خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


معراج حضرت محمد(ص)

امتیاز به این مطلب!

259 views

بازدید

سبحانَ الّذی الْسَریِ بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنّ الْمسجدِالحَرامِ إلیَ المَسْجِدِ الاقصا الّذَیِ بارَکْنا حولَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ ایتِنآ اِنَّهُ هُوَ السَّمیعُ التَبصیر
پاک و منزه است پروردگاری که بنده‌اش را از مسجدالحرام به مسجدالقصی که پیرامونش برکت داده‌ایم برد. تا از آیتهای خود به او بنامیم. به درستی که او شنوای بیناست.
 
چکیده
معراج از جلوه های عظیم زندگی رسول خدا و از نقاط عطف زندگی بیست و سه ساله آن بزرگوار است.از این حادثه شگرفت و سیر و سفر هیجان بار الهی، در کتاب های الهی و منابع اسلامی با تعبیر اسراء و یا معراج سخن رفته است. ….

به بیانی دیگر معراج عبارت از سیر و حرکتی است که به دور دست ترین زمان و مکان نشانه رفته است و به آن اشاره دارد و متضمن معانی و اهدافی است که با یک نگاه نخستین به مساله معراج روشن می گردد و برای پیامبر اکرم حضرت ختمی مرتبی علاوه بر صدها بار تجربه اعتلا و عروجی که مقارن با دریافت وحی و با واسطه فرشته آن روی داده است، تجربه ای است که عالیتر از آنهاست که از آن به معراج یاد می شود. معراج اعتلا و فرا رفتن نبی اکرم از مراتب عالم ملکوت به سوی عرش است.

فصل اول: مسجد الحرام تا مسجد القصی
بنا به احادیث اسراء و معراج در اواخر دوره ای که محمد (ص) در مکه زندگی می کرد اندکی قبل از هجرت به مدینه اتفاق افتاد. هیچ گوشه دیگری از زندگی پیغمبر نیست که بیش از سیر آسمانی علاقه خاورشناسان و مورخان ادیان را به خود معطوف کرده باشد. دلیل برتری مقام محمد به همه پیامبران دیگر نیز همین است که در نهایت قرب حق تعالی، چشمش نه برگشت و نه به سویی میل کرد.
محمد می گوید « آن شب من در مکه بودم و دیدم که سقف خانه شکافت و جبرئیل از آن وارد گردید. جبرئیل سینه ام را شکافت و بعد با آب زمزم آن را شست و سپس ابریقی آورد که پر از حکمت بود و آنچه در ابریق وجود داشت در شکاف سینه ام ریخت و شکاف سینه ام را بست و دستم را گرفت و گفت برخیز مرا سوار براق (اسب بالدار) کرد و به راه افتاد و بدوا در شهر حبدون توقف کرد. زیرا قبر ابراهیم آنجا بود و محمد بر سر قبر وی دعا خواند. سپس سوار شد و به راه افتاد و مرتبه‌ای دیگر در بیت اللحم که در محل تولد مسیح است توقف کرد و آنجا نیز دعا خواند. آنگاه سوار بر براق راه بست المقدس را پیش کشید. و وارد مسجد القصی گردید جبرئیل انگشتش را در سنگ مسجد فرو برد و مانند خمیری شد. مرکوب را به آنجا بست و خود به داخل مسجد رفت. مسلمانان تا به امروز جای انگشت جبرئیل را در آنجا می بینند و زیارت می کنند. محمد از ریسمانی که به صورت خورشید و ماه است به داخل مسجد وارد شد. این همان دری است که از قول ابوسفیان راجع به آن گفته شده است: هنگامی که اینشخص قبل از اسلامش به نزد قیصر پادشاه روم رفت برای اینکه پیامبر را نزد او مرهون سازد و وی را به ضرش بشوراند گفت:
ای پادشگاه من خبر دیگری از او به تو می دهم تا بدانی چقدر دروغگو است. قیصر گفت: بگو آن خبر کدام است؟ – محمد معتقد است که شبانه از مسجد الحرام به کلیسای شما یک شبه رفته و برگشته است. کشیشی که در دربار حضور داشت بلافاصله گفت- من به آن شب آگاهم زیرا هیچ شبی نبود که من در آخر شب در مسجد را نبندم. آن شب نیز تمام درها را بستم جز یک در که زورم نرسید از مستخدمین و سایر خدام کمک خواستم آنها نیز نتوانستند  به ناچار در را باز گذاشتم تا فردا نجاری بیاوریم و آن را درست کنیم. صبح دیدم سنگ زاویه در سوراخ بیشتری پیدا کرده و به جای بستن چیزی در آن نمایان است. در را تکام دادم و به سهولت چرخید و بسته شد ناگهان آنچه را که در علم قدیم خوانده بودم به خاطرم آمد پیغمبری از داخل بیت المقدس به آسمان عروج خواهد کرد. آن را به همکاران خود گفتن و افزودم که علت بسته نشدن در مسجد همین بوده است.
 
فصل دوم- در بیت المقدس
پس از  ورود محمد به بیت المقدس خدا تمام پیامبران را در آنجا گرد آورد و محمد در داخل مسجد به نماز ایستاد و پشت سر او هفت صف از پیامبران از آدم تا عیسی ایستادند کسی که درست پشت سر محمد بود ابراهیم خلیل الله بود سمت راست او اسماعیل و سمت چپ او اسحاق سپس محمد از قبه ای که بدان قبه معراج می گویند عروج کرد. این قبه در طرف راست سنگ بزرگی است که می گویند از سنگ های بهشتی است و در وسط مسجد ایستاده وتکه گاهی ندارد. در یک طرف دیگر آن جای پای پیامبر است در هنگامی که از آنجا سوار براق شد و در طرف دیگر آن جای دستها و انگشتان فرشتگاه است که در آن سنگ را نگه داشته بوند و آن دو اثر هنوز روی سنگ بزرگ باقی مانده است. امروز هم زیارتگاه مسلمین است.
 
فصل سوم: عروج از بیت المقدس
قسمت دوم یا مسافرت آسمانی از مسجد الاقصی واقع در بیت المقدس شروع شد قبل از اینکه محمد در آن شب به طرف اسمان حرکت کند اثر پای خود را روی قبه السخره یعنی گنبد سنگی واقع در بیت المقدس باقی گذاشت همچنان که ابراهیم در زمان حیات اثر پای خود را روی مقام ابراهیم باقی نهاد. وی سوار بر براق از زمین راه آسمان را پیش گرفت و  وارد اسمان ماه که آسمان اول و از تمام آسمان ها به زمین نزدیک تر می باشد در آن جا حضرت محمد حضرت آدم را یافت و مشاهده کرد که آدم بین دو گروه از آدمیان قرار گفته است که به تازگی از زمین آمده اند. و بعضی از آنها طرف راست هستند و برخی در طرف چپ آنهایی که در طرف راست آدم بودند کسانی محسوب می شدند. که می باید به بهشت بروند و کسانی که در طرف چپ ادم قرار داشتند می باید راه جهنم را پیش بگیرند وقتی دسته اول را می دید تبسم می کرد واز مشاهده دسته دوم می گریست زیرا او پدر تمام افراد بشر است و مانند یک پدر از خوشحالی فرزندان مسرور و از بدبختی آنها متاثر می شود.
آد م که بوی خوشی احساس کرده بود گفت: « از جسدی پاک بوی پاکیزه می آید. رسول الله بر آدم درود فرستاد که او نیز جواب داد و بر یکدیگر دعا نمودند و حضرت آدم گفت خوش آمدی ای فرزند شایسته و پیامبر شایسه وای برانگیخته شده در زمان مناسب. 
پیامبر اینگونه ادامه سفر را توضیح می دهد: «جبرئیل همراه من بود تا به دری از درهای آسمان رسیدیم نام آن در (باب الحفظه) بود وقتی به آسمان رسیدم فرشتگان مرا استقبال کردند.
جبرئیل فرشته ای را نشان داد و گفت این فرشته خزانه دار و نگهبان آتش است و مالت نام دارد. از او خواستم  که آتش را به من نشان دهد. فرشته سرپوش از جهنم برداشت. ناگهان یک دنیا آتش فروزان فوران زد و به آسمان زبانه کشید و شعله های آتش مانند مرتفع ترین کوهها بلند شد و گفتم آن را به جای خود برگردان، آتش بجای خود بازگشت. 
در ادامه سیر پیامبر به ملک الموت را می بینید و از جبرئیل درباره او سئوال می کند جبرئیل می گوید « او ملک الموت است که به گرفتن ارواح مشغول است» پیامبر از او سئوال می کند: « ای فرشته مرگ آیا هو آن کسی که مرده و یا بمیرد تا روحش را می گیری؟ پاسخ داد: آری، گفتم تو خود آنها را حاضر می کند؟ گفت آری . هیچ خانه ای نیست مگر آنکه در هر روز هیچ نوبت داخل آن می شوم و وقتی شخصی برای هر دو خود گریه می کند می گویم: گریه مکنید که بار دگر نزد شما بر می گردم و آن قدر می آید و می روم تا فردی از شما باقی نماند 

فصل چهارم: تجسم اعمال
پیامبر می فرمایند: وقتی به آسمان این دنیا رسیدم افرادی را دیدم که لبهای کلفت و بلند مثل شترهای بسیار تشنه داشتند و در دوستشان قطعه هایی از آتش به اندازه کف دستشان بود. آنها ها را به هان می انداختند ولی خوردند. از جبرئیل پرسیدم اینها کیستند؟
پاسخ داد – کسانی هستند که اموال یتیمان را به ظلم می خوردند.
سپس کسانی را دیدم که شکمهای بزرگی داشتند و هرگز نظیر ان را دید بودم مردمی بودند مانند فرزندان فرعون ظالم بپرسیدم آنها کیستند؟ جواب: ربا خواران.
سپس کسانی را دیدم که در مقابلشان گوشت فربه و چربی بود و پهلوی آن گوشت گندیده و متعفن. آنها از گوشت گندیده می خوردند و گوشت های خوب را رها می کردند پرسیدم اینها کیستند؟ کسانی هستند که زنان حلال خود را رها کردند و به زنانی که به آنها ؟ دل بسته اند. 
سپس افرادی از تحت نظر رسول الله گذشتند که گوشتهایشان را از پهلوهایشان می کندند و به دهان می افکندند. پیامبر : اینجا چه کسانی هستند؟ جبرئیل : آنانی که در دنیا به تمسخر و عیب جویی دیگران می پرداختند به مردمانی دیگر رسیدند که با سنگ سخت به سر آنها می کوبیدند و جبرئیل گفت که اینان کسانی هستند که نماز شبانگاه را نخواندند و خوابیده اند.
اینان صبحگاهان و شامگاهان در عذاب الهی هستند و می گویند: پروردگارا پس کی ضیافت خواهد آمد؟ ایشان گروهی از زنان را دیدند که از شدت عذاب آنها پیامبر به شدت متاثر شد که هر گاه آن خاطره را یادآوری می کردند به شدت می گریستند به جرم اینکه یا موی و تن خود را از نامحرم نپوشانده بودند و یا با زنان همسران خود را آزار داده اند و یا خود را به نامحرم عرضه داشتند.

فصل پنجم
سپس به آسمان دوم رسیدند که در آنجا حضرت عیسی و یحی بن ذکریا را دیدند. در آسمان سوم مردی را دیدند که صورتش مانند شب چهارده بود. پیامبر از امین وحی پرسیدند او کیست؟
گفت «برادرت یوسف بن یعقوب» به آسمان چهارم که رسیدند ادریس نبی را دیدند جبرئیل گفت «خداوند او را جایگاهی رفیع و بلند مرتبه داده است» آنگاه به آسمان پنجم رفتند و مردی را دیدند با چشمانی درشت که گروهی از پیروانش در گردش جمع بودند. زیادی آنان پیامبر را دچار شگفتی کرد. پیامبر جبرئیل او کیست؟ محبوب قوم و امت خویش هارون پسر عمران است.» در آسمان ششم مرد گندم گون و بلند بالایی دیدند ایشان پرسیدند او کیست؟ جبرئیل پاسخ داد: برادرت موسی بن عمران  و بالاخره در آسمان هفتم حضرت محمد مردی را دیدند که به در خانه معمور نشسته پرسیدند او کیست؟ گفت: او پدر تو ابراهیم است پیامبر سلام کردند و او نیز یکدیگر را دعا کردند.
بعد از اسمان هفتم منطقه ای قرار گرفته که مانند اطراف کعبه حرم است آنجا دریایی از نور بود که درخشندگی خاص داشت به گونه ای که نور آن دیده هر بیننده ای را کور می کرد و بینایی را، حضرت به هیجان آمده بود. از جبرئیل در مورد آن سئوال کرد و توضیح خواست. جبرئیل فرمود: ای محمد آیا آنیها که دیده ای بزرگ می نگری این تنها بخشی از آفرینش پروردگار توست. آنچه که آفریده و ندیده ای بس شگفت انگیزتر است. ای پیامبر بین خداوند و مخلوقاتش هفتاد هزار حجاب وجود دارد. نزدیک ترین مخلوقات به او من و اسرافیل هستم و در عین حال بین ما و او چهار حجاب وجود دارد حجابی از نور، ظلمت، ابر و اب.
پس از سخن جبرئیل به سیر خویش ادامه دادند. در ادامه سیر به نهر کوثر و رحت بر می خورند. پیامبر از آب کوثر نوشید و از رحمت خود را شستشو داد و سپس وارد بهشت گردید.
در آنجا جایگاه خود و همسرانش را دید. و همچنین زنی را دید که کنار نهرهای بهشتی است و پرسید « تو زن کی هستی» زیرین حادثه.
در انتهای حرم به «سرره المنتهی» رسیدند که آن درختی است که بعد از آن مجهول مطلق است و هیچ کسی نمی داند که پس از آن چگونه است. در اینجا به حجابهای نور رسیدند جبرئیل گفت: ای محمد جلو برو، و خود بر جای ماند. محمد (ص) گفت جبرئیل در قتل چنین جایی مرا تنها می گذاری ؟ جبرئیل گفت ای محمد اینجا پایان مرزی است که خداوند برای من تعیین کرده است اگر از اینجا پیش تر روم بال پرم بسوزند. سپس محمد تنها به سیر خویش ادامه داد تا جایی که از آن نزدیکتر تصور نمی شود.
ندایی آمد: می دانم که تو را از قبیله ات طرد کرده اند ولی باید شکیبایی داشته باشی و بدانی که قبل از تو پیامبرانی بوده اند که بیش ازتو زجر کشیده اند و بعضی از آنها مورد شکنجه های شدید قرار گرفته اند سپس خداوند راجع به وظیفه آینده آن حضرت صحبت کرد و به او گفت در همان طور که موسی پیروان خود را جمع آوری کرد و از مصر مهاجرت نمود تو نیز باید پیروانت را جمع آوری کنی و از مکه مهاجرت نمایی. طبیعی است که این کار احتیاج به ارائه و اسقامت زیاد دارد و ما هم برای اینکه اراده و استقامت تو را تقویت کنیم تو را به آسمان آوردیم.
آن حضرت تمام پیغمبران پیش از خود و همه برگزیدگان علم را در آسمان دیدند.
از خداوند کسب تکلیف می کند که به او وحی می شود.
ای محمد! از ادمیان برایت علی بن ابیطالب را برگزیدم گفتم خدای من! پسر عمویم را به من وحی فرمود: همانا علی میراث بر توست و او دانش را بعد از تو به ارث خواهند برد و هم او پرچم دار تو خواهد بود؟ او عهده دار حوض کوثر است که از آن توست. هر کس از مومنان امتت که وارد آن حوض شود سیرابش خواهد نمود. ای محمد! من تو را از میان خلایق برگزیدم و برایت بعد از تئ وصی نیز اختیار کردم و او را نسبت به تو چون هارون نسبت به موسی قرار دادم جز آنکه بعد از تو پیامبری مبعوث نخواهد شد ولی بعد از موسی پیامبرانی آمدند و محبتش را در دلت نهادم و او را برای فرزندانت قرار دادم سپس حق او بر امت بعد از تو همانند حق توست بر آنان در حیاتت. سپس هر آن کس که حق او را انکار کند حق تو راانکار کرده است و هر آنکس که ولایت او را بپذیرد از داخل شدن به بهشت برین ابا نموده است. 
روایت صریح و روشن است: علی انسان برگزیده ای است که در میان آدمیان به جانشینی و وصایت رسول خدا معرفی و تعیین می شود اوست که پرچمدار پیامبر تا شروع قیامت خواهد بود.
در جایی دیگر نیز آمده است که پیامبر در معراج از خداوند می خواهد «خدایا به پیامبرانت فضیلتهایی ارزانی داشته ای بر من نیز ارزانی دار.
خداوند می فرمایند از چیزهایی که به تو بخشیدم دو کلمه از تحت عرش است:
« لا حول و لا قوه الا بالله و لامنجامنک الا النک».
پیامبر در اینجا دعاهای پرمحتوایی از فرشتگاه آموختند و به سرره دیدند که نوشته بود لا الله الا الله انا وحدی و محمد صنوتی من خلقی ایدته به وزیره و نصرته به
محمد پرسید وزیر من کیست؟ فرمودند علی ابن ابیطالب
خداوند می فرمایند به او: درباره علی با تو عهدی دارم آن را به گوش جان بشنو. پیامبر خدایا آن چیست خداوند : علی رایه المهدی و ایام الابرار و قاتل الفجار و امام من اطاعنی و هو الکمه اللتی الزامتها المتقین اورثته علمی و فهمی. فمن احبه فقد احبنی ومنابعضعه فقد العبضی. انه متبلی و متبلی به فبشره بذالت یا محمد.
علی نشانه هدایت و پیشوای نیکان و کشنده نابکاران و پیشوای کسانی است که از من پیروی کنند. او کلمه پروا پیشگان است. دانش را به او ارث دادم.
هر کس او را دوست بدارد مرا دوست داشته و آنکه به او کینه ورزد با من دشمنی کرده است.
او در کوره های آزمایش، آزمایش شده و کسانی با او آزمایش خواهد شد. های محمد به این همه او را بشارت بده

دانلود کتاب






مطالب مشابه با این مطلب

    روش های ترک کردن غیبت

    روش های ترک کردن غیبت/ دانشمندان اخلاق براى همه بیمارى‌هاى نفسانى، دو راه درمان را سفارش مى‌کنند: راه علمى که خود شامل دو قسم: «اجمالى» و «تفصیلى» است. در این گفتار، راه‌هاى درمان هر کدام از موارد غیبت، جداگانه بررسى مى‌شود.

    از کریم اهل بیت چه می دانید

    از کریم اهل بیت چه می دانید/ امام حسن(ع) نسبت به دردمندان و تیره‌بختان جامعه بسیار دلسوز بودند و با خرابه‌نشینان دردمند و اقشار مستضعف و کم‌درآمد همراه و همنشین می‌شدند و دردِ دلِ آن‌ها را با جان و دل می‌شنیدند و به آن […]

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است/ خدای متعال راه اصلاح را به سوی انسان بازگذاشته، تا اگر به مسیر نابودی خویش رفته، بتواند آن را اصلاح کند و سعادت ابدی خویش را نجات دهد. «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ […]

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟ تربیت صحیح دینی ، عوامل مؤثر در شقاوت انسان را خنثی می‌کند. یعنی اگر به راستی جوانان با مسجد و روحانیت، مجالس دینی، رساله عملیه مراجع تقلید و نیز با کتاب‌های محتوی احکام، اخلاق […]

    آداب پیاده روی اربعین

    آداب پیاده روی اربعین/ اربعین مجلس روضه‌ای است که خود امام حسین(ع) برگزار کرده. شما باور می‌کنید که کسی هیأت‌داری کند، ولی برای اربعین کاری انجام ندهد؟! چون یک‌دفعه‌ای این سؤال پیش می‌آید که «اصلاً او برای چه هیأت‌داری می‌کند؟» شما باورتان می‌آید کسی […]

    خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا

    خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا امام حسین (ع) با این جمله شروع به خطبه کردند : “ولی من آن خدایی است که کتاب فرود آورده و هم او، ولی شایستگان است” ، راوی گوید با گریه خواهرش خطبه قطع […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد