خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

معاد جسمانی و معاد روحانی

معاد جسمانی و معاد روحانی
1.5 (30%) 2 votes

959 views

بازدید

آیا معاد جسمانی است یا روحانی؟
پرسش
وضعیت انسان ها در بهشت چگونه است؟ آیا با همین جسم دنیایی وارد بهشت می شویم، یا آن که فقط ارواح می توانند در آن جا باشند؟
پاسخ اجمالی

هرچند دلایل عقلی، بر لزوم معاد و جهانی جز این زندگی دنیوی گواهی می دهند، اما کیفیت و چگونگی معاد و این که آیا معاد تنها روحانی است، یا روحانی و جسمانی و با پذیرش جسمانی بودن، آیا این جسم عنصری و مادی است، یا جسم برزخی و مثالی؟ اینها مسئله ای نیست که از راه براهین عقلی بتوان آن را ثابت نمود؛ به همین جهت گروهی از متکلمان معاد را تنها جسمانی دانسته و به وجود روحی به غیر از جسم و مکانیسم بدن معتقد نیستند. عده ای از فلاسفه به ویژه پیروان حکمت “مشاء” تنها به معاد روحانی معتقدند و می گویند پس از مرگ علاقه روح به بدن قطع می گردد، اما از آن جا که روح موجود پیراسته از ماده است فنا و نیستی در آن راه ندارد و پس از قطع علاقه از بدن، باقی و جاوید خواهد ماند.

اما بسیاری از حکما، عرفا و دانشمندان علم کلام و عالمان شیعی؛ نظیر شیخ مفید، شیخ طوسی، خواجه نصیر و… به هر دو معتقدند و می گویند: در رستاخیز روح به بدن باز می گردد، در نتیجه معاد انسان جسمانی است.
پاسخ تفصیلی

آنچه مسلم و قطعی است، این است که معاد و رستاخیز مانند خداشناسی از عقاید همگانی پیروان ادیان و مذاهب به شمار می رود،  لذا افرادی که به مبدأ حکیمی معتقدند – گرچه از مذهب خاصی پیروی نکنند – به وسیله وجدان باطنی و شعور درونی خود بدین باور عمومی (رستاخیز) اعتراف دارند، ولی در چگونگی آن اختلاف دارند. آیا معاد جسمانی است یا روحانی، در صورت جسمانی بودن آیا بدن اخروی عین همان بدن طبیعی است که انسان در این جهان با آن زندگی می کرد، یا بدن لطیف تر، که از آن به بدن مثالی و یا برزخی یاد می کنند.

در این جا به صورت خلاصه نظریات دانشمندان را مطرح، سپس نظریه مشهور را بیان می کنیم:

۱٫ گروهی از متکلمان معاد را تنها جسمانی دانسته و به وجود روحی غیر از جسم و مکانیسم بدن معتقد نیستند.

۲٫عده ای از فلاسفه به ویژه پیروان حکمت “مشاء” تنها به معاد روحانی معتقدند و می گویند: پس از مرگ علاقه روح به بدن قطع می گردد، اما از آن جا که روح موجود پیراسته از ماده است، فنا و نیستی در آن راه ندارد و پس از قطع علاقه از بدن، باقی و جاوید خواهد ماند. این نظریه از آن جا ناشی می شود که این گروه از فلاسفه نتوانستند اشکالات و شبهات معاد جسمانی را حل کنند، لاجرم به معاد روحانی معتقد شدند و معاد جسمانی را انکار کردند.

۳٫بسیاری از حکما، عرفا و دانشمندان علم کلام و عالمان شیعی؛ نظیر شیخ مفید، شیخ طوسی، خواجه نصیر و… به هر دو معتقدند و می گویند: در رستاخیز روح به بدن باز می گردد، در نتیجه معاد انسان جسمانی است، البته نه جسم بدون روح، بلکه جسمی که دارای روح است. دارندگان این نظریه خود به دو گروه تقسیم شده اند:

الف. برخی از آنان معتقدند روح در قیامت به بدن طبیعی و عنصری که دارای فعل و انفعالات طبیعی و شیمیایی است باز می گردد.

ب. عده ای نیز برآنند که روح در سرای دیگر به بدن مثالی و برزخی که لطیف است و جرم و ماده ندارد، اما از مقدار و شکل برخودار است تعلق می گیرد. این بدن لطیف به گونه ای عین بدن دنیوی است و هرکس آن را ببیند می گوید این همان انسانی است که در دنیا زندگی می کرد، ولی از این جهت که دارای جرم و ماده نیست و قابلیت فعل و انفعال شیمیایی و فیزیکی ندارد با آن تفاوت دارد؛ مانند جسمی که انسان در خواب و رؤیا می بیند.

هرچند دلایل عقلی بر لزوم معاد و جهانی جز این زندگی دنیوی گواهی می دهند، اما کیفیت معاد و این که آیا معاد تنها روحانی است، یا روحانی و جسمانی و با پذیرش جسمانی بودن، آیا این جسم عنصری و مادی است یا جسم برزخی و مثالی؟ اینها مسئله ای نیست که از راه براهین عقلی بتوان آن را ثابت نمود؛ به همین جهت است که حکیم بزرگ بوعلی سینا می گوید: باید دانست بخشی از معاد از طریق شرع نقل شده و شریعت آن را پذیرفته است و راهی برای اثبات آن جز از طریق شرع و تصدیق پیامبر نیست و آن مربوط به زنده شدن بدن است، باید کیفیت معاد جسمانی و جزئیات آن را به دلیل شرع و گزارش وحی بپذیریم؛ زیرا معیار مذکور مطمئن ترین و کامل ترین معیاری است که بشر می تواند از این راه، حقایق اطمینان بخشی به دست آورد.

بنابراین، ضروری است در باره کیفیت معاد به سراغ آیات قرآن و روایات رفته و در باره این امر خطیر از آنان مدد جست.

قرآن و معاد جسمانی

آیات قرآن به روشنی گواهی می دهد که معاد انسان ها در رستاخیز تنها روحانی نبوده، بلکه این بازگشت روحانی و جسمانی است، همچنین جسمی که روح به آن تعلق خواهد گرفت همان جسم عنصری دنیوی است. آیات فراوانی براین مطلب دلالت دارد که در این جا به جهت اختصار تنها به نقل چند نمونه اکتفا می کنیم:

۱٫ برخی از آیات در پاسخ کسانی است که زنده شدن استخوان ها را محال می پنداشتند؛ مانند: ” بگو استخوان ها را آن کس که آنها را بار نخست آفرید زنده می کند”.   “آیا انسان مى‏پندارد که هرگز استخوانهاى او را جمع نخواهیم کرد”؟. “آرى قادریم که (حتّى خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتّب کنیم”!

۲٫تعدادی از آیات گواهی می دهند که انسان روز قیامت از قبر برخاسته و پای محاسبه می آید، آن جا که می فرماید: “آیا نمى‏داند در آن روز که تمام کسانى که در قبرها هستند برانگیخته مى‏شوند”.  و “… (بار دیگر) در «صور» دمیده مى‏شود، ناگهان آنها از قبرها، شتابان به سوى (دادگاه) پروردگارشان مى‏روند”.

۳٫گاه قرآن امکان معاد جسمانی را از طریق وقوع آن در دنیا روشن می کند؛ مانند سرگذشت شگفت انگیز عزیر (ع) و داستان حضرت ابراهیم (ع) در پرسش از خداوند از چگونگی معاد جسمانی.  از این که قرآن کریم گاهی از طریق ارجاع به زندگی نخست و گاهی با ارائه نمونه هایی از احیای مردگان؛ مانند داستان عزیر یا داستان اصحاب کهف و… سخن به میان می آورد، می توان نتیجه گرفت که حیات مجدد انسان با همین بدن مادی همراه خواهد بود.

از سخنان امام علی (ع) در نهج البلاغه نیز می توان فهمید که معاد انسان ها در سرای دیگر با بدن طبیعی خواه بود. آن حضرت در این باره می فرماید: “بدانید که این پوست نازک انسان را بر آتش شکیبی نتواند بود، پس به خود رحم کنید …”.  یا آن جا که می فرماید: “… و رستاخیز پیش آید، آن گاه از قالب گورها … بازشان گیرد و بیرونشان کشد، در حالی که همه در جهت امر خداوندی دوان اند و به سوی معادش شتابان…”.  حضرتش در جایی دیگر می فرماید: “… و هر آ ن که را زمین در درون خود دارد بیرون ریزد، پس خداوند آنان را در پی کهنگی، باز آفرینی کند، و در پی پراکندگی، اجزاشان را فراهم آورد…”.

۴٫   نعمتهای فراوانی که مژده استفاده از آنها در بهشت به افراد نیکوکار داده شده، نظیر استفاده از میوه های رنگارنگ  و گوشت پرندگان  ، ازدواج با حور العین و …، از مواردی هستند که تصور آنها بدون جسمانی بودن معاد، دشوار به نظر می رسد.

نتیجه: مشهور متکلمان، فلاسفه و عالمان دینی با بهره گیری از آیات و روایات معتقدند که معاد انسان ها در قیامت جسمانی است.

 آیا معاد جسمانی و روحانی دلیل عقلی دارد یا خیر؟

مراد از معاد جسمانی در نزد متکلمین معاصر و حکما ی صدرایی، معاد جسمانی – روحانی است ؛ یعنی اکثر علمای شیعه اعتقادشان بر این است که معاد عبارت است ازجمع روح -بدن در آخرت . این عقیده را از آن جهت معاد جسمانی می گویند که در مقابل معاد صرفا روحانی مطرح شده است که برخی از فلاسفه سابق به آن عقیده داشتند.
معتقدین به معاد جسمانی نیز به لحاظ تفاوت دیدگاهی که در معنی جسم و بدن دارند به دو دسته تقسیم می شوند :
۱٫ کسانی که معتقدند بدن اخروی ، بدن مادی و از جنس همین مواد دنیا خواهد بود. قائلین این قول اکثر متکلمین شیعه هستند.
۲٫ کسانی که معتقدند بدن اخروی، جسمی است غیرمادی که از نظر شکل و رنگ و اندازه و … عین همین بدن مادی شخص است ؛ ولی فاقد ماده دنیوی است ؛ مثل اجسامی که انسان در خواب می بیند ؛ ما وقتی شخصی را در خواب می بینیم شکی نداریم که این شخص موجود در خواب ما ، فلان شخص است ؛ولی آن موجودی که ما در خواب می بینیم موجودی است غیر مادی .
با توجه به آیات قرآن کریم شکی نیست که معاد مورد نظر دین مقدس اسلام همان معاد جسمانی – روحانی است ؛ اما سوال اساسی این است که آیا در آخرت ، انسان با بدن مادی محشور خواهد شد یا با بدن فرامادی؟
متکلمین معتقدند که معاد با بدن مادی و دنیوی خواهد بود ؛ لکن در آخرت ، همین ابدان مادی ، احکام و آثار دیگری خواهند داشت که متناسب با آن عالم است ؛ اما اکثر حکمای مکتب فلسفی ملاصدرا معتقدند که معاد با بدن غیرمادی است ؛ و معتقدند که آن بدن غیر مادی عین همین بدن دنیوی است نه مثل و شبیه آن ؛ لکن فاقد ماده است ؛ و می گویند شیئیّت یک شیء به صورت آن است نه به ماده آن ؛ لذا غیر مادی بودن آن بدن مانع از عینیّت بدن مادی دنیوی با بدن غیر مادی اخروی نمی شود. ــ توجه: ماده در اصطلاح فلسفه غیر از ماده در اصطلاح فیزیک است ؛ ماده یک شیء در نگاه فلسفی آن چیزی است که صورت آن شیء را می پذیرد ؛ مثلا گوشت و استخوان و … ماده بدن هستند اما بدن گوشت و استخوان و… نیست ؛ لذا ما وقتی شخصی را با همان صورت و شکل ولی بدون این مواد دنیوی در خواب می بینیم باز یقین داریم که این فلان شخص است ـــ .
هر کدام این دو گروه دلائلی برنظریه خود اقامه کرده و اشکالاتی نیز بر نظر دیگری وارد نموده اند ؛‌ حال اینکه دلائل کدام گروه یقینی و قطعی است ؛‌ و کدام گروه توانسته اند اشکالات وارده بر نظریه خودشان را جواب دهند ؛ امری است بسیار دشوار. البته برای کسی که نمی تواند به نتیجه قاطعی در این باره برسد برای او ، شرعا لازم و ضروری است که اجمالا معتقد شود که معاد ، جسمانی ، روحانی است ؛ و این دلیل برای او کافی است که بگوید : قرآن کریم کتاب خداست ؛ و خدا محال است سخن باطلی بگوید ؛ و از آیات قرآن استفاده می شود که معاد جسمانی، روحانی است ؛ پس حتما این مطلب حق است. اما اگر کسی بخواهد از راه عقلی به نظریه درست و تفصیلی دست پیدا کند چاره ای جز تحقیق عمیق و توان بررسی و ارزیابی نظرات این دو گروه ندارد.
دلیل عمده متکلمین بر معاد جسمانی دلیل نقلی است ؛ ولی دلیل عقلی نیز بر این مطلب اقامه کرده اند که به یک مورد از دلائل ایشان اشاره می شود :
دلیل متکلمین بر معاد جسمانی .
خداوند متعال انسان را آفرید تا به سعادت و کمال برسد ؛ و یکی از ارکان سعادت ، لذت است ؛ و شکی نیست که انسان دو گونه لذت دارد ؛ لذات روحی و معنوی و لذات جسمانی . در این دنیا ، این دو گونه لذت باهم به نوعی ناسازگاری دارند ؛ به نحوی که اگر کسی بخواهد از تمام لذائذ جسمانی بی هیچ محدودیتی بهرمند شود از لذات معنوی باز خواهد ماند ؛ و اگر بخواهد از لذائذ معنوی بهره کامل ببرد ناچار باید از برخی لذائذ جسمانی چشم پوشی کند . حال اگر آخرت صرفا روحانی باشد ، در آن صورت انسان در آخرت از لذات جسمانی محروم خواهد بود ؛‌و اگر معاد صرفا جسمانی باشد از لذائذ روحانی محروم خواهد شد ؛ پس در این دو حالت انسان ، انسان محروم از سعادت کامل خواهد بود ؛ و اگر معاد ، جسمانی و روحانی باشد انسان می تواند به سعادت کامل دست پیدا کند ؛ و بر خداوند کریم و خیر خواه ، قبیح و نارواست که امکان تأمین سعادت کامل انسان مؤمن برای او باشد ، و او این سعادت را تامین نکند ؛ و قبیح و ناروا در خدا راه ندارد ؛ پس حتما خداوند متعال چنین امکانی را تحقق خواهد بخشید ؛ و معاد را جسمانی و روحانی قرار خواهد داد.
حکمای صدرایی نیز بر معاد جسمانی مورد ادعای خودشان دلائلی را اقامه نموده اند . البته فهم مقدمات دلائل ایشان نیازمند آن است که شخص با مکتب فلسفی حکمت متعالیه آشنایی داشته باشد . ما سعی می کنیم دلیل اصلی حکمای صدرایی را با بیانی ساده خدمت حضرت عالی بیان کنیم ؛ گرچه ساده کردن مطالب فلسفی کار چندان آسانی نیست .
دلیل حکمای صدرایی بر معاد جسمانی .

۱- هر موجود مادی و از جمله انسان ، دارای حرکت جوهری است ؛ به عبارت دیگر موجود مادی موجودی است که ذاتش دائما در سیلان و در پویش وتحول است ؛ و لحظه به لحظه صورتی تازه می گیرد.
۲- انسان ، زمانی دارای صورت نطفه است ؛ و زمانی دیگر دارای صورت علقه می شود و زمانی دیگر به صورت مضغه در می آید و بالاخره به مرحله جنینی می رسد ؛ و در لحظه بعد صورتی نو می یابد که آن را صورت نفس می گویند ؛ در این لحظه است که جنین تبدیل به انسان می شود ؛ و با صورتهای بعدی که دم به دم به انسان افاضه می شود ، نفس و بدن انسان باز هم کاملتر می شود ؛ تا لحظه مرگ فرا رسد. بنابر این از نطفه تا لحظه مرگ یک موجود است که دائما در تحول است ؛ نفس (روح) در نتیجه حرکت جوهری بدن ، از خود همان بدن پدید می آید و موجودی جدا از بدن نیست ؛ بلکه مرتبه ای از وجود همین یک انسان است ؛ به عبارت دیگر انسان موجودی مرکب از روح و بدن نیست ؛ بلکه انسان یک موجود است که دارای مرتبه بالا و پایین است ؛ مرتبه بالای آن روح و مرتبه پایین آن بدن است. و جدا شدن دو مرتبه ی یک وجود از همدیگر محال است ؛ چون اگر جدا شوند دیگر یک وجود نخواهند بود ؛ بلکه دو موجود مستقل از هم خواهند بود ؛ در حالی که انسان یک وجود بیشتر نیست ؛ ما به علم حضوری می یابیم که یک وجود هستیم نه دو وجودبه هم چسبیده .پس روح و جسم دو روی یک سکه اند ؛ انسان یک وجود است که یک روی پنهان دارد و یک روی آشکار .
۳- بر این اساس در هنگام مرگ انسان با روح و بدن وارد عالم برزخ می شود ؛ نه فقط با روح تنها ؛ و اساسا بدن بدون روح و روح بدون بدن معنی ندارد. روح وقتی روح است که بدن داشته باشد ؛ و بدن وقتی بدن است که روح داشته باشد.
۴- اما بنا به براهین قطعی فلسفی ـ که در کتب فلسفی بیان شده است ـ عالم برزخ ، عالمی مجرد (غیر مادی ) است ؛ بنابراین محال است انسان با بدن مادی در آن وارد شود ؛ پس انسان وارد شده در عالم برزخ ، انسانی با بدن غیر مادی (بدن برزخی , مثالی) خواهد بود ؛ یعنی صورت بدن وارد عالم برزخ خواهد شد نه ماده آن ؛ و شیئیّت شیء به صورت آن است نه به ماده آن ؛ و ماده در حقیقت شیء داخل نیست ؛ بنابر این بدن برزخی با این که غیر مادی است اما دقیقا همین بدن دنیوی است ؛ چون همان صورت است ؛ نه صورتی دیگر ؛ پس در هنگام موت آنچه از انسان در این دنیا می ماند ماده اوست ؛ نه بدن او ؛ آنچه در دنیا می ماند جسمی است که میّت نامیده می شود ؛ و اگر به آن بدن فلان شخص گفته می شود مجاز است ؛ مثل این که به چوب خشک ؛ درخت گفته شود.
۵- عالم آخرت نیز عالمی است مجرد از ماده ؛ چرا که عالم آخرت از نظر وجودی کاملتر از عالم برزخ است ؛ پس اگر عالم برزخ غیر مادی است ، به نحو اولی آخرت پس از برزخ نیز غیر مادی است ؛ بنابر این انسان در آخرت نیز با بدن غیر مادی محشور خواهد شد ؛ لکن بدن آخرتی لطیفتر از بدن برزخی خواهد بود.و هر چه بدن لطیفتر باشد لذات و عذاب او هم شدیدتر ، و محدودیت آن کمتر خواهد بود.
برای مطالعه بیشتر به منابع زیر مراجعه فرمایید.
۱- آموزش کلام اسلامی ۲، محمدسعیدی فر،ازصفحه ۲۰۰به بعد
۲- معاد یا بازگشت بسوی خدا ؛ استاد محمد شجاعی
۳- معادشناسی ؛ استاد جعفر سبحانی

دانلود کتاب






مطالب مشابه با این مطلب

    ثواب سوره تغابن

    ثواب سوره تغابن/ قرآن سراسر خیر و برکت است و نمیتوان یک سوره را بر سوره ی دیگر ترجیح داد فضایل و خواصی که برای سوره ها ذکر میشود و به مثابه تشویق و جایزه ایست برای روی آوردن به قرآن و مأنوس شدن […]

    روش های ترک کردن غیبت

    روش های ترک کردن غیبت/ دانشمندان اخلاق براى همه بیمارى‌هاى نفسانى، دو راه درمان را سفارش مى‌کنند: راه علمى که خود شامل دو قسم: «اجمالى» و «تفصیلى» است. در این گفتار، راه‌هاى درمان هر کدام از موارد غیبت، جداگانه بررسى مى‌شود.

    از کریم اهل بیت چه می دانید

    از کریم اهل بیت چه می دانید/ امام حسن(ع) نسبت به دردمندان و تیره‌بختان جامعه بسیار دلسوز بودند و با خرابه‌نشینان دردمند و اقشار مستضعف و کم‌درآمد همراه و همنشین می‌شدند و دردِ دلِ آن‌ها را با جان و دل می‌شنیدند و به آن […]

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است/ خدای متعال راه اصلاح را به سوی انسان بازگذاشته، تا اگر به مسیر نابودی خویش رفته، بتواند آن را اصلاح کند و سعادت ابدی خویش را نجات دهد. «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ […]

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟ تربیت صحیح دینی ، عوامل مؤثر در شقاوت انسان را خنثی می‌کند. یعنی اگر به راستی جوانان با مسجد و روحانیت، مجالس دینی، رساله عملیه مراجع تقلید و نیز با کتاب‌های محتوی احکام، اخلاق […]

    آداب پیاده روی اربعین

    آداب پیاده روی اربعین/ اربعین مجلس روضه‌ای است که خود امام حسین(ع) برگزار کرده. شما باور می‌کنید که کسی هیأت‌داری کند، ولی برای اربعین کاری انجام ندهد؟! چون یک‌دفعه‌ای این سؤال پیش می‌آید که «اصلاً او برای چه هیأت‌داری می‌کند؟» شما باورتان می‌آید کسی […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد