رایابوک



تبلیغات


جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

تبلیغات کاپریلا



نوار


چگونه در زندگی افراد موردعلاقه خود را تحت تأثیر قرار دهیم؟
کتاب صوتی "چگونه هر کسی را دوست خود کنیم؟" اثر "دیل کارنگی" را از نوار دانلود کنید و گوش دهید.
همین حالا کتاب صوتی "چگونه هر کسی را دوست خود کنیم؟" را از کلید زیر دانلود کنید.

دانلود کتاب از اینجا


عبودیت مطلقه پیامبر

عبودیت مطلقه پیامبر
امتیاز به این مطلب!

76 views

بازدید


عبودیت مطلقه پیامبر

عبودیت مطلقه پیامبر/

عبودیت مطلقه پیامبر در کلمات امام رحمه الله با رویکردهای متعددی بازگو شده است. در این جا به تبیین دو نکته در این باب بسنده می کنیم:
الف) در روایتی از پیامبر(ص) وسلم نقل شده است که فرمود: «لی مع اللّه  وقتٌ لا یسعه ملک مقرّب ولا نبی مرسلٌ». یکی از مشایخ بزرگوار ما ضمن درس می فرمود: عبارت «لا نبی مرسل» نکره در سیاق نفی است و عمومیت و شمول را می رساند؛ از این رو حدیث مذکور حتی خود وجود مقدس پیامبر را نیز شامل می شود، یعنی حضرت در آن حالت اُنس مطلق به مرتبه ای از فنای فی اللّه  می رسیده است که حتی خودش به عنوان «محمد بن عبداللّه » نیز در آن خلوت حضور نداشته است. همان طور که وقتی قطره ای وارد اقیانوس بیکران می شود از آن قطره به عنوان یک موجود متعیّن خاص دیگر خبری نیست، انسان کامل نیز در پی اُنس با خلوتگاه دوست مثل آن قطره چنان در بحر بیکران هستی مطلق محو و فانی می شود که چیزی از تعیّن وجودی او و لوازم آن نمی ماند. در مقام بیان چنین حالتی گفته اند:

در خدا گم شو، کمال این است و بس                     گم شدن گم کن، وصال این است و بس

به گفته یکی از صاحب نظران، مصراع اول این بیت ناظر به مقام «فنای فی اللّه» است و مصراع دوم آن ناظر به «فنای از فنا» است. پس سالکان راستین نه تنها به فنای فی اللّه  می رسند بلکه از فنای خود نیز فانی می شوند. آنان در این حالت نه فقط خود را نمی بینند بلکه فنای خود در حق را نیز نمی بینند. حضرت امام با اشاره به حدیث یاد شده، درباره این حالت متعالی پیامبر می گوید:

سر حلقۀ اهل معرفت و خلاصۀ اصحاب محبت و حقیقت، «أبیتُ عِندَ رَبِی یُطعِمُنی و یسقینی» فرماید. خدایا این چه بیتوته است که در دار الخلوت اُنس، محمد(ص) را با تو بوده، و این چه طعام و شراب است که با دست خود این موجود شریف را چشاندی و از همه عوالم وا رهاندی؟ آن سرور را رسد که فرماید: «لی مع اللّه …». آیا این وقت از اوقات عالم دنیا و آخرت است یا وقت خلوتگاه «قٰابَ قَوْسَیْنِ» و طرح الکونین است؟ این حالت معنوی که اختصاص به پیامبر داشته و نصیب هیچ موجود دیگری نشده است، در واقع نمونه ای از عبودیت مطلقه آن حضرت است.

ب) در شب معراج به پیامبر خطاب شد: «هر چه از سعادت ها که می خواهی درخواست کن». پیامبر گفت: «من را به عبودیت خودت منتسب فرما». در این هنگام آیه مبارکه: «سُبْحٰانَ الَّذِی أَسْریٰ بِعَبْدِهِ…» نازل شد. حضرت امام ضمن بیان مبسوطی در این باره می گوید: چون سالک را مقام اسمیّت دست داد، خود را مستغرق در الوهیت بیند: «العبودیه جوهره کنهها الربوبیه». پس خود را اسم اللّه  و علامه اللّه  و فانی فی اللّه  بیند و سایر موجودات را نیز چنین بیند، و اگر ولی کامل باشد، متحقّق به اسم مطلق شود، برای او تحقّق به عبودیت مطلقه دست دهد و «عبداللّه » حقیقی شود، و تواند بود که تعبیر به عبد در آیه شریفه: «سُبْحٰانَ الَّذِی أَسْریٰ بِعَبْدِهِ» برای آن باشد که عروج به معراج قرب و افق قدس و محفل انس به قدم عبودیت و فقر است و رفض غبار انّیّت و خودی و استقلال است… چه که عبودیت مِرقات رسالت است… و او را به قدم عبودیت به افق احدیت جذب فرمود و از کشور مُلک و ملکوت و مملکت جبروت و لاهوت رهانید.

در این سخن امام رحمه الله، مسأله عبودیت مطلقه با این رویکرد مطرح شده است که از طریق عبودیت، انسان به مقامی می رسد که خود و همه جهان و جهانیان را آیت و نشانه ای از وجود حق می بیند. انسان کامل وقتی از رهگذر بندگی حق به مقام عبودیت مطلقه رسید در واقع از عوالم ملک و ملکوت و جبروت عبور کرده است و مجذوب افق احدیت می شود و فنای مطلق به او دست می دهد و محو و فانی در اسما و صفات و ذات الهی می گردد. این مقام، از نگاه امام خمینی بالاصاله نصیب حضرت ختمی مرتبت شده است و بالتبع اولیای معصوم از اهل بیت او از آن بهره مندند، و دیگران گرچه هر کدام به اندازه توان و تلاششان در مسیر بندگی جلوه هایی از عبودیت نصیبشان می شود، هرگز قدرت پرواز بر قله بلند عبودیت مطلقه را ندارند.

عبودیت مطلقه پیامبر
حالت پیامبر به هنگام فرا رسیدن وقت نماز

یکی از زیباترین حالات معنوی پیامبر اسلام(ص)، تجلیات معنوی آن حضرت به هنگام فرارسیدن وقت نماز بوده است. برخی از همسران پیامبر گفته اند: گاه با پیامبر سرگرم سخن و گفت وگو بودیم، ولی همین که وقت نماز فرا می رسید حالتی برای آن حضرت پیش می آمد که گویا دیگر او ما را نمی شناخت و ما او را نمی شناختیم. امام خمینی با اشاره به این نقل، می گوید: از بعض زوجات رسول اکرم(ص) نقل شده که آن بزرگوار با ما مشغول صحبت بود و ما هم با او مکالمه می کردیم؛ همین که وقت نماز داخل می شد گویی ما را نمی شناخت و ما او را نمی شناختیم و از هر چیز اشتغال خود را صَرف می کرد و به حق مشغول می شد.

از آن جا که وقت نماز در واقع فرارسیدن زمان حضور تام و کامل به محضر حضرت دوست و گفت وگوی محِب با محبوب در خلوتگاه اُنس است، هنگام فرارسیدن وقت نماز برای انسان کامل مثل زمان فرارسیدن وقت دیدار و ملاقات با معشوق برای عاشقی به انتظار نشسته است.

همان طور که عاشق دل باخته برای دیدار معشوق و گفت وگوی عاشقانه در حجله تنهایی، لحظه شماری می کند و هرگاه زمان دیدار و ملاقات فرا رسد هَیَمان عشق پیشاپیش او را از همه چیز و همه کس بریده است به طوری که غیر از معشوق چیزی نمی بیند و غیر از سخن معشوق چیزی نمی شنود، هنگام فرارسیدن وقت نماز برای انسان کامل در واقع فرارسیدن وقت دیدار با محبوب حقیقی در خلوتگاه انس و محراب عبادت است. از این رو در روایات متعددی از ائمه علیهم السلام نقل گردیده که حالت آن ها به هنگام فرارسیدن نماز دگرگون می شده است.

یکی از دل انگیزترین و آموزنده ترین حالات پیامبر(ص) نحوۀ آمادگی آن حضرت برای خواندن نماز شب است، زیرا در چندین روایت آمده است که رسول خدا هنگام خواب، آب وضوی خود را آماده می کرد و مسواک را در کنار بستر خود می گذاشت، سپس می خوابید. بعد از اندکی استراحت، بیدار می شد و می نشست و به سوی آسمان نگاه می کرد و آیه مبارکه «إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمٰاوٰاتِ وَاْلأَرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّیْلِ وَالنَّهٰارِ لاَیٰاتٍ لِأُولِی اْلأَلْبٰابِ» را تلاوت می نمود. سپس وضو می گرفت و مسواک می زد. آن گاه چهار رکعت نماز با رکوع ها و سجده های طولانی به جا می آورد. دوباره وارد بستر می شد و اندکی می خوابید. بار دیگر بیدار می شد و مثل نوبت اول وضو می گرفت و مسواک می زد و به سوی آسمان نگاه می کرد و آیه یاد شده را تلاوت می فرمود. چهار رکعت نماز به همان نحو به جا می آورد و باز وارد بستر خواب می شد. بعد از اندکی استراحت برمی خاست و به همان دو صورت پیشین عمل می کرد. آن گاه نماز «وتر» و دو رکعت «شفع» می خواند، تا وقت نماز صبح فرا می رسید و نماز صبح را اقامه می کرد.

این نحوه عبادت و نماز خواندن پیامبر(ص) همان حقیقتی است که از آن در قرآن به «تهجّد» یاد شده و درباره اش آمده است: «وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نٰافِلَهً لَک عَسیٰ أَنْ یَبْعَثَک رَبُّک مَقٰاماً مَحْمُوداً». واژه «تهجّد» همان چیزی است که در فارسی از آن به «بیدار خوابی» یا «شب زنده داری» یاد می کنند و چون نماز شب با خواب و بیداری متعدد به جا آورده می شود، «تهجّد» نام گرفته است.

این گونه حقایق در واقع بازتاب دهنده زیباترین حالات معنوی پیامبر و بازگو کننده آموزنده ترین روش عبودیت و بندگی است. اشاره موجود در برخی روایات در کنار آیه قرآنی «لَقَدْ کٰانَ لَکمْ فِی رَسُولِ اللّه  أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ» به ما نشان می دهد که تنها با براق عبادت و رفرف بندگی می توان به قله کمال و سعادت جاودان دست یافت و به قرب الهی نایل آمد و نماز شب بهترین سکوی پرش به سوی معراج دوست است. از این رو در روایتی از امام حسن عسکری علیه السلام نقل شده است که فرمود: «إنّ الوصول إلی اللّه  سفرٌ لا یُدرک إلاّ بامتطاء اللیل»؛ وصال قرب حق راهی است که تنها از طریق سوار شدن بر مرکب شب قابل پیمودن است.
عبودیت مطلقه پیامبر
اسراری از عبادت های پیامبر

قرآن کریم عبودیت و عبادت را علت غایی خلقت آدمیان معرفی کرده است: «وَمٰا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَاْلإِنْسَ إِلاّٰ لِیَعْبُدُونِ». ظاهر این آیه دلالت بر آن دارد که خلقت آدمیان دارای غرض و غایت است و آن چیزی جز عبادت نیست، یعنی آدمیان برای آن آفریده شده اند که عبادت کنند. تعبیر «لیعبدون» در آیه مذکور ناظر به آن است که آدمیان از رهگذر عبادت به کمال می رسند. پس مراد آیه این نیست که خداوند از طریق آدمیان متصف به معبودیت شود وگرنه باید چنین تعبیر می شد: «… لأعبد، أو لأ کون معبوداً لهم»، در حالی که این گونه تعبیر نشده است. پس درمی یابیم که غرض نهایی از عبادت آن است که بنده از خود و همه چیز بریده شود و به مبدأ هستی بخش ارتباط و اتصال پیدا کند، نه آن که خدا از رهگذر عبادت آدمیان متصف به معبودیت شود.

نکته دیگر آن است که اساساً عبادت و عبودیت برای آدمیان یک نیاز ذاتی و وجودی است و به همین جهت به عنوان خواستی ثابت و همیشگی برای او مطرح است. انسان از رهگذر عبادت، می تواند به هر کمال حقیقی دست یابد. از این رو خداوند به پیامبرش فرمود: اگر می خواهی به «مقام محمود» نایل شوی باید از طریق عبادت اقدام کنی و به همین خاطر فرمود: «وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نٰافِلَهً لَک عَسیٰ أَنْ یَبْعَثَک رَبُّک مَقٰاماً مَحْمُوداً». یکی از محققان معاصر ضمن بحث مبسوطی می گوید: «امکان ندارد انسانی انسان کامل بشود بدون عبادت و پرستش» و در کلمات امام خمینی بر این نکته تأکید شده است که عبودیت نردبان رسالت، و رسیدن به مقام رسالت در واقع نتیجه عبودیت است. پیامبر(ص)نیز از رهگذر عبادت و عبودیت کامله به آن مقام متعالی رسیده است. اینک با توجه به نکته های یاد شده به ارائه جلوه ای از اسرار عبادت پیامبر می پردازیم.

عبودیت مطلقه پیامبر
عبودیت بزرگ ترین افتخار پیامبر

یکی از فضایل و امتیازات انسان کامل آن است که در عبودیت خداوند از همه کامل تر و در عبادت از همه تواناتر است. انسان کامل جز عبودیت به هیچ یک از امتیازات و برتری های خود مباهات و افتخار نمی کند. مثلاً در سخنان امیرمؤمنان چنین آمده است: «کفیٰ لی فخراً أن أکون لک عبداً». پس یکی از اسرار عبادت های انسان کامل آن است که او کمال و افتخاری بالاتر از عبودیت برای خود سراغ ندارد و به همین خاطر نیز عبادت را وجهه همت خود قرار داده است. یکی از شارحان فصوص الحکم ضمن تحلیل واژه «عبد» گفته است: پیامبر بنده خالص خدا است ولی اطلاق لفظ عبد بر آن حضرت، خلاف ادب است. امام خمینی با نقد این دیدگاه، نکته ژرفی درباره عبودیت پیامبر مطرح کرده است: هذا من سوء الأدب علی اللّه  بل علی رسول اللّه (ص) فإنّ العبودیه من أعظم افتخارات النبی.

یعنی این سخن قیصری نه تنها نسبت به خداوند، بلکه نسبت به رسول خدا نیز خلاف ادب محسوب می شود، زیرا عبودیت و بندگی از بزرگ ترین افتخارات پیامبر به حساب می آید. شاید به دلیل عظمت مقام عبودیت پیامبر است که مؤمنان مکلفند در تشهد نماز قبل از رسالت، به عبودیت آن حضرت شهادت بدهند. همچنین به جهت مقام بلند عبودیت پیامبر است که خداوند در قرآن در مسأله معراج آن حضرت، به عبودیت وی توجه داده و فرموده است: «سُبْحٰانَ الَّذِی أَسْریٰ بِعَبْدِهِ». امام خمینی ضمن تحلیل این مسأله، بدین مضمون اظهار می دارد: منزه است آن خدایی که پیامبرش را با نردبان عبودیت مطلقه سیر داد و به قدم عبودیت به افق احدیت جذب فرمود.

از این حقایق به روشنی درمی یابیم که عبادت و عبودیت هایی که در آموزه های آسمانی به خصوص در شریعت کامله اسلام بیان شده، نسبت به حقیقت و روح دین مثل هسته نسبت به مغز است و نه مثل پوسته به هسته و مغز. مغز بادام و مانند آن تنها در صدف هسته از گزند نابودی حفظ می شود و از آن، درختی تنومند پدید می آید. مغز بدون هسته نه تنها با کاشتن سبز و تنومند نمی شود بلکه از بین می رود و نابود می گردد. حقیقت دین نیز در پناه شریعت و احکام آن، سبب بالندگی و رشد و شکوفایی انسان می شود.

پس این تصور که کسی گمان کند بعد از دست یابی به طریقت و حقیقت می توان شریعت را رها کرد، از چند جهت توهم باطل و بی اساس است.

اوّلاً: شریعت نسبت به حقیقت مثل هسته نسبت به مغز است و نه مانند پوسته به هسته و مغز. وانگهی چنان که اشاره شد چون مغز تنها در صدف هسته محفوظ می ماند گوهر و حقیقت دین همواره در پناه شریعت و احکام عبادی آن حفظ می شود، و اساساً دینداری بدون شریعت مداری امکان پذیر نیست.

ثانیاً: وجود حضرت ختمی مرتبت که حقیقت و روح دین است تا آخرین لحظات حیاتش به شریعت و احکامش دقیقاً عمل کرد و هیچ گاه در تبلیغ رسالت خویش از چیزی فروگذار ننمود. به همین جهت، مقام عبودیت او که نتیجه عمل به شریعت و احکام آن است بر همه مقامات دیگرش و حتی بر رسالت او تقدم دارد.

ثالثاً: به گفته امام خمینی عبادت و عبودیت جزو امور فطری انسان است و همه آدمیان از انسان کامل تا پایین ترین فرد بشر، خمیرۀ وجودی شان با عبودیت و بندگی حق سرشته شده است و تمرد از عبادت و عبودیت در واقع سیر بر خلاف جهت و اقتضای فطرت است. روش عمل به این اقتضای فطری، اختصاصاً از سوی خالق دانا مطابق فطرت بشر در قالب شریعت آسمانی تبیین شده است و کسی از پیش خود هیچ گونه حق تشریع و ابداعِ روش عبادت را ندارد. به همین دلیل عبادت ها توقیفی است و روش و نحوه عبادت منحصراً از سوی خدا مشخص می گردد.

عبودیت مطلقه پیامبر
عبادت پیامبر جلوه تجلیات حق

بر اساس آموزه های دینی، عبادتگران به طور کلی سه گروه هستند. عده ای از ترس دوزخ عبادت می کنند؛ بعضی به طمع رسیدن به نعمت های بهشتی به عبادت می پردازند و برخی نیز خدا را از روی عشق و محبت می پرستند. در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود:

«قومٌ عبدوا اللّه خوفاً، فتلک عباده العبید، وقوم عبدوا اللّه  طلبَ الثواب، فتلک عباده الاُجَراء، وقومٌ عبدوا اللّه حبّاً له، فتلک عباده الأحرار وهی أفضل العباده».

بر اساس این روایت، کامل ترین عبادت ها، عبادت احرار است که خداوند را از روی عشق و محبت می پرستند. حال باید دید که عبادت پیامبر از سنخ عبادت احرار است یا فراتر از آن؟

از نگاه امام خمینی عبادت احرار که کامل ترین مرتبه عبادت افراد عادی است از مراحل ابتدایی عبادت انسان کامل به حساب می آید. عبادت احرار در واقع ظهور و جوشش عشق و محبت عاشقان و محبان است، ولی توجه تام به حق تعالی و انقطاع کامل از غیر، با آن حاصل نمی شود. عبادتگر در این مرحله به عبادت خود توجه دارد و سعی می کند که آن را با عشق و محبت به جا آورد، در حالی که خلوص و انقطاع کامل وقتی حاصل می شود که عابد و معبود و عبادت همه رخت بربندند و فنای مطلق در عبادت تجلی کند.

اگر در بعضی روایات از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: «… لکنّی أعبده حبّاً له»، این سخن حضرت ناظر به مرتبه نخستِ عبادت های انسان کامل است و نه اوج عبادت های او؛ زیرا چنان که اشاره شد عبادت حبّی و پرستش از روی محبت گرچه برای سایر مردم اوج کمال است، برای انسان کامل میانه راه محسوب می شود. به همین سبب امام خمینی عبادت اولیای خالص را نقشۀ تجلیات محبوب خوانده است: بدان که… عبادت عبید و اُجراء از ساحت مقدس آن سرور دور است و عظمت پروردگار و شکر نعمای غیر متناهیۀ او، آرام و قرار را از آن حضرت بریده بود، بلکه عبادات اولیای خُلّص نقشۀ تجلیات بی پایان محبوب است، چنانچه در نماز معراج اشاره به آن شده. حضرات اولیا علیهم السلامبا آن که محو جمالند و جلال و فانی در صفات و ذات، مع ذلک هیچ یک از مراحل عبودیت را غفلت نکنند؛ حرکات ابدان آن ها تابع حرکات عشقیۀ روحانیه آن هاست و آن تابع کیفیت ظهور جمال محبوب است.

در این سخن امام رحمه الله نکته هایی عمیق نهفته است. مثلاً این که حضرت امام با اشاره به حدیث معراج، عبادت انسان کامل را نقشه تجلیات حق و نحوه حرکت اعضای بدن به هنگام رکوع و سجود و قیام و قعود را تابع نحوه ظهور جمال محبوب خوانده است، گویای اسرار فراوانی است. پس برای درک بهتر کلام امام خمینی و روشن شدن نکته های نهفته در آن، لازم است بخشی از حدیث معراج بازگو شود.

امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا در شب معراج با آبی که از طرف راست عرش جریان داشت وضو گرفت و به نماز ایستاد بعد از قرائت سوره حمد و توحید، به او خطاب شد: دست هایت را فرود آور و بر زانوهایت بگذار و به سوی عرش من نگاه کن. رسول خدا گفت: وقتی نگاه کردم، عظمتی را دیدم که از هیبت آن از هوش رفتم و حالت مدهوشی به من دست داد. آن گاه به من الهام شد که بگویم: «سبحان ربّی العظیم وبحمده». پس از گفتن آن ذکر، به هوش آمدم. بعد به من گفته شد: به سوی بالا نگاه کن. نگاه کردم؛ حقیقتی را مشاهده نمودم که از دیدن آن بر رو افتادم. سپس به من الهام شد که بگویم: «سبحان ربّی الأعلیٰ وبحمده». پس از گفتن این ذکر به هوش آمدم و نشستم. دوباره در پی دیدن آن عظمت، با صورت افتادم ولی بعد از خواندن ذکر یاد شده دوباره برخاستم و پس از لختی نشستن به پا ایستادم. در این حال، به من گفته شد: سوره «حمد» را قرائت نمایم و آن گاه به من خطاب گردید: سوره «إنّا أنزلناه» را بخوان؛ زیرا آن سوره، نسبت تو و اهل بیت تو تا روز قیامت است. آن گاه مثل رکعت اول، رکوع و سجده به جا آوردم. سپس به من گفته شد که بر خود و اهل بیت خویش درود بفرستم. آن گاه گروهی عظیم از فرشتگان و انبیا را دیدم که در برابرم ایستاده اند؛ گفته شد که بر آن ها سلام نمایم.

گرچه در این حدیث نورانی اسرار فراوانی نهفته است، به گفته امام خمینی قلم ها توان بیان و تحلیل آن ها را ندارد. در عین حال در این جا به اختصار به دو نکته باید اشاره کنیم:

الف) از این حدیث معلوم می شود ذکرها و اعمال نمازگزاران به خصوص انسان کامل و قیام و رکوع و سجود او هر کدام نشانه است و سرّی در آن ها نهفته است. بخشی از اسرار نماز در کلام امام خمینی چنین بیان شده است: [رکوع] خروج از منزل قیام للّه  به مقام قیام باللّه ، و از مشاهدۀ قیّومیت به مشاهدۀ انوار عظمت است، و از مقام توحید افعال به مقام توحید اسمای است، و از مقام «تدلّی» به مقام «قاب قوسین» است، چنانچه سجود مقام «أو أدنیٰ» است… پس حقیقت قیام تدلّی به قیّومیت حق و رسیدن به افق مشیّت است، و حقیقت رکوع تمام نمودن قوس عبودیت و اِفنای آن در نور عظمت ربوبیت است. و رکوع اولیای کمّل تحقق به این مقام است به حسب مراتب خود و حظّ آن ها از حضرات اسمای محیطه و شامله و ذاتیه و صفتیه… پس سالک چون به منزل رکوع که منزل فنای اسمائی است رسید تکبیر گوید و دست خود را… رفع کند… و با دست خود مقام تدلّی و عبودیت… را… رفع و رفض نماید و صفر الید متوجه منزل رکوع شود، و در فنای منزل «قاب قوسین» نور عظمت عرش حضرت وحدانیت و واحدیت به قلبش تجلّی کند و حق را تنزیه و تسبیح کند و خود را از لیاقت تکبیر اسقاط کند.

ب) مراد از عرش در حدیث یاد شده ممکن است مقام واحدیت و حضرت اسما و صفات باشد، و غشوه و مدهوشی که برای حضرت پیامبر از دیدن آن مقام پیش آمد شاید اشاره به فنای او در عظمت الهی و نجات کامل از انانیت نفس باشد. با توجه به این دو نکته، آن قسمت از سخن امام خمینی که گفت: «عبادت انسان کامل، نقشه تجلیات حق و حرکت اعضای او در نماز تابع نحوۀ ظهور محبوب است»، به خوبی روشن می شود روش عبادتی که در شریعت حضرت ختمی مرتبت آمده، کامل ترین و مناسب ترین شیوه اظهار عبودیت و بندگی در پیشگاه حضرت حق است. قیام و رکوع و سجود مؤمنان در نماز در واقع تمثّل عینی نحوه ظهور و تجلیات حق بر قلب انسان کامل است که از رهگذر عبادت او تمثّل یافته و در نمازهای اهل ایمان متجلی می گردد. اصولاً روش عبادتی مناسب تر از آنچه پیامبر داشته و در شریعت وی آمده است، قابل فرض نیست وگرنه خداوند آن را به آخرین فرستاده خود اعلام می کرد و از طریق شریعت او بندگانش را به پیگیری آن روش فرامی خواند تا از این رهگذر، مسیر تکامل معنوی آدمیان سریع تر و کامل تر پیموده شود اما از آن جا که شریعت ختمی کامل ترین شریعت است، معلوم می شود بهترین و زیباترین روش بندگی همین است که در شریعت او بیان گردیده و در کلمات امام خمینی با الهام از حدیث معراج از آن به «نقشه تجلیات حق» یاد شده است.

عبودیت مطلقه پیامبر
ریاضت عبادتی پیامبر

در روایتی از امیرمؤمنان علیه السلام نقل شده است که فرمود: رسول خدا به مدت ده سال هنگام عبادت، بر سر انگشتان خود ایستاد تا این که پاهای آن حضرت بر اثر فشار ورم کرد و روی مبارکش زرد شد. از سوی خداوند این آیه نازل گردید: «طه * مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْک الْقُرْآنَ لِتَشْقَیٰ» .

امام خمینی با اشاره به این حدیث و آیه مبارکه در تحلیل سرّ نحوه عبادت کردن حضرت پیامبر به نقل از استاد خود می گوید: شیخ عارف کامل، شاه آبادی… می فرمودند: پس از آن که آن وجود مبارک مدتی دعوت فرمود و مؤثر نشد آن طوری که حضرت مایل بود، آن سرور احتمال داد که شاید نقص در دعوت او باشد. پس اشتغال به ریاضت پیدا کرد مدت ده سال تا آن که قدم های مبارکش ورم کرد. آیۀ شریفه نازل شد که خود را مشقت مده، تو طاهر و هادی هستی و نقص در تو نیست، بلکه نقص در مردم است. «إِنَّک لاٰ تَهْدِی مَنْ أَحْبَبْتَ» .

این بیان حضرت امام حکایت از آن دارد که تلاش در جهت دستیابی به کمال بیش تر و نیل به اهداف متعالی از رهگذر عبادت و نیایش، از آموزه های سیره عملی پیامبر(ص)است. پس بر اساس «لَقَدْ کٰانَ لَکمْ فِی رَسُولِ اللّه  أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ» چه زیبا است که انسان مؤمن با تأسی به پیامبر(ص) رمز و راز موفقیت خویش را غیر از تلاش معمول فردی خود، در این گونه آموزه ها نیز جست وجو کند.

قرآن کریم فرمود: «وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلٰوهِ» استعانت به معنای طلب کمک است و چون در حقیقت غیر از خداوند هیچ یاور و معینی وجود ندارد، پس مقام اتصال به حق تعالی و انقطاع کامل به سوی او تنها راه کمک و رمز نجات و موفقیت است. در روایات آمده است که امام صادق فرمود: هرگاه مشکلات به شما روی آورد، وضو بگیرید، وارد مسجد شوید و دو رکعت نماز به جا آورید و خدا را بخوانید؛ آن گاه آیه یاد شده را تلاوت فرمود.

عبودیت مطلقه پیامبر
عبادت سپاسی پیامبر

یکی از اسرار نهفته در عبادت های پیامبر(ص) آن است که حضرت از طریق عبادت –  به خصوص انجام نوافل –  شکر و سپاس خود را به پیشگاه خداوند اظهار و ابراز می داشته است. عارفان درباره مفهوم و مراتب شکر، سخن بسیار گفته اند و در کلمات امام خمینی هم به تفصیل در این زمینه بحث شده است.

به طور خلاصه، معنای شکر و سپاس عبارت از معرفت کامل مُنعِم (حق تعالی) است. ثمره این معرفت، خضوع و خشوع آدمی در پیشگاه منعم و خوشحال بودن از نعمت هایی است که به عنوان موهبت الهی نصیب او شده است. انسان شکرگزار در پی آن معرفت و خضوع، باید تعظیم و تحمید و تمجید منعم را قصد کند و در آیات و آثار و الطاف او بیندیشد و همیشه نیت خیر و احسان به بندگان خدا را داشته باشد، و از طریق زبان پیوسته حق را ثنا بگوید و سپاس بگزارد و تسبیح و تهلیل و تمجید خداوند نماید، و بکوشد که همواره در حال اطاعت و عبادت باشد.

امام خمینی با اشاره به روایتی از حضرت امام باقر علیه السلام درباره عبادت هایی که پیامبر(ص) به عنوان شکر الهی انجام می داده، گفته است: عایشه… گفت: ای رسول خدا! چرا به زحمت می اندازی جان خود را و حال آن که آمرزیده است خداوند برای تو…؟ فرمود: ای عایشه! آیا نباشم بندۀ سپاسگزار، فرمود حضرت امام باقر علیه السلام: و بود رسول خدا(ص) که می ایستاد بر سر انگشت های دو پای خود، پس فرو فرستاد خدای سبحانه و تعالی: «طٰهٰ * مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْک الْقُرْآنَ لِتَشْقیٰ» … ای طالب حق… ما فرو نفرستادیم بر تو قرآن را تا به مشقت افتی.

پس یکی از اسرار عبادت رسول اکرم(ص) از نگاه امام خمینی، این است که حضرت به پاس آن همه الطاف وصف ناپذیر خداوند همواره از رهگذر عبادت، شکر خویش را به پیشگاه حق تعالی اظهار می داشته است. البته اوج عبادت های آن حضرت همان طور که از سنخ عبادت حبّی فراتر است، از عبادت سپاسی نیز برتر است. اما آن گونه رنج عبادت که در آیه مبارکه بدان اشاره شده و در حدیث بیان گردیده، نشانه عبادت شکرگزارانه و اظهار سپاس پیامبر در پیشگاه حق تعالی است؛ یعنی حضرت از طریق آن نحو عبادت، حقیقت شکر قلبی خویش را بر اعضا و جوارح خود متجلی می کرده است.

عبودیت مطلقه پیامبر

جلوه ای از آثار عبادت انسان کامل

روایت شده است که امام صادق علیه السلام فرمود: «العبودیه جوهره کنهها الربوبیّه». پیدا است که برای عبادت، غیر از آثار و برکات اخروی، آثار وضعی و تکوینی شگفت انگیزی نیز وجود دارد. از همین رو آن حضرت فرمود: عبودیت ظاهرش بندگی، و باطن و نهایت و هدف و مقصدش ربوبیت (خداوندگاری) است. از این سخن معلوم می شود، تسلط کامل برخواسته های گوناگون نفسانی و مستجاب الدعوه شدن و قدرت تصرف در پدیده های عالم و اموری مانند این ها که در تحلیل آن حدیث گفته شده است، از نتایج ابتدایی یا متوسط عبادت و عبودیت به حساب می آید.

به طور کلی عبادت به دو قسم فریضه (واجب) و نافله (مستحب) تقسیم می شود و هر کدام از این دو، آثار و نتایج خاصی دارد که در آموزه های وحیانی (قرآن و روایات) با اشاره و در رهیافت های عرفانی به تفصیل بیان گردیده است. چگونگی تأثیر انجام فرایض و نوافل در نزدیک کردن بنده به خدا در سخنان امام خمینی به زیبایی و دقت مورد تبیین قرار گرفته است، که در این جا ضمن سه نکته بازگو می شود.

الف) نخست لازم به یادآوری است که دو واژه «فنا» و «بقا» در اصطلاح عرفانی مفهوم کاملاً متفاوتی از معنای لغوی و کلامی شان دارند. مثلاً مراد از «فنای» ممکن الوجود (انسان) در واجب تعالی آن است که انسان بر اثر سیر و سلوک و از طریق عبادت و عبودیت به مقامی رسد که آثار و صفات امکانی او در صفات حق سبحانه مانند نور شمع در برابر نور فروزان آفتاب مستهلک و فانی شود نه این که ذات و هویت او از هم متلاشی و معدوم گردد. از این رو گفته اند:

چون تجلی کرد اوصاف قدیم                      پس بسوزد وصف حادث را گلیم

به همین جهت وقتی انسان سالک به مقام فنا رسید، آثار انانیت او از بین می رود، و با بقای ذات و صفات حق تعالی باقی می ماند. به همین سبب عارفان معتقدند که انسان بر اثر «قرب نوافل» و عبادت های مستحبی به جایی می رسد که حق، چشم و گوش و زبان و دست و سایر قوای ظاهری و باطنی او می شود و خدا با اسم شریف «الباطن» بر او تجلی می کند؛ پس با حق می شنود و با حق می بیند و گفتار و کردارش همه حقانی می شود. همچنین بنده در پی انجام فرایض (واجبات) به مقام «قرب فرایض» می رسد و خداوند با اسم شریف «الظاهر» بر او تجلی می کند و انسان به منزله ابزار و قوایی برای حق تعالی به حساب می آید. در این حال، حق با او می شنود و با او می بیند و با او کار انجام می دهد، یعنی انسان «عین اللّه » و «سمع اللّه » می شود.

ب) این مسأله در سخنان عرفانی امام خمینی هم به صورت عمیق مطرح شده است. امام رحمه الله ضمن تحلیلی در این باره می گوید: وقتی بر اثر هیمان یعنی بهت و حیرت ناشی از شهود جلال و جمال حق هستی سالک متلاشی شد و جبل انّیّت او فرو ریخت . . . اگر توفیق الهی نصیب بشود و استعداد آن را داشته باشد در پی آن شهود عرفانی به بقای بعد از فنا راه پیدا می کند، و عقل او عقل کل، و روح او روح کل می گردد . . . و همه موجودات عالم ارواح و اشباح تربیت شدگان و تدبیرشوندگان تحت تدبیر او خواهند بود و هرگونه که بخواهد در آن ها تصرف می کند، و این مقام بلند تنها از طریق «قرب فرایض» حاصل می شود و در واقع نتیجه قرب فرایض است، همچنان که ثمره و پیامد «قرب نوافل» تخلق به اخلاق الهی و نیل به فنای صفاتی است، زیرا در قرب فرایض بنده بر اثر عبادت چشم بینا و گوش شنوای حق می شود و خداوند با او می بیند و می شنود و کار انجام می دهد.

و در جایی دیگر با اشاره به روایات اهل بیت علیهم السلام، در تحلیل مسأله قرب فرایض و نوافل می گوید: هرگاه بنده باقی به بقای خداوند شد و توفیق الهی نصیب او گردید، سمع و بصر خداوند می شود و حق سبحانه با او می بیند و می شنود. وقتی بنده در حق فانی شد، حق سامعه و باصره و دست او می شود و در این صورت بنده گوش و چشم و دست از خود نخواهد داشت و با خدا می بیند و می شنود و این نتیجه قرب نوافل است که نصیب سالک مجذوب می شود. پس آنچه در آموزه های عرفانی آمده، در کلمات امام رحمه الله در مقام تبیین آثار و پیامدهای وضعی عبادت به روشنی و با دقت خاص مورد توجه قرار گرفته است.

ج) آنچه در کلمات عارفان آمده و در کلام امام رحمه الله بدان توجه شده، در واقع بازتاب عرفانی متون وحیانی (قرآن و روایات) است که ما تنها به چند نمونه از آن اشاره می کنیم. در باب آثار و نتایج عبادت های مستحبی که در متون عرفانی از آن به «قرب نوافل» یاد شده است، فقط به نقل این حدیث قدسی اکتفا می کنیم که طی آن، ژرف ترین اثر و پیامد عبادت های مندوبه (نوافل) بیان گردیده است: «وما تقرّب إلیّ عبدٌ بشیء أحبّ إلیّ ممّا افترضتُ علیه وإنّه لیتقرّب إلیّ بالنافله حتّی اُحبّه فإذا أحببتُه کنتُ سمعَه الذی یسمع به وبصرَه الذی یُبصِر به ولسانَه الذی ینطق به ویدَه التی یبطِش بها»؛ بنده من به هیچ چیزی بهتر از واجبات به من تقرب پیدا نمی کند، ولی او با انجام اعمال مستحب باید به سوی من تقرب جوید، که در این صورت او را دوست می دارم و هرگاه او را دوست بدارم، من گوش اویم که با من می شنود، و چشم اویم که با آن می بیند، و زبان اویم که با آن سخن می گوید، دست اویم که با آن کارها را انجام می دهد.

اما آثار و پیامد فرایض (واجبات) همان حقایقی است که در بعضی روایات آمده است. امیرمؤمنان فرمود: «أنا عین اللّه  وأنا ید اللّه  وأنا جنب اللّه  وأنا باب اللّه » و در قرآن کریم خداوند خطاب به پیامبرش فرمود: «وَمٰا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلٰکنَّ اللّه  رَمَیٰ». این گونه معارف، ناظر به نتایج قرب فرایض است. انسان کامل بر اثر انجام عبادت های واجب به جایی می رسد که چشم و گوش و دست و زبان خدا محسوب می شود و خداوند کاری را که او انجام داده است به خود نسبت می دهد و می گوید: من بودم که  آن کار را انجام دادم، یعنی ای انسان کامل! تو مظهر «ید اللّه » بودی و خداوند آن کار را با دست تو انجام داد و تو در واقع دست خدا در آن کار بودی.

از مجموع آنچه تا بدین جا آوردیم، دو مطلب آشکار شد: اوّلاً با عنایت به مفهوم عمیق حدیث امام صادق علیه السلام «العبودیه جوهره کنهها الربوبیه» که در کلمات امام خمینی هم مورد توجه قرار گرفته بود، به خوبی روشن گردید که آثار عبودیت در هر محل به اندازه استعداد آن ممکن است تجلی کند، ولی عبودیت انسان کامل وی را به جایی می رساند که از او به «عین اللّه » و «ید اللّه » یاد می کنند «وَمٰا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلٰکنَّ اللّه  رَمیٰ» درباره اش می گویند و به تعبیر امام خمینی در ذیل حدیث یاد شده، «مقام اسمیّت» نصیب او گردد و «اسم اللّه » شود و اسم شریف «الرب» بر او تجلی نماید.

ثانیاً) این که امام صادق علیه السلام فرمود «حقیقت و باطن عبودیت، ربوبیت است»، در واقع بیان دیگر آموزه های وحیانی است که مطابق آن، انسان بر اثر عبادت به جایی می رسد که مجاری ادراکی و تحریکی او حقانی می شود یعنی با حق می بیند و با حق می شنود و با حق حرکت می کند و یا بالاتر از آن «ید اللّه » و «عین اللّه » می گردد. این در واقع همان چیزی است که امام صادق علیه السلام از آن به «ربوبیت» یاد کرده است.
منبع : پرتال امام خمینی

دانلود کتاب





مطالب مشابه با این مطلب

    تأثیرپذیر انقلاب اسلامی از الگوی مقاومت حسینی

    تأثیرپذیر انقلاب اسلامی از الگوی مقاومت حسینی/ تأثیرپذیر انقلاب اسلامی از الگوی مقاومت حسینی/ نهضت عاشورا نهضتی عظیم و فرهنگی است که ابعاد گوناگون حیات انسان را دربردارد. حرکتی سرنوشت ساز، تاریخ ساز و عزت آفرین که« احیای اسلام» را موجب شد. نهضت امام […]

    حقوق بشر در نهج البلاغه

    حقوق بشر در نهج البلاغه/ حقوق بشر در نهج البلاغه/ حقوق بشر در نهج البلاغه، آنگاه اهمیت می یابد که در شاکله حکومت اسلامی مطرح می شود. موضوع حقوق بشر در اندیشه سیاسی اسلام، از جهاتی در تعارض و ناسازگاری با داده های نظام […]

    تحلیل شخصیت شمر

    تحلیل شخصیت شمر/ تحلیل شخصیت شمر/ یکی از افراد مقابل ابا عبدالله الحسین علیه السلام، شمر بن ذی الجوشن است. از فرماندهان سپاه امام علی در جنگ صفین و جانباز امیر المومنین کسی که در میدان جنگ تا شهادت پیش رفت. این چنین کسی […]

    از میرزا اسماعیل دولابی چه می دانید ؟

    از میرزا اسماعیل دولابی چه می دانید ؟ از میرزا اسماعیل دولابی چه می دانید ؟ محمد اسماعیل دولابی در روستای دولاب از توابع تهران زاده شد. در جوانی به شغل کشاورزی اشتغال داشت و در عین حال به صورت آزاد به دانش‌آموزی در […]

    بزرگترین دام شیطان برای انسان ها

    بزرگترین دام شیطان برای انسان ها/ بزرگترین دام شیطان برای انسان ها/ حسد یکی از صفات مذموم انسان است که زمینه انحراف و سقوط او را فراهم می کند، از این رو در روایات بشدت از آن نهی و آثار سوء اش بیان شده […]

    تقوا عامل برکت در زندگی

    تقوا عامل برکت در زندگی/ تقوا عامل برکت در زندگی/ اصلاً ماه رمضان به ماه مبارک معروف است. یکی از مهمترین اسم این ماه رمضان است. مشهورترین القابش هم مبارک است. رمضان المبارک است. یعنی ماهی که با برکت است. زمان با برکت، مکان […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد