادر وی ماریه دختر عوف بود که به سبب زیباییش چنین لقبی به وی داده شده بود  و عمرو بن منذر معروف به عمروبن هند (۵۵۴-۵۷۰ م) به مادرش هند دختر عمرو بن حجر نسبت داده می شد . برای والایی مقام و منزلت زن نمی تواند دلیلی واضحتر از افتخار فرزندانش در منسوب شدن به او و نازیدن به آزادگی او پیدا کرد. قتال کلبی به مادر آزاده خود عمره دختر حرقه افتخار کرده، می گوید:
لقد  ولد  تنی  حره   ربیعه             من اللاء لم یحضرن فی القیظ دندنا
«مرا آزاده زنی از قبیله ربیعه زاییده است، و از آن زنانی که در شدت گرمای تابستان برای گردآوری هیزم حضور نمی یابند»
و شنفری شاعر عیار به مادر آزاده خویش می نازد و می گوید:
أنا ابن خیار الحجر بیتاً و منصباً         و أمی ابنه الأحرار لو تعرفینها
«من فرزند زنی هستم که دارای خاندان و مقام نیکی است، اگر مادرم را بشناسید او دختر آزادگان است».
همچنین زن به عنوان یک همسر، جایگا شایسته ای در جامعه جاهلی داشت و در جنگ و صلح شریک زندگی مرد به حساب می آمد. به همین دلیل مورد تقدیر و توجه و گرامیداشت وی قرار می گرفت تا آنجا که برخی از شاعران درباره همسران خود به غزلسرایی پرداخته اند. 
همچنان که زن مورد احترام شوهر خود بود مرد نیز در زندگی زن همه چیز او محسوب می شد. از این رو به مواظبت از مرد خود می پرداخت و از کشته شدن وی هراسان بود و چون مرد کشته می شد و یا می مرد، بر وی نوحه می خواند، و بیشتر از فقدان نزدیکترین کسانش برای همسر خود محزون و اندوهگین می گردید. در این باره نمی توان دلیلی روشنتر از رفتار حمنه دختر جحش، در پی شکست مسلمانان در اُحد، یافت. چون او از شهادت دایی خود، حمزه عموی پیامبر (ص) مطلع گردید گفت: انّا لله و انّا الیه راجعون، خدا او را ببخشد و رحمت کناد، شهادت بر وی گوارا باد. چون پیامبر (ص) خبر کشته شدن برادرش را به وی داد، همان سخنان را بر زبان آورد. اما وقتی پیامبر (ص) او را از کشته شدن شوهرش، مصعب بن عمیر، مطلع ساخت. گفت: چه اندوه و مصیبت بزرگی، و بنا به قولی او گفت: چه خسران و زیان بزرگی، پیامبر (ص) در همین جا بود که فرمود: که شوهر چنان جایگاه و منزلتی در نزد همسر خویش دارد که هیچ کس از آن برخوردار نیست. 
زن پس از کشته شدن شوی خویش از ازدواج مجدد پرهیز می کرد و بقیه عمر خود را با وفاداری نسبت به یاد و خاطره او می گذراند. گاهی نیز اتفاق می افتاد که زن پس از کشته شدن همسر خود رهبانیت پیش می کرد و تارک دنیا می شد؛ همچنان که هند، دختر نعمان بن منذر، پس از آن که شوهرش به فرمان پدرش، نعمان، کشته شد چنین کرد  و خود را در صومعه ای که به وی منسوب بود محبوس ساخت، و پس از او دیگر با کسی ازدواج نکرد.
در زمان صلح و امنیت، اگر زن در مناطق کشاورزی زندگی می کرد وقت خود را در کمک به شوهر یا در آشپزی و تهیه غذا برای همسر خود و دوشیدن شیر گوسفندان می گذراند یا به رشتن پشم و بافتن آن صرف می کرد. در بسیاری از مواقع نیز به کارهایی نظیر تجارت، دایگی، آوازه خوانی، بافندگی، صاف کردن نیزه، و دباغی پوست می پرداخت تا از این طریق، ثروتی فراهم آورد و تکیه گاه و پشتوانه زندگی خود قرار دهد.
اما در زمان جنگ، جهت تشجیع و برانگیختن غرور و غیرت شوهر خود در یورش ها و درگیری ها به همراه او شرکت می جست یا به مداوای مجروحان، و آب دادن به جنگجویان می پرداخت. در برخی مواقع نیز خود در جنگ شرکت می کرد مانند نسیبه ام عماره دختر کعب ما زنی که در روز جنگ اُحد به دفاع از پیامبر (ص) برخاست. یا مانند ربیع دختر معوذ بن عقیه انصاری، و صفیّه دختر عبدالمطلب ،و خوله دختر ازور.
دانلود کتاب






مطالب مشابه با این مطلب

    کودتاهای نظامی مشهور جهان

    کودتاهای نظامی مشهور جهان از ادوار کهن تا به امروز، کودتا راهی موثر برای قبضه ی قدرت بوده است؛ خصوصاً برای کسانی که از پیشینه ی اشرافی بی بهره بوده و یا اعتقادی به روش های دموکراتیک کسب قدرت نداشته اند. کودتا در تقابل […]

    نگاه «ویل دورانت» درباره ایران

    حجاب در زمان زرتشت چگونه بود؟ ویل دورانت در نخستین جلد کتابش درباره ایران، فرهنگ و حکومت‌های مختلف آن اظهار نظر کرده است و درباره پوشش زنان در زمان زرتشت چنین می‌نویسد: «در زمان زرتشت پیغمبر، زنان- همانگونه که عادت پیشینیان بود منزلتی عادی […]

    ترورهای مهم تاریخی از ۲۰۰ سال گذشته تا معاصر

    در این نوشتار به بازخوانی پرونده ترور ۱۶ شخصیت مطرح جهان از دو سده گذشته تا به حال پرداخته ایم و در بخشهای آینده پرونده های دیگر افراد سرشناس را بررسی خواهیم کرد. آبراهام لینکلن ۱۴۷ سال پیش در شب ۱۴ آوریل سال ۱۸۶۵ […]

    تهران در عصرپهلوی

    سالهای آخر سلسله قاجار،  ایران صحنه جنگ جهانی اول و جنبشهای محلی و قحطی و ناامنی گردید. این شرایط مانع رشد شهرنشینی و توسعه شهرسازی شد.  از سال ۱۳۰۰ هـ .ش. با کودتای رضاخان میرپنچ سردار سپه،  به علت تثبیت دولت و امنیت عمومی […]

    دفتر مخصوص فرح پهلوی

    یکی از جاهایی که فرح از طریق آن به اعمال نفوذ و تاثیرگذاری در حکومت اقدام می‌کرد، دفتر مخصوص ملکه بود که با باندی که از اطرافیان خود در آن ایجاد کرد توانست به تدریج در ساخت حکومت تاثیرگذار باشد و از این طریق […]

    منشور کوروش

    منشور کوروش استوانهٔ کوروش بزرگ یا منشور حقوق بشر کوروش لوحی از گل پخته است که در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان کوروش بزرگ هخامنشی پادشاه و بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی نگاشته شده‌است. نیمهٔ نخست این لوح از زبان رویدادنگاران بابلی و نیمهٔ […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد